محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1207

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

از هريك به وزن مجموع ادويه در ظرف سفال آب نديده نو كداخته ادويه را كوفته و بيخته بان ممزوج نموده مرهم سازند [ مرهم حنا ] مرهم حنا در حنا ذكر يافت [ مرهم حنظل مسهل ] مرهم حنظل مسهل كه باذن الله تعالى نافعست از براى اوجاع كهنه كه بوده باشد در كبد و معده و طحال و صلابتى كه عارض شده باشد در اين اعضا و برودت اين اعضا را صنعت آن به نسخهء شيخ الرئيس شحم حنظل چهارده درم تربد سفيد سقمونيا فرفيون از هريك هشت درم تخم شبت نمك طعام مرمكى صافى صبر سقوطرى زهرهء كاو نمك هندى شونيز مويزج جبلى فلفل بليله زنجبيل هليلهء زرد مازريون از هريك دوازده درم كوز يعنى مقل ازرق اشق جاوشير سكبينج از هريك هفت درم بورهء ارمنى كبريت زرد از هريك شانزده درم حلبه بابونه بزر كتان از هريك ده درم ميعهء سائله موم زرد از هريك ده استار آنچه كداختنى است از ادويه بروغن كاو بكدازند و آنچه خيسانيد نيست به طلا يعنى شراب بخيسانند و آنچه كوبيدنى است كوفته و بيخته پس آنچه را خيسانيده‌اند در هاون بدسته بمالند تا حل شود و مخلوط كنند همهء ادويه را يك جا در هاون و بدسته بمالند تا مرهم شود پس بمالند بر معده و كبد بدرستى كه فرود مىآورد ماء اصفر و كسى كه محتاج باسهال بطن باشد و او را مقدور نباشد آشاميدن دواى مسهل بايد كه طلا كرده شود بر شكم او اين مرهم را كه اسهال بطن او مىكند مرهم حوارى اين مرهم را مرهم رسل نيز نامند و ترجمه كرده شده در قرابادين رومى بمرهم سليخا و معروف بمرهم زهره و كفته كه اين مرهم دوازده دواست از دوازده حوارى حضرت عيسى على نبيّنا و ( ع ) كه هريك يكدوا را اختيار كرده تركيب نموده‌اند و اين مرهم بهترين مرهمها است و مصلح بواسير صعبه است برفق و مصلح خنازير و نيست دوائى مثل اين مرهم در اين فعل و تنقيهء جراحات مىكند از كوشت مرده و قيح و موجب اندمال جراحات و محلل اورام صلبه و مزيل اثار و نافعست شقاق را و جلا ميدهد حكه و جرب را و مفيد است از براى بواسير و سعفه و كرمها را ميكشد و نافعست از براى طاعون و سرطانات و سختى سپرز و قروح كوش صنعت آن بنسخهء شيخ رئيس موم سفيد راتينج از هريك بيست و هشت درم و جاوشير و زنكار و مر صافى و قنّه از هريك چهار درم اشق چهارده درم زراوند طويل كندر ذكر مقل ازرق از هريك شش درم مرداسنك نه درم زيت در تابستان دو رطل و در زمستان سه رطل [ طريق ساختن اين مرهم ] طريق ساختن اين مرهم آنست كه صموغ را بسركهء انكورى حل كنند و باقى ادويه كوفته و بيخته موم را در زيت بكدازند و صموغ محلول و ادويهء كوفته را در آن داخل كنند و در هاون و بدسته بمالند تا نيكو مخلوط شود و استعمال نمايند و اين نسخه دوازده جزو است بعدد حواريين حضرت عيسى على نبيّنا و ( ع ) صنعت آن بنسخهء شيخ داود انطاكى موم سفيد صمغ البطم از هريك چهارده درم اشق محلول در سركه هفت درم مقل مرداسنك از هريك چهار درم لبان ذكر زراوند طويل از هريك سه درم جاوشير زنكار مر صافى قنه از هريك دو درم سكبينج يك درم زيت يك رطل اولا مرداسنك را مسحوق نموده با زيت بجوشانند تا مرداسنك حل شود پس اشق محلول و باقى صموغ محلول به سركه را داخل كنند و بپزند تا سركهء آن برود باقى ادويه را داخل كرده در هاون بدسته بمالند تا هموار شود و استعمال نمايند و اين نسخه سواى زيت دوازده جزو است و نسخهء اين مرهم كه صاحب ذخيره خوارزم شاهى در سرطان رحم ذكر كرده مطابق نسخهء شيخ الرئيس و داود است و سواى آنكه بجاى صموغ البطم راتينج است و وزن مقل سه درم و مرداسنك چهار درم نيم است و نسخهء اين مرهم كه محمود بن الياس در حاوى صغير ذكر كرده مطابق نسخهء صاحب ذخيره است سواى آنكه وزن مقل چهار درم نيم است و وزن زيت در تابستان يك رطل و در زمستان يك رطل نيم است صاحب رياض الفوائد اين مرهم را دو درم صلب رحم ذكر كرده به اين نهج آورده موم راتينج مقل ازرق مرداسنك از هريك چهار درم جاوشير زنجار قنه از هريك ده درم اشق هشت درم زراوند طويل ميعهء سائله از هريك سه درم اجزاء كوفتنى را كوفته بحرير بيخته و كداختنى را در شصت درم زيت كداخته مرهم سازند و بدانكه نسخ اين مرهم در قرابادينها مختلف به نظر رسيده و آنچه معتبر بود ذكر كرده شد [ مرهم حواريين بنسخهء ابن جزله كه در منهاج البيان ذكر كرده ] مرهم حواريين بنسخهء ابن جزله كه در منهاج البيان ذكر كرده و كفته كه اين مرهم را مرهم شنجار و اثنا عشرى نيز نامند و كفته كه نافعست از براى ورمهاى صلب و خنازير و بواسير و طاعون و سرطان و جراحتى كه كوشت آن مرده باشد و نملها را سود دارد صنعت آن موم راتينج از هريك چهار درم جاوشير زنكار قنه مرّ صافى از هريك دو درم اصطرك هفت درم زراوند طويل هفت درم و در نسخهء ديكر صحيح سه درم است لبان ذكر سه درم مقل ازرق چهار درم مرداسنك چهار درم و نيم نيم زيت در تابستان يك رطل و در زمستان يك رطل نيم بدستور مرهم سازند [ خ ] [ مرهم خل كه آن را مرهم جالينوس و مرهم ازرق و اسود نيز نامند ] مرهم خل كه آن را مرهم جالينوس و مرهم ازرق و اسود نيز نامند كوشت بروياند و ريشها خشك كرداند و مندمل سازد صنعت آن مرداسنك يك اوقيه كوفته و بيخته سركهء انكورى و زيت از هريك چهار اوقيه مرداسنك را به سركه سوده در زيت داخل كرده در هاون بدسته بمالند تا نيك اميخته شود و اكر خواهند كه خشكى زياده كند زردچوبه نرم كوبيده دو درم زياده كنند مرهم خل كبير اقوى از اول صنعت آن بكيرند طين ارمنى و طين قبرسى از هريك يك مثقال كل خطمى مرتك حناى خشك اسفيداج بزر قطن توتياى كرمانى از هريك سه مثقال هليلهء سياه و زرد از هريك دو مثقال موم سفيد روغن تخم كدو شيرين از هريك پنج مثقال سركهء انكورى به قدر ضرور على الرّسم مرتب نمايند و به كار برند [ مرهم خلّ ديگر جهة اندمال جراحات و قروح عفنه ] مرهم خلّ ديكر جهة اندمال جراحات و قروح عفنه و الزاف و كهوف و بواسير و رفع شقاق و حكهء رطبه و قرحهء رطبه و داء الثعلب و سعفه نافع صنعت آن مرتك يك رطل نيم بسيار نرم سوده با زيت كهنه دو رطل و خل خمر سه رطل اميخته در پاتيلى كرده بر آتش بكذارند و برهم زنند تا بقوام مرهم آيد و مرتك ته‌نشين نشود و سوده نكردد و علامت كمال طبخ و نضج آنست كه سياه كردد و در نسخهء ديكر سركه و زيت بالسويه و مرتك ربع زيت نوشته است و اكر حرارت بسيار باشد بجاى زيت روغن كل داخل كنند و اكر تجفيف زياده خواهند قدرى زردچوبه سوده اضافه نمايند بر نسخهء اصل و در صورت شدت حرارت داخل ننمايند مرهم خمير خراج و اورام صلبه را پخته و منفجر ميكرداند خودبخود صنعت آن خمير آرد كندم پيه كداخته از هريك بيست درم اشق شش درم كندر سه درم نمك طبرزد راتينج از هريك چهار درم اشق را در سركه خل نمايند و پيه را در روغن زيتون به قدر حاجت بكدازند و بطريق معمول مرهم ساخته به كار برند مرهم خمير ديكر كه همين عمل دارد صنعت آن خمير مايه كه خمير ترش است سى درم بورهء ريق مقشر از هريك يك درم جاوشير سركين كبوتر سركين مرغ از هريك ده درم آهك آب نديده پنج درم صابون دو درم با روغن سرشته به كار برند سريع الاثر قايم مقام بتر شكافتن است [ د ] مرهم دياخليون بدانكه دياخليون لغة سريانى است و معنى آن لباب است بعضى كفته‌اند كه اين مرهم از صناعت بختيشوعست و اين غلط است زيرا كه اين مرهم در قرابادين رومى مزبور است و در اينجا مذكور است كه از صناعة ابقراط است نافع است از براى اورام و اوجاع شديدهء مقعده و عصب و اخراج فضلات و خنازير و سلعه و دياخليون بياى مثناة تحتانيّه و داخليون و بدون يا نيز ديده شده صنعت آن بزر خطمى سفيد بزرقطونا تخم مرو بزر كتان بزر حلبه اجزا مساوى هر يك را علىحده در آب سه روز بخيسانند پس با پارچهء صوف صاف نموده بكيرند مرداسنك چهار اوقيه سحق نموده در يك رطل نيم زيت بجوشانند تا حل شود پس اندك‌اندك از لعابها بران ريزند و باتش ملايم بجوشانند تا منعقد شود از آتش فرود آورده داخل كنند در آن زفت رومى و خاكستر چوب رز از هريك پنج مثقال زعفران الحديد يك مثقال در هاون بدسته بمالند تا نيكو مخلوط شود و نكاه دارند و در قرابادين قادرى حكيم ارزانى به زور از هريك پنج درم تا هفت درم مرداسنك بيست درم روغن زيت سى درم تا چهل درم است و كفته‌اند كه اكر اقوىتر خواهند بعد از آن كه روغن سياه شده باشد زفت خاكستر چوب رز مرمكى صافى از هريك سه درم