محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1166
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
بعد از آن سكنجبين قندى كه دو برابر سركه و يك برابر قند داشته باشد ده مثقال داخل كرده بجوشانند آن قدر كه شير خوب بريده شود و بعد از آن بچكانند بدستور مرقوم و زرداب آن را عليل بسه دفعه مىبايد كه بياشامد و فاصلهء ميانهء هر دو دفعه قريب بربع ساعت باشد و در اثناى خوردن اكر سرد شود مىبايد كه ديكربار اندكى كرم نموده بياشامد يعنى مىبايد كه بوده باشد در وقت آشاميدن و ماء الجبن از كوشتهاى نازك مثل كوشت بره و بزغاله و خروس بچه و شوربا و شله و قيمه شوربا و پلاو و امثال اينها ساخته بخورند و طعامهاى تنورى و بخاردار نميبايد خورد كه ضرر دارد ماء الجبن نافع از براى اصحاب سودا صنعت آن بكيرند شير بز سرخ باوصاف مذكوره و در ديك سنكى يا سفالى كرده باتش ملايم بجوشانند و مقدار دو مثقال از آن آب چكيده را كرفته ديكر بار بجوشانند و كف آن را بكيرند و پانزده مثقال سكنجبين افتيمونى داخل كرده بسه دفعه بياشامند چنانچه فاصلهء ميان هر دو دفعه دو ساعت نجومى باشد و روى را بروغن كل سرخ و زهرهء كاو چرب نمايند ماء الجبن كه نافع است از براى امراض سوداوى خصوص وقتى كه با افتيمون بنوشند صنعت آن بكيرند شير بز سرخ موصوف يكمن نيم طبى و باتش ملايم بجوشانند پس بيست درم سكنجبين با ده درم سركهء انكورى يا پنج درم آب ليمو هركدام كه باشد آن را بكيرند و در آن داخل كرده برهم زنند تا شير بريده شود پس در كرباسى انداخته آب آن را بكيرند و صافى نموده مرتبهء ديكر آن را بجوشانند و كف آن را بكيرند و به كار برند و طريق داخل نمودن افتيمون در آن هرگاه اختيار آشاميدن آن با افتيمون نمايند آنست كه بكيرند شش درم افتيمون را و در خريطهء كتانى كرده در يكمن طبى ماء الجبن بمالند چندانكه قوت افتيمون تمام در ماء الجبن بيايد پس بياشامند ماء الجبن ديكر به نسخهء حكيم عماد الدين محمود حسينى شيرازى كه در مجربات خود قلمى فرموده صنعت آن بكيرند شير بز سرخ بعد از وقت عصر مقدار يك چهار يكمن تبريز در ديك سنكى و يا سفالى بجوشانند و به چوب انجير كه پوست آن را دور كرده و سر آن را چهار پاره نموده باشند اهستهاهسته برهم زنند هرگاه به جوش آيد سكنجبين ترش دران داخل كرده تا بريده شود و اكر عوض سكنجبين نمك و يا آبغوره دران كنند نيز بريده مىشود پس آن را در پارچهء كرباس سفته انداخته آب آن را بكيرند و شب بكذارند و صبح باز در ديك سنكى يا سفالى كرده بجوشانند و كف آن را بكيرند چون ديكر كف نياورد دو اوقيهء طبى سكنجبين افتيمونى داخل كرده سه حصّه نموده بسه دفعه بنوشند چنانچه فاصله ميان هر دو دفعه نيم ساعت نجومى باشد و هر چهار روز در ميان يك روز اين مسهل بنوشند صنعت آن پوست هليلهء كابلى هليلهء سياه سر بنفشه شاهتره از هريك سه مثقال كل سرخ منزوع الاقماع سپستان از هريك دو مثقال عناب ده دانه تخم كشوث افتيمون از هريك دو مثقال شب بخيسانند و صبح بپالايند مانند فلوس خيارشنبر ترنجبين از هريك ده مثقال در آن حل كرده مرتبهء ديكر بپالايند و روغن بادام شيرين بران چكانيده بياشامند و اكر حرارت در مزاج نباشد ادويهء مذكوره را با بسفايج فستقى و اسطوخودوس از هريك سه مثقال كاوزبان بادرنجبويه از هريك دو مثقال بجوشانند و بپالايند و نمك هندى يك مثقال سر دارو نموده بياشامند و در روز مسهل احتياج باشاميدن ماء الجبن نيست در ايّام آشاميدن ماء الجبن غذا ميان روز نخوداب و شب ترپلاو باشد كه مصالح آن مانند دارچينى و هيل باشد و اكر خواسته باشند مرغ پلاو و كوشت دراج نيز خوبست در روز مسهل غذا نخوداب صرف باشد و غذاى آن ديكر تناول نكنند اكر خواسته باشند اخر روز شربت قند و تخم بالنكو و كلاب و عرق بيدمشك بياشامند ماء الجبن ديكر به نسخهء سيّد اسمعيل كه در كتاب ذخيره در ماليخوليا ذكر كرده صنعت آن بكيرند شير بز تازه دوشيده كه علف از شاهتره و كاوزبان و كاسنى خورده باشد و صبح در ديك سنكى يا كلى بجوشانند و مقدار بيست درم سكنجبين افتيمونى بدست بران شير جوشان بپاشند و چند جوش ديكر داده از آتش بكيرند و سر ديك را بپوشند تا آب از شير جدا شود پس صاف نموده مقدار پنجاه درم يا زياده و كم از آن بنوشند [ ماء الجبن بنسخهء ابن جزله در منهاج ] ماء الجبن بنسخهء ابن جزله در منهاج ذكر كرده و كفته نافعست از براى كلف و بهق و جرب و اثار جلد آشاميدن آن و طلا كردن بان و صفرا براند و يرقان را سود دارد و چون با افتيمون خورند سودا براند و يك رطل را در روزى بسه نوبت بياشامند و يك دانك نمك هندى در آن داخل كنند صنعت آن بكيرند شير بز سرخ جوان كه علف آن را كاسنى تازه و خيار و رازيانه و آرد جو داده باشند دو رطل و در ديك سنكى يا كلى كنند و باتش نرم بجوشانند و چون به جوش آيد چهار اوقيه سكنجبين سكرى و يك درم سركهء انكورى در آن ريزند چون بريده شود از آتش بركيرند و لحظهء بكذارند پس صافى نموده آب صافى آن را باز بجوشانند و كف آن را بكيرند چون ديكر كف نياورد از آتش بركيرند و در قدح شيشه يا چينى كنند و در ميان آب سرد نهند و بكردانند تا سرد شود و بياشامند ماء الجبن نافع از براى كسى كه صفرا در معدهء او تولد كند و از معده بسوى كبد و جميع بدن رود صنعت آن بكيرند شير بز باوصاف مذكوره كه علف آن را كاسنى و كاهو و كشنيز تر و برك بيد و برك كنار و شاهتره داده باشند و بجوشانند و سكنجبين سادهء سكرى دو استار بران بريزند و از آتش بركرفته سر آن را پوشيده بكذارند تا سرد شود پس صافى نموده در يك رطل از آن سقمونياى مشوى دو دانك نمك هندى يك دانك پوست هليلهء زرد نيم مثقال سائيده اول مرتبه بيست درم ترنجبين خراسانى منقى در آن حل كرده صافى نموده پس ادويهء سر دارو را داخل كرده بياشامند [ ماء الجبن به جهت ماليخولياى مراقى ] ماء الجبن كه به جهت ماليخولياى مراقى ميسازند بدستوريست كه ماء الجبن از شير بز ميسازند چنانچه مذكور شد اما بايد كه معالج تصرف در سكنجبين افتيمونى و چوب آن كند و هميشه از ملاحظهء معده غافل نباشد [ ماء الجبن بنسخهء حكيم مير محمد مومن ] ماء الجبن بنسخهء حكيم مير محمد مومن كه در دستورات تحفه نوشته جهة مواد محترقهء سوداويه و حدت صفرا و تنقيهء كرده و تفتيح مراره و سدد و اسهال نمودن مواد محترقه و ترطيب و اعضا امراض سوداوى و مستعمل است صنعت آن شير بز سرخ زاغ چشم را كه از ولادت آن يك ماه كذشته باشد تعليف بكاهو و اسفناج و شاهتره و خبازى و فصيل و بقول بارده كرده هر روز صد و هشتاد مثقال شير آن را كه دو رطل باشد در ديك پاكى جوشانيده در اثناى جوشانيدن پانزده مثقال سكنجبين ساده و يك مثقال سركهء انكورى در آن ريخته با چوب انجير كه پوست از آن پاك كرده باشند برهم زنند تا بريده شود آن كاه صاف نموده شب در جائى بكذارند كه تهنشين كردد روز ديكر نود مثقال صاف آن را با سكنجبين افتيمونى از ده مثقال تا پانزده مثقال مخلوط كرده سه حصّه نموده نيم كرم بسه دفعه بنوشند و فاصلهء ما بين هر دفعه نيم ساعت باشد تا يك ساعت و غذا را بعد از پنج ساعت تناول نمايند و در امراض سوداوى هر روز با سفوف سودا استعمال نمايند و در رفع سدد و امراض صفراوى با ادويهء مناسبهء آن و بعد از سه چهار روز از حبوب مسهلهء موافقه بنوشند و روز مسهل و روز قبل آن نخوداب و ساير ايام قيمه شوربا و شله و پلاو و امثال آن تناول نمايند و بعضى از اطبا را دستور آنست كه بعد از صاف كردن ماء الجبن با نيم مثقال نمك جوشانيده و كف كرفته استعمال ميكنند و به جهت تهنشين شدن شب بايد كذاشت و دستور اول بهتر است و كاه جهة امراض صفراوى و سدد استعمال كنند بجاى سكنجبين افتيمونى سكنجبين بزورى بارد و معتدل بايد كرد و اجتناب از لبنيات و غذاهاى غليظه و منجره و حلويات و ترشيهاى شديد الحموضه لازم است و هرگاه ترطيب محض مقصود باشد شير را با پنيرمايه دلمه ترتيب داده آب آن را بدون جوشانيدن كرفته با اشربهء موافقه بنوشند و هرگاه شير بز بهم رسد از شير كاو نيز جايز دانسته و هرگاه افتيمون و تمر هندى بالسويه در ماء الجبن خيسانيده بنوشند در اسهال سودا بىعديل است فائدهء نهم در بيان بعض نسخ مستعمله در ماء الجبن از سكنجبينات و سفوفات و حبوب و غيره سكنجبين سادهء سكرى صنعت آن