محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1162
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
و ركت تب و كوله و ماليخوليا و مرض شكم و بيهوشى و دوران سر و ماندكى و علتهاى سينه و مثانه و پندروك كه يرقان است و سنكرهنى كه زرب است و بواسير و علت رحم و اسقاط را بر طرف سازد و قوت باه بيفزايد و پيرى را بر طرف كند و عقل را بيفزايد و لاغر را فربه سازد و نوشيدن شير بسيار نافعست و شير بز را بعضى حكم او حكم شير شتر ميدانند لبن الاتان بضم الف و فتح تاى مثناة فوقانيّه و الف و نون شير الاغست مائيت آن غالب و بغايت قليل الجبنيّه و دهنيت و سردترين شيرها و بسيار مرطب و مبرد است و مفرح و جالى و مفتح و بطيء الاستحاله است بخلط غالب بر معده و جهة سل و دق از براى كسى كه خورده باشد ادويهء قتاله و نافع از براى استسقاى حار و غرغرهء آن جهت خوانيق و ذبحه و اورام لهاة و لوزتين حاره خصوص با مغز فلوس خيارشنبر محلول در آن و آشاميدن آن جهت امراض حاره و دق و هزال يبسى و سرفهء حار و نزلات تند و عسر النفس و لهيب حار و نفث الدم خصوص با كثيرا و صمغ عربى و مسكّن التهاب خون و صفرا خصوص باخبه سنگشو نموده و جراحت امعا و رحم و مثانه بعسل و حرقة البول و قرحهء امعا و زحير خصوص با كثيرا و جهة استسقاى حار و قطور آن در بينى و كوش جهة درد سر حار و بيخوابى حادث از حرارت و يبس و در احليل جهة حرقة البول و با دمالاخوين و روغن كدو و كل ارمنى و كثيرا جهة قرحهء مجارى بول و همچنين تزريق با شير خالص يا با ادويهء مذكوره و يا غير آن از ادويهء مناسبه و حقنهء آن جهت جراحت امعا و رحم و اسهال دموى خصوصا با قابضات و مضمضهء آن جهت تقويت لثه و دندان و ضماد آن جهت اورام حارهء ظاهرى و باطنى خصوص با زعفران جهة دمعه و سلاق مفيد مضر مرطوبين و درد سر بارد و مصلحش كل الكبين و قدر شربتش از دو اوقيه تا نيم رطل با شكر و كثيرا و روغن تخم كدو و ربّ السّوس و امثال آن و تعليف آن باشياى مناسبهء هر علتى شرط است و بدلش شير بز [ دستور آشاميدن لبن اتان جهة امراض حاره ] دستور آشاميدن لبن اتان جهة امراض حاره آنست كه آن را به فارسى الاغ و خر و بهندى كدها كويند اولا با اشياى مناسبه مثل جو و كاهو و امثال آن از اشياى باردهء رطبه تعليف نمايند پس وقت صبح در حضور طلبيده ظرف چينى يا غير آن از نقره يا مسى تازه قلعى كرده پاك شسته در ميان آب كرم كذاشته شير را در ميان آن دوشيده نزد خود آورده صاف نموده كرماكرم روز اوّل مقدار سى مثقال با حبوب و سفوفات و اقراص مناسبه مثل حب مرواريد و سفوف مرواريد و كهربا و سرطان و طباشير و طين مختوم و امثال اينها يا تنها هر قسم كه مناسب باشد بنوشند و روز دويّم پنج مثقال اضافه نمايند و همچنين هر روز اضافه نمايند تا مقدارى كه طبيعة برداشت نمايد و كرانى نكند پس آن مقدار را چند يوم بنوشند و ديكر زياده ننمايند و چون معلوم نمايند كه كرانى مينمايد و يا ترش مىشود زود كم نمايند اكر از كم نمودن باز تخفيف نيابد ترك نمايند و بعد چند روز بتدريج باز شروع نمايند در هر وقت كه حمى خلطى عارض كردد به زودى ترك نمايند و اكر از ابتدا با حمى دقى حمى خلطى نيز باشد ميل ننمايند و تدبير حمى دقى را با ادويهء ديكر نمايند مثل ماء القرع و ماء الخيار و شيرجات باردهء مناسبه اكر بيند كه بسيار موافقت دارد روز دويّم چهل مثقال و روز سيّم پنجاه مثقال و همين قسم تا به حدى كه دانند زياده از آن باعث ثقل بر معده مىشود پس ديكر زياده ننمايند و ماء الجبن فراگرفته از شير خر بدستور مقرر در ماء الجبن از شير بز است و باقسام آن لبن البقر بفتح با و قاف و راى مهمله شير كاو است و كاوميش از جنس آنست و اغلظ از آن هر دو را دهنيّت غالب و در كاوميش زياده مائيت و جبنيت كمتر و مايل باعتدال و غليظتر از ساير شيرهاى تازه دوشيدهء آن كه سرد نشده باشد مبهى و مسمن و مفتح و سريع الهضم و كثير الغذا و نيكو كنندهء رنك رخسار و مولد منى و مدر فضلات و مقوى جوهر دماغ و ترياق سموم است بقى و حافظ رطوبات اصلى و ملين طبع و مرطّب دماغ و جهة سحج و نسيان و غم و وسواس و تقويت بدن و قرحهء ريه و سل كه حمى دقيّه باشد كويى كه تب خلطى باشد و امراض بينى و جرب و قوبا و حكه و جذام و مطبوخ آن با برنج كه شيربرنج و فرنى نامند جهة طول عمر و با كردكان و خرما جهة فربهى كرده و بدن و داغ كردهء آن با آهن و سنك تفته جهة اسهال و قطور طلاى آن جهت اكثر امراض چشم نافع حتى مايوس العلاج از مداومت آن صحت مييابد و با كندر جهة طرفه و با انزروت جهة ناخنه و سبل و شرناق و طلاى آن با سفيداب قلعى جهة نقرس و اورام حارهء مجرّب و با افيون و موم و روغن زيتون رافع درد نقرس حارّه و قدر شربتش از نيم رطل تا يك رطل است و مضرّ صاحبان خفقان رطوبى و منجر و اكثار آن مورث سنك مثانه و كرده و تولد قمل و برص و سريع الاستحاله بخلط غالب بر معده و مصلحش شكر و عسل و شرب آن با شهد و شكر مانع انجماد او است و چون منجمد كردد باعث لرز و قشعريره و عرق سرد و غشى و اختلاط عقل و خناق مىشود و رافع آن قئ با حرف و سكنجبين عسلى و سركه ممزوج با فودنج و بدستور تخم كرفس و عسل با آب كرم است و شرب پنيرمايه را تا به قدر يك مثقال از مجربات شمردهاند لبن الرّماك بفتح راى مهمله و ميم و الف و كاف شير ماديان است جبنيت آن كمتر و كرمتر از ساير شيرها و مفرّح و محرّك باه و اشتها و مدر حيض و بول منقطع كه از حرارت و يبوست باشد و ملين طبع و موافق قرحهء مثانه و مجارى بول و حقنه كرماكرم آن منقى قرحهء رحم و حمول آن با نشارهء عاج بعد از ظهر معين بر حمل عاقر است و از خواص آنست كه چون در هر سال كه قليل از آن به اطفال دهند در آن سال ابله برنياورند و اكر براورند زياده بر چند عدد نباشد و از مجربات مكرره است و ترش كردهء شير ماديان را قمر نامند و در اكثر افعال قويتر است و جهة استسقا و بعضى انواع دق بشرايط مذكوره در لبن اتان دانند و در لبن لقاح از تعليف برازيانه و غير آن مفيد دانستهاند لبن الضّان بفتح ضاد معجمه و الف و نون شير كوسفند است و دهنيت و جبنيت آن غالب و غليظتر از شير كاو و بهترين آن از ميش سياه و در تقويت باه و تدارك مضرت جماع و ادويهء سميّه و تقويت جوهر دماغ و نخاع و قرحهء ريه و امعا و نفث الدّم مؤثر و با روغن بادام و صمغ عربى جهة سرفه مجرّب و در ساير افعال و مضرات مانند ساير شيرها است لبن اللقاح بفتح لام و قاف و الف و حاى مهمله شير شتر است و دهنيّت آن از جهة شدت امتزاج از مائيت آن جدا نمىشود و لهذا كرم و رقيق و مايل بشوريست و مفتح و مدر بول و طمث و زرداب كه ماى اصفر نامند با شكر مقوى بدن و صافكنندهء بشره و محرّك باه و اشتها و جهة سدّه و يبوست جكر و اورام صلبهء باطنى و ضيق النفس و ربو و استسقاى زقى و طبلى و علل سپرز و بواسير نافعست و چون با بول شتر بياميزند مسهل زرداب است و بايد كه بتدريج از دو اوقيه بنوشند تا به يك رطل رسد و در اورام صلبه با روغنهاى محلّله بنوشند مانند روغن بيد انجير و ناردين و بادام و پسته و امثال آن و بعضى كفتهاند كه شير شتر معطش و بطيء الانحدار از معده و اعالى جوفست نسبت با لبان ديكر و ابن بيطار كفته كه لبن لقاح نافع است استسقاى زقى و طبلى را و محلّل خلط غليظ كائن در كبد و اورام صلبه حابسه است و دستور استعمال آن از براى استسقا آنست كه بياشامند در اوايل اورامى كه آئل باستسقا است اصلا مكر بعد از استحكام ماء زيرا كه قبل از استحكام اسهال نمىفرمايد چيزى از ماء را و ضعيف ميكرداند قوت را و امّا بعد استحكام ماء بايد استعمال نموده مادامىكه تب نباشد و در اورام غير آبلهء استسقا در اوّل امر باكى نيست آشاميدن آن [ دستور آشاميدن لبن اللقاح ] دستور آشاميدن لبن اللقاح جهة انواع استسقا خصوص زقى و طبلى با بول آن بغايت نافع و با عسل و قدرى سنبل الطيب نيز مفيد و مسهل زرداب و مفتح سدهء جكر و سپرز و دافع ضيق النفس بارد است و بعضى حار را نيز كفتهاند چون باقراص و اشربهء باردهء معتدلهء مناسبه بنوشند بدين قسم كه شتر را تا ده روز قبل از استعمال نيز تعليف باشياى مناسبهء هر علت از حرارت و برودت و غيرهما نموده روز اول شتر را نزد خود طلبيده ظرفى را پاك شسته خشك نموده باتش كرم كرده در آن بدوشند و صاف نموده مقدار ربع رطل تا نيم رطل چهار مثقال عسل در آن ريخته و نيم مثقال سنبل الطيب سوده بران پاشيده و با سفوفات و اقراص و ادويهء مناسبهء ديكر مثل سفوف لك و دواء اللك و امثال آن بنوشند و هر روز ده درم