محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1149
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
حل كرده ادويه را كوفته و بيخته بان سرشته اقراص سازند شربتى دو درم با سكنجبين بزورى يا ماء الاصول قرص كبر كه مايل باعتدال است تاليف حكيم احمد موسوى صنعت آن تخم كاسنى مغز تخم خربزه از هريك سه درم پوست بيخ كبر شش درم پوست بيخ رازيانه مغز تخم كدو از هريك دو درم ايرسا يك مثقال نيم زراوند طويل فوة الصّبغ از هريك يك درم كوفته و بيخته اقراص سازند شربتى يك مثقال با سكنجبين بزورى قرص كبر معتدل اماس سپرز و درد آن را سودمند است صنعت آن مغز تخم خيارين شش درم ورق كل سرخ تخم كاسنى كشوث از هريك دو مثقال پوست بيخ كبر كل كز كدوى سوخته از هريك دو درم ريوند چينى ايرسا از هريك يك درم و نيم كوفته و بيخته اقراص سازند شربتى سه درم تا هشت درم باب كاسنى تازه و دو استار سكنجبين ساده [ مخلّل شكوفهء كبر ] مخلّل شكوفهء كبر كه به فارسى ترش كبر نامند جهة طحال نافع چون ناشتا بخورند صنعت آن بكيرند غنچهء كل كبر را و در آب و نمك بخيسانند و آب نمك را تبديل نمايند تا شيرين كردد و اكر از براى اين امر به يك مرتبه اكتفا نمايند كه اندك تلخى در آن باقى باشد بهتر است پس براورده باب خالص شسته خوب فشرده تا آب از جسم آن برايد در سركهء انكورى تند انداخته آن قدر كه چهار انگشت سركه بر بالاى آن باشد بكذارند تا برسد و استعمال نمايند و مخلل پوست بيخ كبر در اين امر انفع و ابلغ است و مخلل خيارزه خام كبر نيز مفيد است كبريت بكسر كاف و سكون ياى موحّده و كسر را و سكون ياى مثناة تحتانيه و تاى مثناة فوقانيّه به فارسى كوكرد و بهندى كندهك نامند و آن اصل حار مواليد و زيبق اصل بارد انها است و آن چهار قسم مىباشد يكى سرخ شفاف لامع كه كبريت احمر نامند و يكى زرد مايل بسبزى كه آن را مصطكارى و اصابعى نامند و يكى سفيد مسمّى بكوكرد فارسى و قسم چهارم مايل بكبودى و آن را كبريت اسود و كدر نامند و آنچه از طبخ آب چشمهاى كرم و از خاك بعضى اماكن بهم ميرسد مايل بسياهى مىباشد كه قسم سيم است و بهترين اقسام آن احمر است و اقسام آن در اخر سيّم كرم و خشكست و كرمى آن غالب بر خشكى و قوتش تا سه سال باقى و در غايت دهنيت و محلل و ملطف و مسخن و مجفف و جالى و جاذب و شرب آن مقاوم جميع سموم و با زردهء تخم نيم برشت جهة سرفهء رطوبى و ربو و اخراج چرك و بلغم سينه و شش و رفع يرقان و زكام و نزله و اقسام جرب رطب و خارشها و طلاى آن مسكن ضربان اعضا و سفيد كنندهء موى و با عسل و بدستور با بول و آب دهن جهة كزيدن هوام و با عاقرقرحا و عسل و سركه جهة جذام و جوششهاى سوداوى عجيب الاثر و با سركه و نطرون و علك البطم جهة قلع اثار و حكّه و جرب و بهق و برص ناخن و تقشر جلد و داء الحبه و ثعلب و اكله و قروح رطبه و با حنا جهة قوبا و با سركه و قيمونيا جهة سعفه و با جند جهة تحليل صلابات و با حب الغار جهة امراض بارده و صداع و با ماست نيم وزن كوكرد صمغ عربى جهة سعفه و قروح سر و قوبا مجرب و با بورهء ارمنى و عسل و ادويهء مناسبه جهة نقرس نافع و زرور آن بر بدن قاطع عرق و سعوط آن جهت صرع و سكته و شقيقه مفيد و بخور آن حابس زكام و نزله و مسقط جنين است بسرعت و باعث كريزانيدن هوام و بخور و قطور آن رافع كرى و ثقل سامعه و مضرّ معده و مصلحش كثيرا و شير تازه و قدر شربتش از دو دانك تا يك مثقال و مصعد آن جهت تكليس معدنيات و تنقيه و رفع چرك آن بيعديل و سفيد كردهء آن نايب مناب جوهر زرنيخ است [ دستور مدبّر نمودن كبريت ] دستور مدبّر نمودن كبريت آنست كه ظرفى را از شير كاو پر كنند و سر آن ظرف را بپارچهء كرباسى بهبندند و بالاى آن كبريت ريزه كرده پهن كنند و طبقى از سفال بر بالاى كوكرد بكذارند و در ميان طبق سفالى سركين كاو خشك كنند و آتش دهند و يا آنكه اخكرها كذاشته بدمند تا كه كوكرد آب شود و از پارچهء كرباس كذشته در ميان شير بچكد آن كاه كوكرد را از بالاى شير بردارند و عند الحاجت به كار برند حبّ كبريت جميع امراض سوداوى و بلغمى را نافعست صنعت آن كوكرد مغسول فلفل سياه از هريك پنج درم برنك كابلى دارفلفل نمك سياه نمك طعام از هريك دو نيم درم اجزا كوفته و بيخته باب ليمو كه بهندى كاغذى نامند خمير كرده خشك نمايند و تا هفت مرتبه تجديد كنند پس به قدر نخودى حبّ بندند و خشك نمايند شربتى يك حبّ فصل در ذكر نسخ دواء الكبريت [ دواء الكبريت از تراكيب قديمه مقدم بر ترياق فاروق ] بدانكه اين از تراكيب قديمه مقدم بر ترياق فاروق است و آن را معادل ترياق فاروق در نفع شمردهاند و اين از تراكيبى است كه استعمال كرده نميشود مكر بعد از شش ماه از ساختن آن و قوت اين دوا سه سال تا چهار سال باقى ميماند و كرم است در اخر درجهء تالثه و خشك است در وسط درجهء ثالثه نافعست از براى جميع امراض بلغمى و سوداوى و از براى حميات كه با سردى مىآيند و حميات مزمنهء حادثه از بلغم و سودا و عرق النّسا و وجع مفاصل چون با آب كرفس بخورند و جميع اوجاع مزمنه و سرفههاى كهنه حادث از رطوبت و يرقان و طحال با آب قرنفل و اوجاع عظم باب نيم كرم و از براى زيادتى بلغم و امراض مشايخ و در بلاد بارده مانند روم با ماء العسل و عكس اينها با عرق بيد و از براى تفتيت حصاة و ادرار با سكنجبين بزورى و از براى سعال و جميع امراض صدر چون ضيق النفس و ربو مده با طبيخ پرسياوشان و از براى سموم بالين حليب بقوى و ربوب فواكه و از براى اصناف بواسير و امراض معده با آب كندنا و اين دوا موجب لاغرى بدن است و مصلح آن ماء اللحم و مضعف كبد است و مصلح آن عناب و كثيرا است و شربتى از آن يك درهم است و اطباى هند بسيار رغبت باستعمال اين دوا دارند و ملوك چين استعمال اين دوا ميكنند از براى قوت و سيّد مظفر الدين شفائى كفته كه از منافع عظيمه اين دوا انفع است از براى ادويهء سميّه چون افيون و شوكران و بزر البنج و بيخ لفاح و رفع سميّت انها و نفع از براى كزيدن عقرب و رتيلا و از منافع بينهء آن انفع است از براى كزاز و استسقا صنعت آن بنسخهء يوحنا بن سرافيون بزر البنج سفيد قردمانا كندر ذكر مر صافى از هريك دوازده مثقال فلفل سفيد شش درم كبريت زرد صافى دارفلفل قسط تلخ فرفيون زراوند طويل بيخ لفاح از هريك سه درم صموغ را به مىپنحتج حل كنند و باقى ادويه را كوفته و بيخته معجون سازند و در تب ربع و تبهاى بلغمى يك درم از وى باب كرفس و آب باديان به كار برند و قوتش تا چهار سال باقى ميماند و در نسخهء شيخ داود افيون و زعفران از هريك ده مثقال بر نسخهء يوحنا افزوده است و كفته كه صموغ را در شراب يا در مثلث حل كنند و باقى ادويه را كوفته و بيخته بعسل مصفّى سه وزن ادويه بسرشند و در ظرف چينى نكاه دارند و بايد كه اين دوا را در اول تابستان بسازند تا در اوّل زمستان نضج آن تمام شود پس استعمال كنند كه نافعست و نسخهء معصومى نسخهء شيخ داود است و وزن كوكرد شش درم است و در نسخهء ديكر شيخ داود را كه آن سليخهء سياه و برك سداب است از هريك پنج درم زياده كرده شده و در نسخهء صاحب كامل الصناعه و نسخهء يحيى بن عيسى بن جزله اين دوا از هريك ده مثقالست و اين نسخه اصح نسخ دواء الكبريت است دواء الكبريت به نسخهء شيخ الرئيس صنعت آن كبريت زرد قردمانا بزر البنج سفيد ميعهء سائله صعتر مرمكى صافى از هريك هشت درم سداب قسط تلخ از هريك ده درم افيون زعفران از هريك دو درم سليخهء سياه دوازده درم فلفل سفيد بيست دو درم ادويه را كوفته و بيخته بعسل مصفى بسرشند و بعد از شش ماه استعمال نمايند و بايد كه بياشامد از اين دوا پيش از وقت دورهء تب به قدر شش ساعت و اين نسخه موافق اكثر نسخ قانون است و در بعضى نسخ قانون با ادويهء مذكوره هشت درم زرنيخ سفيد نيز داخل است و در بعضى نسخ زرنيخ سفيد بجاى بزر البنج مذكور است و اين هر دو نسخهء غلط است و نسخهء اول كه از شيخ ذكر شد صحيح است و بعضى كفتهاند كه شربتى دوا از نيم درم تا يك مثقال و شربت متوسّط يك درم است [ دواء الكبريت بنسخهء معصومى ] دواء الكبريت بنسخهء معصومى حميات مزمنهء بلغمى و سوداوى و سرفهء كهنه را نافع باشد و اكثر اوجاع كهنهء بلغمى و سوداوى و كزيدن حيوانات