محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1141

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

مسكه ميش لعاب كل خطمى سفيد لعاب بهدانه لعاب حلبه آب كلم آب شلغم پيه مرغ كداخته از هريك جزوى در ظرفى كرده بعد از آن برهم زنند تا يكى شود پس طلا نمايند و اكر باهم طبخ نمايند بدستور معمول نيز جايز است قيروطى ديكر نافع از براى ذات الجنب و ذات الصدر و اوجاع جنب و صدر صنعت آن سر بنفشه عنب الثعلب اصل السوس بابونه پوست خشخاش باقلاى تازه از هريك كفى جوشانيده صافى نموده پيه كردهء بز پنج مثقال روغن كل پانزده مثقال روغن زنبق پنج مثقال روغن بابونه سه مثقال داخل كرده بجوشانند تا آب برود و روغن بماند درهم سرشته نيم كرم نموده بمالند قيروطى ديكر كه همين عمل كند و بدن را فربه سازد صنعت آن لعاب بزر كتان لعاب ريشهء خطمى پيه مرغ پيه بز پيه بط بروغن زنبق و روغن ياسمين بدستور مقرر موم روغن سازند و استعمال نمايند قيروطى ديكر كه بدن را فربه سازد صنعت آن كثيرا روغن بادام تخم كاهو كوفته پيه بز تازه عنبر موم بطريق مقرر روغن سازند و بر بدن بمالند قيروطى ديكر كه ماليدن آن بر مقعده و بواسير و شقاق را نافع بود صنعت آن روغن كوهان شتر روغن مغز هستهء زردالو مغز ساق كاو پيه مرغ روغن كراث از هريك جزوى با يكديكر تركيب نموده استعمال نمايند قيروطى كه خوردن و ماليدن آن تحليل و تليين اورام صلبه كه در ظاهر و باطن باشد نمايد صنعت آن حلبه بابونه برنجاسف اذخر برك خطمى حاشا زراوند كرد صمغ عربى از هريك يك اوقيه مجموع را نيم كوفته در دو رطل آب و نيم رطل روغن كنجد و پانزده درم روغن خروع چنانچه رسم است اجزا را جوش دهند و صاف كنند و با روغنها جوش دهند تا آب رفته روغن بماند سه درم موم و پيه بط و روغن دنبه از هريك ده درم در آن داخل كرده در هاون خوب بمالند تا خوب يكسان شود پس استعمال نمايند قيروطى كه اورام معده و جكر كه بسبب حرارت باشد سود دهد صنعت آن صندلين ورق كل سرخ از هريك چهار درم اكليل الملك پنج درم زعفران دو درم كافور نيم درم موم سفيد ده درم روغن كل نيم رطل اجزا را در قدرى آب طبخ نموده روغن كل نيم رطل اجزا را در قدرى آب طبخ نموده روغن كل و موم سفيد داخل كرده باتش ملايم جوش دهند و در اخر دو دانك كافور داخل كرده و درهم اميخته سرد نموده استعمال نمايند قيروطى كه شوصه و ذات الجنب را نافع بود صنعت آن لعاب بزرقطونا لعاب خطمى سفيد روغن بادام موم سفيد بنفشه اكليل الملك كل بابونه از هريك جزوى بدستور طبخ نمايند و سينه و پهلو را بدان چرب كنند قيروطى ديكر كه تركيدن دست و پا را كه از سرما باشد سود دهد صنعت آن آب برك كرنب آب چغندر آب شلغم از هريك يك اوقيه موم سفيد پيه كردهء بز روغن دنبه و روغن بابونه از هريك يك سير بدستور طبخ نمايند و دست و پا را بدان چرب سازند قيروطى نافع جهة وجع مفاصل مزمن صنعت آن موم سفيد هفتاد پنج مثقال علك الانباط سى و شش مثقال اجزا را در ديك كرده بر بالاى آتش كذارند تا صموغ در موم حل شود پس صافى نموده صمغ درخت پسته دوازده مثقال تا سى لادن از هريك دوازده مثقال اجزا را كوفته با روغن مذكور جمع نموده خوب برهم زنند تا چون مرهم شود بعد از آن استعمال نمايند قيروطى كه خشكى دست و پا را بر طرف سازد صنعت آن لعاب خطمى لعاب حلبه لعاب تخم كتان آب برك چغندر از هريك نيمن پيه كوسفند پيه مرغ روغن كدو از هريك يك اوقيه باتش ملايم بجوشانند تا بقوام آيد و اكر خواهند كه خشبو شود مشك و كلاب داخل كنند قيروطى كه بدن را فربه كند و با صفا و طراوت كرداند هرگاه كه مكرر بر بدن بمالند صنعت آن جدوار خطائى بكلاب سوده سورنجان عود الصّليب موميائى كانى از هريك سه درم پيه بط پيه شتر مرغ بادام روغن پنبه‌دانه از هريك ده درم بقاعدهء متعارف طبخ نمايند قيروطي ديكر كه ريش و خشكى بينى را سود دارد صنعت آن زوفاى تر پيه مرغ مغز ساق كاو موم زرد قدرى عسل مجموع را درهم بكدازند و در هاون نيكو بمالند و استعمال نمايند قيروطى كه چون بر بدن بمالند بدن را نرم و خشبو و با طراوت دارد صنعت آن روغن بنفشه بادام روغن زنبق كه رازقى نيز نامند روغن نركس از هريك ده درم موم سفيد پيه مرغ روغن دنبه مسكهء ميش روغن پنبه‌دانه از هريك پنج درم لعاب خطمى بيست درم درهم طبخ نمايند و نيم درم مشك سوده و يك درم عنبر در اخر در آن داخل سازند و در هاون بمالند كه خوب درهم اميخته شود قيروطى ديكر كه اتشك را نافعست صنعت آن موم سه درم روغن كاو پنج درم پيه كردهء بز شش درم سيماب چهار مثقال سيماب را در قدرى آب دهان خوب كف‌مال كنند آن كاه اجزا را باهم مخلوط كرده در هاون بمالند و همه يكسان شود پس مجموع را سه بخش كرده هر روز بخشى را در تمام بدن بمالند غير از زير بغل و بن دانها كه در اين دو محل نبايد رسانيد و خود را از هواى سرد محافظت كنند قيروطى ديكر كه بواسير و شقاق مقعده را ماليدن فايده‌مند بود صنعت آن روغن استخوان زردالو مغز ساق كاو پيه مرغ روغن كوهان شتر روغن كراث از هريك جزوى باهم بكدازند و بمالند تا همه يكسان شود و استعمال نمايند قيروطى كه ملين و مسهل بود و چون بر شكم بمالند مسهل بلغم باشد صنعت آن برنك كابلى قثاء الحمار سناء مكى شبرم از هريك ده درم كوفته در يك رطل آب خيسانيده جوش دهند تا ربع آب بماند درهم ماليده صاف كنند پس روغن خروع و روغن حبّ القرطم و روغن كل از هريك يك سير پيه بط پيه مرغ روغن دنبه از هريك نيم سير موم زرد پنج درم اضافه كرده جوش دهند تا ابها رفته روغن بماند صاف كرده استعمال نمايند قيروطى كه فالج و رعشه را نافعست صنعت آن روغن سوسن روغن قسط روغن فرفيون از هريك ده درم موم زرد پنج درم ميعهء سائله دو درم ميعه و موم را در روغنها بكدازند جندبيدستر قسط از هريك دو درم كوفته و بيخته در آن بياميزند و در هاون بمالند كه مجموع درهم اميخته شود و استعمال نمايند قيروطى ديكر كه همان نفع دهد صنعت آن مقل جندبيدستر ميعهء سائله روغن رازقى كه روغن زنبق است پيه بط از هريك جزوى در هاون بمالند كه يكسان شود و استعمال كنند قيروطى كه شقاق را و درشتى كه در رو و دست و پا باشد نافعست صنعت آن كثيرا زوفا از هريك يك درم موم سفيد سه درم روغن بادام ده درم روغن بادام را كرم كرده كثيرا و زوفاى تر داخل كرده در هاون بمالند و استعمال نمايند قيروطى كه محرور المزاج را سود دهد و بدن را ملايم و نرم و خشبو سازد صنعت آن موم سفيد روغن بنفشه بادام از هريك بيست درم روغن كل شبنم كافور نيم درم صندل را بكلاب سوده پنج درم عرق بهار و كلاب از هريك بيست درم چنانچه رسم است درهم ماليده استعمال كنند قيروطى كه بدنهاى كرم مزاجان را موافق باشد و يبوست و خشونت جلد را سود دهد صنعت آن روغن بادام روغن كدو از هريك بيست درم موم سفيد هفت درم پيه بز پنج درم لعاب كثيرا لعاب بزرقطونا لعاب خطمى لعاب بهدانه روغن بيدمشك روغن بنفشه بادام مسكهء تازه از هريك ده درم مجموع را در پاتيلى كرده باتش نرم طبخ نمايند و نيم درم كافور در آن داخل كنند و در هاون بمالند تا مجموع درهم اميخته شود آن كاه استعمال نمايند قيروطى ديكر صنعت آن موم سفيد مغز قلم كاو كثيرا روغن چنبيلى روغن بنفشه بادام يا روغن كدو يا روغن نيلوفر اكر تبريد بيشتر مطلوب باشد لعاب بهدانه يا اسبغول اضافه كنند و استعمال نمايند قيروطى جهة قوة باه از مجربات حكيم سعد الله صنعت آن سفيداب توتيا بورهء ارمنى نوشادر از هريك يك مثقال قلب اسم الغار از هريك نيم مثقال با روغن كنجد و سركه و موم بطريق مقرر قيروطى ترتيب دهند و عضو مخصوص را باب كرم بشويند و بخرقهء خشنى خوب بمالند پس بدان چرب نمايند قيروطى كه شقاق و اورام لبهاى سفل را نافع باشد صنعت آن بكيرند موم صاف و روغن كاو روغن بنفشه از هريك يك اوقيه و در پاتيل كنند و بجوشانند تا موم كداخته شود و همه يكى شود هنكام حاجت به كار برند قيروطى كه همان فايده بخشد صنعت آن مغز استخوان قلم