محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1114
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
بارد و مفرّح است استعمال و استشمام آن صنعت آن بكيرند چوب عود را هر قدر كه خواهند و بخيسانند و جوكوب نموده با آب بسيار بطريق قرع و انبيق عرق كشند و عرق را بكذارند تا خوب سرد شود پس دهنيّت آن را بالتمام بدستور عطر كلاب از بالاى آن از پر مرغى برداشته در شيشه جمع كنند و كلاب بر سر آن ريخته در افتاب كذارند تا سه چهار ماه پس با كلاب مكرر شسته استعمال نمايند و اين هرچند كهنه كردد بهتر و معطر و فاسد نميكردد ليكن غليظ مىشود و اكر قدرى عطر كلاب خالص ممزوج آن كرده استعمال نمايند مىكردد اقوى و الذ و اطيب و بعضى قدرى عنبر نيز داخل مينمايند بطريق حل در قدر مضاعف فتيلهء عود موسوم به بخور برمكى مقوى قلب و دماغ صنعت آن عود هندى خام غرقى صندل سفيد از هريك يك جزو خصى لبان دو جزو نبات سفيد به وزن مجموع ادويه كوفته و بيخته بكلاب سرشته فتيلهها سازد و در سايه خشك نموده بوقت حاجت بخور نمايند و اكر عنبر و مشك از هريك نيم جزو اضافه نمايند ميكردد اقوى فتيلهء عود ديكر مقوى قلب و دماغ و خشبو كنندهء مجلس است صنعت آن اكر غرقى خام يك اثار لادن عنبرى هشت توله حصى لبان سه توله دواله ده توله نبات چهار توله كلاب چهار شيشه ادويه كوفته و بيخته با كلاب مذكور بجوشانند تا قابل فتيلها ساختن كردد پس فتيلها ساخته عند الحاجت برافروزند قرص عود قى و هيضه را سودمند بود صنعت آن عود هندى خام چهار درم كبابهء چينى مصطكى قرنفل سنبل الطيب از هريك دو درم قند سفيد شانزده درم كوفته و بيخته بكلاب سرشته اقراص سازند قرص عود به نسخهء ديكر معده را قوت دهد و از پس قى كردن نافع بود صنعت آن عود هندى خام چهار درم قرنفل كبابهء چينى از هريك يك درم مصطكى سنبل الطيب از هريك نيم درم كوفته و بيخته بكلاب سرشته اقراص سازند قرص عود به نسخهء ديكر معده را قوت دهد و طعام هضم كند و اشتهاى طعام اورد و بوى دهان خوش كند صنعت آن عود قمارى خام قرفة الطّيب پوست زرد اترج از هريك يك درم قرنفل مصطكى از هريك سه درم قاقله سنبل الطيب بسباسه از هريك دو درم كوفته و بيخته بكلاب سرشته اقراص سازند قرص عود ديكر جهت تقويت اعضاى رئيسه و معده نافع صنعت آن عود هندى خام غرقى عنبر اشهب مشك خالص جدوار مجرّب از هريك يك مثقال دارچينى مصطكى رومى فلفل قرنفل از هريك يك نيم مثقال بادرنجبويه اكر تركى كاوزبان رازيانه تخم كرفس سنبل الطيب پوست زرد اترج از هريك دو مثقال كوفته و بيخته با سه چند ادويه نبات سفيد و عسل مصفّى مقوم بسرشند شربتى از يك درم تا دو درم معجون عود مليّن از شيخ رئيس جهت تقويت معده كه با يبوست باشد صنعت آن هيلبوا زنجبيل دارچينى سليخه زعفران فلفل سياه فرنجمشك زرنباد از هريك پنج مثقال سعد زرنب ساذج هندى قرنفل از هريك سه مثقال عود خام هفت مثقال لاجورد دو دانك كافور يك دانك تربد چهار مثقال نمك يك مثقال با عسل مصفى و شكر سفيد بسرشند و اكر مشك و عنبر از هريك نيم مثقال پوست هليلهء كابلى سه مثقال محموده دو مثقال اضافه نمايند بهتر است معجون غير ملين مقوى معده و قلب و دماغ و هاضم طعام و دافع رياح است صنعت آن عود خام سه مثقال مشك عنبر جدوار از هريك نيم مثقال دارچينى مصطكى فلفل قرنفل از هريك يك مثقال و نيم بادرنجبويه كاوزبان تخم رازيانه تخم كرفس سنبل الطيب اكر تركى پوست زرد اترج از هريك دو مثقال با سه وزن ادويه عسل و نبات على الرسم بسرشند و در نسخهء شيخ الرئيس كافور يك دانك نيم افزوده است ند بدانكه ند بفتح نون و سكون دال مهمله قرصى است مركب از عود و عنبر و نبات و غيرها كه به فارسى كشته بر وزن رشته نامند مقوى قلب و دماغ و حواس و محرك باه است شربا و بخور آن جهت رفع سميّت هوالى وبائى نافع صنعت آن عود غرقى خام چهل مثقال عنبر اشهب چهار مثقال نبات سفيد يكصد مثقال ادويه را كوفته و بيخته با كلاب سرشته اقراص سازند و يا آنكه كلاب را با نبات حل نمايند و دو مثقال مشك اضافه سازند ميكردد اقوى ندّ ديكر اقوى از اول صنعت آن عود غرقى خام عنبر اشهب صندل سفيد حسن لبان پوست اترج با برك آن اجزا مساوى و به وزن كل نبات سفيد كوفته و بيخته يا كلاب سرشته اقراص سازند و اكر عشر يك وزن مشك تبتى اضافه نمايند ميكردد اقوى و زياده نمودن بعض ادويهء مناسبه و كم نمودن آن بحسب احتياج منوط بر طبيب است و شربت آن از يك درم تا دو درم و در تبخير هر قدر كه خواهند و مطلوب باشد بسوزانند و محرور المزاج را مضرّ است خوردن و استشمام آن كتاب الغين المعجمة باب الغين مع الالف [ غاريقون ] غاريقون چيزيست شبيه به بيخ و از جزاير درياى روم اورند و در جوف درخت انجير و جز و امثال آن بسبب تعفن متكوّن مىشود مانند قار كه از درخت بلوط بهم ميرسد و بهترين آن سبك وزنست كه باندك ماليدن از هم بريزد و با طبقات و بزرك مقدار باشد و اين قسم را انثى نامند قسم نر آن بىطبقات و در صفات بخلاف انثى است و استعمال جايز نيست و قسم سياه آن از سموم و زرد و سرخ آن قريب بسموم است و شرطست كه بدون كرفتن بر روى پرويزن بمالند تا لطيف آن بكذرد و اجزاى سميّهء آن كه شبيه به ناخن چيده است بماند چه هرگاه كوفته شود اجزاى رديه هم از پرويزن ميكذرد و قوتش تا چهار سال باقى است و مركب القوى و در دويّم كرم و خشك با حلاوت و تندى و تلخى و مسهل بلغم و سودا و صفراى مخلوط به هر يك و محلّل نفخ و مقطع مواد غليظه و مفتّح سدهء جكر و كرده و بادزهر كزيدن افعى و عقرب بغايت مقوى عصب و جاذب مواد از اقاصى بدن و مقوى دل و مفرح بالعرض و مدرّ بول و رافع وهن عضل و با هليلهء كابلى و مصطكى منقى دماغ و رافع شقيقه و درد سر مزمن و با رب السوس و انيسون جهت درد سينه و سرفه و ضيق النفس و امثال آن و با آب جهة قطع نزف الدّم سينه و با فاوانيا جهة صرع و با ريوند چينى جهت امراض جكر و معده و تبها و جهة ترش شدن طعام در معده و نزلات و يا رازيانه جهة سنك كرده و مثانه و درد احشا و كمر و كرده و با شراب جهة سموم و با سكنجبين جهة سپرز و يرقان سدى و با مثل آن اسارون جهة استسقا و با عسل جهة قولنج و انواع رياح و با صبر جهة عرق النّسا و مفاصل و تبهاى نوبهء لرز و امراض اعصاب و اختناق رحم و قرحهء آن و يا جندبيدستر جهة اقسام قولنج و حقنهء آن جهت تبهاى وبائى و قولنج و غرغرهء آن با ميپنحتج جهة ورم مادهء حلق نافع و داشتن آن با خود مانع كزيدن عقرب و اقسام زبون آن مهلك و مورث كرب و مصلح آن در همه افعال جند است و قدر شربتش تا يك مثقال و بدلش نصف آن شحم حنظل و نزد بعضى مثل آن تربد و ربع آن زنجبيل و نزد جمعى دوچندان بسفايج فستقى است فصل در بيان نسخ حبوب غاريقون حبّ غاريقون كه تنقيهء بدن و سر از سوداوى محترق نمايد و ماليخوليا و صداع سوداوى را نافع باشد صنعت آن غاريقون هش سفيد كه از پشت آردبيز موئى بيرون كرده باشند لاجورد افتيمون از هريك دو جزو هليلهء سياه نمك سياه هندى شحم حنظل حجر ارمنى تربد سفيد مدبّر حبّ النّيل سقمونياى مشوى از هريك يك جزو كثيرا ربّ السّوس از هريك نيم جزو مقل ازرق سكبينج جاوشير از هريك يك جزو كوفته و بيخته بطبيخ انيسون سرشته حبّ سازند شربتى دو مثقال با ماء العسل يا با طبيخ افتيمون [ حبّ غاريقون به نسخهء ديگر ] حبّ غاريقون به نسخهء ديكر كه همين خاصيّت دارد و طبع را نرم كند چون هر شب يك درم از آن بنوشند صنعت آن غاريقون ده درم عصارهء غافث ريوند چينى از هريك دو درم قند سفيد پانزده درم كوفته و بيخته باب حب سازند حبّ غاريقون نافع جهت ربو بلغمى و تنقيهء صدر از بلغم صنعت آن غاريقون هش سفيد انثى از غربال كذرانيده يك درم شحم حنظل نيم درم كوفته و بيخته حبوب سازند مجموع يك شربت است با ماء العسل وقت سحر بنوشند هر شب و اولى آنست كه در ماهى يك مرتبه يا دو مرتبه يا در هفتهء يك مرتبه بنوشند حبّ غاريقون ديكر منقول از موجز ايلاقى نافع از براى همين علّت