محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
921
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
در حقنه سرسام صفراوى هليلجات داخل كرده اول آنكه بر او شبهه واقع شده مولانا نفيس در حقنهء سرسام سوداوى هليلجات داخل نموده نه صفراوى دويّم آنكه قول و فعل احاد وقتى كه مخالف قول و فعل جمهور باشد سند نيست بلكه اكر قول آن معارض قول يكى از متقدّمين باشد اعتبار ندارد تا چه رسد بدانكه مخالف عقل و قول و فعل جمهور متقدّمين باشد و متاخرين نيز و نيز بايد دانست كه اطبّا درحالىكه از استعمال مسهلات بعصر را جايز داشتهاند جمع كردن انها را با مزلقات منع نمودهاند و در اين نسخه حكيم مير محمّد مومن جمع نموده ميان هليله كه باتفاق عاصر است و ميان لعاب بزرقطونا كه باتفاق مزلق است و وزن هر دو را قريب به وزن كامل از مقدار مستعمل از هريك از انها آورده و نيز در قوانين تركيب حقن ذكر نموديم يا بايد كه مليّن باشد يا مزلق يا جالى يا مسهل و مغز تخم كدو مسكن محض است و آن را هيچيك از قوتهاى مذكوره نيست پس نيست آن را مدخلى در حقنها و به نظر نرسيده از احدى از متقدّمين و متاخّرين كه در حقنه مغز تخم كدو داخل كرده باشد و يك مرتبه اين فقير در حقنهء لينّه كه به جهت قرانيطس نوشته بود مغز تخم كدو داخل كرده چون به نظر حضرت استادى والد ماجد قدّس سرّه رسيد منع فرمودند و فرمودند يا كه مغز تخم مسكّن محض است و نيست آن را قوتى كه بوده باشد بسبب آن آن را مدخلى در حقنه پس اكر بجاى هليله سقمونيا و بجاى تخم كدو تخم كاسنى يا تخم خيارين كرده بود بجا بود حقنهء لينهء مستعمل در امراض حاره صنعت آن عناب سپستان از هريك بيست دانه كل بنفشه تخم خبازى اكليل الملك از هريك دو مثقال و نيم عنب الثعلب تخم قرطم از هريك پنج مثقال كل نيلوفر دو مثقال جو مقشر ده مثقال جوشانيده صافى نموده فلوس خيارشنبر پنج مثقال ترنجبين شيرخشت خراسانى از هريك ده مثقال در آن حل كرده بپالايند و روغن بادام شيرين ده مثقال داخل نموده دو بار بان حقنه نمايند و شرط آنست كه هربار پنجاه مثقال و نهايت شصت مثقال باشد و كمتر از پنجاه مثقال در غير اطفال خوب نيست و هرگاه حرارت مفرط نباشد سناء مكّى چهار مثقال كل بابونه خارخسك از هريك دو مثقال ميتوان اضافه نمود و بورهء ارمنى سوده سردارو نمايند [ حقنهء معروف بحقنة الادهان ] حقنهء معروف بحقنة الادهان نافع از براى برودت احشا خصوصا برودت كرده و رحم و مثانه و آلات تناسل صنعت آن روغن مغز بادام روغن مغز كردكان روغن مغز حبّ البطم از هريك دو اوقيه روغن كوسفند يك اوقيه و نيم و در نسخهء ديكر بجاى روغن و كوسفند زيت يك اوقيه داخلشده شيخ داود كفته كه برودت احشا اكر از اخلاط مركبّه باشد و كهنه شده باشد يا درد كمر با وى باشد بايد كه يك اوقيهء زيت اضافهء ادويّهء مذكوره نمود و اكر برودت از بلغم باشد روغن بادام تلخ داخل نمايند و در مجموع روغنها آب به وزن روغنها داخل كنند و بجوشانند تا نصف آب بماند و در قبل و دبر حقنه نمايند و اكر با برودت استرخاء يا تشنجى در احشا باشد اين حقنه را با آب مورد و روغن زنبق و روغن مرزنجوش و نمام و قنطوريون از هريك يك ملعقه دهن بدستور ترتيب داده در دبر و قبل حقنه نمايند و كاهى اضافهء ادويهء مذكوره مىشود يك درم قصب الذريره حقنهء الادهان بنسخهء صاحب ذخيره خوارزم شاهى صنعت آن روغن مغز بادام تلخ روغن جوز ماكول روغن حبة الخضرا زيت از هريك يك اوقيه روغن كاو نيم اوقيه با ده استار ماء الشّعير بياميزند و سه بار حقنه نمايند حقنة الادهان نافع از براى قولنج و امراض بارده رحم و درد پشت و درد سرين و عرق النّسا و اوجاع مفاصل صنعت آن بزر كتان حلبه قنطوريون دقيق شبت خشك از هريك يك اوقيه مغز حب القرطم دو اوقيه حسك يك اوقيه و نيم انجير زرد ده عدد سبوس كندم دو اوقيه بابونه يك اوقيه و نيم مغز تخم بيد انجير نيمكوفته يك اوقيه شحم حنظل مقل ازرق سكبينج مغز بادام تلخ نيمكوفته از هريك پنج درم عنّاب سپستان از هريك سى عدد برك كلم برك چغندر از هريك دستهء كوچك برك سداب خشك دو اوقيه همه را در هفت رطل آب خالص بهپزند تا دو رطل بماند پس بپالايند و در هفتاد درم از اين آب تا هشتاد درم يك اوقيه آبكامه و دو درم بورهء ارمنى و يك اوقيه عسل مصفّى و يك اوقيه زيت يا روغن كنجد و نيم اوقيه روغن بان و يك درم زهرهء كاو تركيب كرده حقنه نمايند بدانكه بعضى اطبّا كفتهاند كه حقنه بهترين ادويه است در اكثر امراض خصوصا در قولنج شخصى كه طعام در معدهاش ترش شود و قى كند و از براى اقسام درد مفاصل و درد سر و سرسام و جميع امراض دماغى و ذات الجنب و ذات الصدر و تبهاى مركّب و بهق و پيچش امّا در بعضى از حقنها ادويهء لينهء معتدله بايد و در بعضى ادويهء تند و قوى و در هر مرض كه با حرارت باشد لينه كنند [ حقنهء مستعمل در حميات حاده هركاه طبيعت بند باشد و يبوست غالب باشد ] حقنهء مستعمل در حميات حاده هركاه طبيعت بند باشد و يبوست غالب باشد زيرا كه مسكّن و مطفى حرارت است و اسهال برفق مىكند و مورث حرارت نيست و سرسام صفراوى را نافعست صنعت آن سبوس كندم در پارچهء كتان بسته كل بنفشهء خشك تخم خطمى جو نيم كوفته از هريك كفى عناب سپستان از هريك بيست دانه كل نيلوفر چهار درم سناء مكّى پنج درم همه را در چهار رطل آب بجوشانند تا به يك رطل رسد صافى نموده و حل كنند در آن ده درم شكر و اضافه نمايند بران ده درم روغن بنفشه و حقنه نمايند حقنهء ممسك سحج و امعا و اسهال بطن را نافع بود صنعت آن برنج فارسى بيست درم عدس مقشر ده درم جو مقشر پانزده درم كلنار فارسى پنج درم در يكمن آب بجوشانند تا مهرا شود صافى نموده بكيرند از آن چهار اوقيه صمغ عربى طين قبرسى اسفيداج ارزيز شسته اقاقيا دمالاخوين عصارهء لحية التيس كاغذ خطائى سوخته از هريك يك درم زردهء تخم مرغ بريان كرده دو عدد ادويه را كوفته بيخته در روغن كل سرخ يك اوقيه و زردهء تخم مرغ حل كنند و در هاون بمالند تا چون مرهم شود و در آب مطبوخ اول حل كرده استعمال نمايند نيم كرم و تا مقدور عليل باشد بايد كه صبر كنند و نكاه دارند حقنهء الزرانيخ زحير و قروح و دبيلهء امعا و اسهال شكم را سود دارد صنعت آن كغك سوخته زرنيخ سرخ روسنحتج زاج يمانى مازو سبز آهك شسته از هريك ده درم اقاقيا آرد بلوط صمغ عربى دمالاخوين از هريك چهار درم ادويه را جدا جدا كوفته و بيخته وزن نموده درهم اميزند و با آب مورد سرشته و قرصها سازند و در سايه خشك كنند پس بكيرند برنج فارسى جوشانيده و بپالايند و چهار اوقيه آب برنج و يك اوقيه روغن كل سرخ درهم اميزند و يك قرص را در آن حل كرده حقنه نمايند [ حقنة الباه ] حقنة الباه اين حقنه ضعف كرده و سستى را نافع بود و باه را قوت دهد صنعت آن حسك سبز بيخ شاخ برك چغندر بيخ شاخ حلبه يك كف پيه بز نر حرام مغز خصيهء كوسفند ريزه كرده همه را در ديك كنند و يكمن و نيم شير ميش تازه دوشيده و يكمن و نيم آب جوش بر روى وى كرده باتش نرم بپزند پختنى نيك و صافى كنند و هر روز بناشتا نيمن آن را حقنه كنند و چندان نكاه دارند كه توانند نكاه داشت و سه روز متوالى اين حقنه كنند [ حقنة الرمان ] حقنة الرمان در رمان مذكور مىشود ان شاء اللّه تعالى باب الحاء المهملة مع اللام [ حلوا ] فصل در ذكر نسخ حلواها [ حلواى آزاد ميوه ] حلواى آزاد ميوه بكسر ميم حلوائيست كه از قند و مغز بادام و پسته و نخود مقشّر سازند و بعضى نخود هندى و بادام قندى و پستهء