محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
914
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
و امراض است [ ذكر هشت مقدمه ] [ مقدّمهء اولى در ذكر احاديث وارده در عمل بحقن ] مقدّمهء اولى در ذكر احاديث وارده در عمل بحقن تا شايد كسانى را كه حميّت و جاهليّت دامنگير از اين فعل مشروع است از اين حيث باز دارد و خود را هلاك نسازند روايت كرده صاحب خصال از حضرت رسول ( ص ) كه آن حضرت فرمودند كه بدرستى كه بهترين چيزى كه مداوى ميكنيد شما بان حقنه است و حقنه كلان ميكرداند بطن را و تنقيه مرض جوف مىكند و بدن را قوت ميدهد و صاحب دعائم از حضرت رسول محمد مصطفى ( ص ) روايت كرده كه آن حضرت فرمودند كه باكى نيست از عمل بحقنه الا آنكه حقنه كلان ميكرداند بطن را و صاحب خصالى از حضرت ابى عبد اللّه ( ع ) امام جعفر صادق ع روايت كرده كه دوا چهار است حجامت و سعوط و حقنه و قى پس آن حضرت فرمودند كه حقنه از اين چهار است و نيز از حضرت ابى عبد اللّه ( ع ) ماثور است كه آن حضرت ( ع ) فرمودند كه حقنه بدرستى كه آن دوا است و بتحقيق كه بفعل اوردهاند آن را مردان صالح [ مقدّمهء دويّم در تحقيق معنى حقنه باصطلاح اطبا ] مقدّمهء دويّم در تحقيق معنى حقنه باصطلاح اطبا و اوّل كسى كه واضع حقنه است از اطبّا بدانكه حقنه نزد اطبّا عبارتست از استرسال مايعات بمعاى مستقيم و يا برحم و واضع حقنه اولا استاد ابقراط است فاضل طبيب جالينوس كفته كه استاد ابقراط فراگرفته عمل حقنه را از طايرى و اين حكايت چنانست كه ديد استاد طايرى كه ماهى بسيار خورد پس شكم خود را برمل ماليد و چون شدت كرد آنچه آن را از خوردن ماهى بسيار عارض شده بود از درد آمد بكنار دريا و بمنقار آب دريا را كه بسيار شور است بر كرفت و درد بر خود كرد و بعد از آن ابى را كه درد بر خود كرده بود با فضلات انداخت و نجات يافته پرواز كرده بسوى اشيان خود رفت [ مقدّمهء سيّم در فوايد حقنه ] مقدّمهء سيّم در فوايد حقنه بدانكه حقنه دواى مبارك كثير المنافع است و نافعست اكثر امراض را خصوصا در امزجهء عاصيه از عمل مسهلات مشروبه و معالجهء نيكو است از براى اخراج فضول از امعا و نسبت حقنه بامعا مثل نسبت مقى است بمعده الا آنكه مقئ جذب از اسافل با عالى مىكند و لهذا استاد ابقراط منع كرده در امراض راس از استعمال مقيأت مكر آنكه آن امراض بمشاركت معده باشد و حقنه جذب از اعلى باسفل مىكند و وجه آنكه حقنه جذب از اعلى باسفل مىكند آنست كه حقنه مليّن اثفال حاصله در امعاء و مسهل فضول امعا است به قوت مسهله كه مىباشد حقنهاى مسهله را پس هرگاه اسهال اخلاط امعا كند بضرورت محال بودن خلا جذب كرده مىشود فضول اعلى بسوى اسفل عوض فضولى كه باسهال دفع مىشود و بدانكه حقنه تسكين ميدهد اوجاع امعا و قولنج را و اقسام اوجاع كليه و مثانه و اورام انها را و جذب فضول از اعضاى رئيسه و اعضاى عاليه مىكند الا آنكه حقنهاى حاده مضعف كبد و مورث حمى است و نيز بدانكه استعانت جسته مىشود بحقنه به جهت اخراج بقاياى فضولى كه از استفراغات مانده است و نيز از فوايد حقنه نفع است از براى برد كليه و مثانه و اعضاى تناسل و تقويت باه و از براى برد مفاصل و اوجاع مفاصل و عرق النساء و وجع ورك و آلام رحم و امراض دماغى و امراض اعضاى عصبانى و نيز از فوايد حقنه نفع است از براى سحج و قروح امعا و غلاظ و بدانكه اكثر اطبّا در استعمال حقنه صحت و سلامت اعضاى رئيسه را شرط دانستهاند و بعضى نه و حقّ آنست كه در وقت عدم ضرورت البتّه شرط است و در وقت ضرورت شديده و لابدى نه مقدّمهء چهارم در بيان مقدار مطبوخ حقنه و كيفيّت آن بدانكه مقدار مطبوخ حقنه كه بهر دفعه حقنه بان ميكنند بايد كه زياده از پنجاه مثقال نباشد و بعضى را عقيده آنست كه كمتر از آن نيز جايز نيست و بعضى كفتهاند كه مقدار نصف رطلى يا ثلثان رطلى باشد شيخ رئيس كفته كه حقنهء كه بوده باشد قليل المقدار نميرسد منفعت آن بامعاى عاليه و هرگاه بوده باشد بسيار مىباشد ضرر آن بسيار و خوفست از افات ديكر و بايد كه مطبوخى كه بان حقنه كرده مىشود نيم كرم باشد مايل بحرارت و غليظ نباشد و همچنين بسيار رقيق نيز نباشد زيرا كه اكر سرد باشد مولد رياح است و اكر بسيار كرم باشد مورث غشى و كرب شود و اكر غليظ باشد باعث زحير و قرحهء امعا و اكر رقيق باشد موجب انتشار در بدن و افساد ميكردد شيخ رئيس كفته كه حقنهء رقيق نفع نميدهد و مىباشد در حكم حقنهء قليل و سمرقندى كفته حقنه بايد كه فاتر باشد مايل بحرارت و رقت و بالجمله بايد كه مقدار آن به قدر برداشت طبيعت و بنيهء مرض و مريض باشد هم در كميت و هم در كيفيت و امّا در جروح و قروح البته بايد كه فاتر باشد مقدّمهء پنجم در بيان وقت حقنه نمودن بدانكه افضل اوقات حقنه كردن وقت سردى هوا است و آنكه بوده باشد آن وقت در دو فصل سرد يعنى زمستان و خريف يا آنكه بوده باشد اوّل روز و اخر روز زيرا كه در حين كرمى هوا حادث ميكردد از آن كرب و اضطراب و غشى و بايد كه بوده باشد قبل از حمام زيرا كه از شان حمّام است به حركت در اوردن اخلاط و از يكديكر جدا ساختن اجزاى اخلاط را و از شروط حقنه آنست كه جذب كرده شود بان اخلاط محتقنه و ازين جهت نيكو نيست در اكثر كه مقدّم داشته شود حمام بر حقنه چنان كه رسم اكثر اطباى آن زمان است و بايد كه حقنه اكر از براى قولنج و امراض دماغيّه از قبيل سرسام و غير آن استعمال نمايند واجبست كه بر خلاى معده و ناشتا باشد و الا اولى دوائى از مقويّات معده و دماغ و قلب به او بخورانند و بعد از آن استعمال حقنه نمايند مانند كلقند يا مصطكى و يا شربت سيب و به شيرين و يا قدر بسيار قليلى از جوارش عود شيرين و با دواء المسك حلوا سازند اكر انها حاضر باشند و الا مانند انها و نيز بايد كه محقون راحتى المقدور محافظت از سرفه و عطسه و فواق نمايند و اين امر را لازم دانند [ مقدّمهء ششم در بيان الت حقنه كردن ] مقدّمهء ششم در بيان الت حقنه كردن كه محقنه نامند و وضع حقنه كردن بدانكه التى را كه بان حقنه ميكنند يعنى محقنه به انحاى مختلف ذكر نمودهاند و بهترين انها التى است كه شيخ رئيس در قانون در باب قولنج ذكر كرده و ما در اينجا اول مرتبهء عبارت شيخ را بعينه ذكر ميكنيم پس ترجمهء آن را تا بر متعلّمان واضح و مبيّن كردد بدانكه شيخ رئيس ابو على بن عبد اللّه بن سينا كفته كه ( اما انبوبة المحقنة فاجود شكل ذكر له الاوايل أن تكون الانبوبة قد قسّم دائرتها بثلث و بثلثين و جعل بينهما حجاب من الجسد المتّخذ منه الانبوبة و قد الحم بالانبوبة الجاما شديدا فصار حجابا بين جزئيه المختلفين و يكون الزّق منهدما عل جملة الانبوبة و سدّ راس الجزء الاصغر بلحام قوى لئلّا يدخله الهواء و يكون له تحت الزّق فى موضع لا يدخل المقعدة منفذ يخرج منه الرّيح فاذا استعملت الحقنة و حضرت بقوّة الرّيح عادت الرّيح و خرجت من الّذى لا يدخله الحقنه فاستقرّ الحقنة استقرارا جيّدا لانّ الرّيح هى الّتى تعود بها للخارج و تحوج للقيام بسرعة ) و ترجمهء كلام شيخ آنست كه امّا انبوبه محقنه يعنى نيچه الت حقنه پس بهترين شكلى كه ذكر كردهاند از براى آن اطباى اوايل آن است كه بوده باشد آن انبوبه بتحقيق دائرهء آن منقسم به دو قسم يك قسم ثلث آن دايره و قسم دوم دو ثلث آن دايره و كردانيده شده