محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
881
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
فهو المطلوب و الا به زودى سوراخ را كرفته باز بجوشانند تا بموضع نشان رسد مخفى نماند كه امتحان بداين قسم خالى از تكلفى و صعوبتى نيست و شايد درست هم نبايد زيرا كه بسبب ابخرهء بسيار تمام آن چوب البته تر ميكردد و خشك چكونه خواهد ماند تا معلوم كردد و نيز بخار بسيارى بيرون خواهد رفت و روز بيست و پنجم بحمام روند به همان دستور و امر پرهيز از نمك و بقول و حموضات و لبنيات و هوا و غيرها نيز به همان نحو مذكور سابقا مرعى دارند و اكر در اين طور بىنمك مطلقا نتوانند تناول نمود قليلى بد نيست و در مدت اين بيست يك روز سه مرتبه به عرق نشينند هفتم و دوازدهم و هفدهم و در اين طور در مدت بيست و چهار روز يكصد و پنجاه و يك مثقال چوبچينى صرف ميكردد [ طور ثانى كه به جهت متوسطين و امراض حديثه خبيثه و غير خبيثه غير مزمنه است ] و اما طور ثانى كه به جهت متوسطين و امراض حديثه خبيثه و غير خبيثه غير مزمنه است از قروح و جروح و جرب و اوجاع مفاصل و عرق النساء و نقرس و حميّات و غيرها از امراض متوسطه آن است كه بكيرند چوب چينى باوصاف مذكوره را و ورق و يا ريزه نموده تا بيست و يك روز بدين ترتيب زياده نمايند روز اول و دوّيم هر روز دو مثقال و روز سيوم و چهارم هر روز چهار مثقال و روز پنجم و ششم هر روز پنج مثقال روز هفتم و هشتم هر روز شش مثقال روز نهم و دهم و يازدهم و دوازدهم هر روز هفت مثقال روز سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم روزى هشت مثقال روز شانزدهم و هفدهم و هجدهم روزى نه مثقال و روز نوزدهم و بيستم و بيست و يكم روزى ده مثقال و باز از روز بيست و دويم به همان ترتيب كه افزودهاند كم نمايند يعنى روز بيست و دويم نه مثقال و همچنين كه روز چهلم بيك مثقال برسد و چهار روز ديكر هر روز يك مثقال بدستور طور اوّل طبخ نموده براى قهوه و شراب و ثفل هر روزه را براى طبخ طعام و نان و ريشهدار و كرهدار وارد شده را براى آب استعمال و روز چهلم و پنجم بحمام روند به همان دستور و هفته دو مرتبه به عرق نشيند از هفتم كرفته تا سى و هشتم و بدين طور در مدت چهل و پنج روز دو صد و هشتاد و يك مثقال چوب چينى به مصرف ميرسد [ طور ثالث كه به جهت ابدان قويه و امراض صعبهء مزمنه است ] و اما طور ثالث كه به جهت ابدان قويه و امراض صعبهء مزمنه مانند اتشك و جذام و قروح خبيثهء عتيقه و امثال اينها است آن است كه مدت چهل و يك روز بدين روش زياده و كم نمايند كه سه روز هر روز سه مثقال و سه روز ديكر هر روز پنج مثقال و سه روز ديكر هر روز هفت مثقال و بدين ترتيب تا مدّت بيست و يك روز هر سه روز دو مثقال بيفزايند كه بيست و دويم بچهارده مثقال برسد و باز از بيست و سيوم بدستور بكاهند كه باز بسه مثقال برسد از چهل و دويم هر روز يك مثقال كم نمايند و روز چهل و پنجم بحمام روند و جميع امور به همان طريق مرعى دارند و در اين طور هر دو روز در ميان به عرق نشينند از پنجم و ششم كرفته بحسب قوّت و طاقت بدن و شدّت و ضعف مرض و اكر در وقت تعريق بر كرسى كه سطح آن بخيزران بافته باشند نشيند و پيراهن كشادى بپوشند و اكر جراحت بر اسافل بدن باشد لنكى بهبندند و ازار را برآورند اولى است تا بخار بتمامى اعضا برسد بىمانع و حاجب و شرايط و اداب تعريق به نهجى است كه در صدر ذكر يافت و در مدت چهل و پنج روز مقدار خوردن چوب چينى بدين طور سه صد و نود مثقال مىشود و بدين سه طور بعد از اتمام مدت بيست روز در اول و چهل و يك يوم در هريك از دو طور ديكر حلواى چوب چينى به همان دستور صدر تناول نمايند و يا معجونى از معاجين چوب چينى مناسب و يا حريرهء از حريرها و اكر احتياج باز باقى باشد از آن مقدار زياده ننمايند در هريك از اطوار بلكه چند يوم ديكر همان مقدار را بياشامند به قدر احتياج پس كم نمايند و اكر در بين احداث كرمى نمايد چند روزى نيفزايند تا رفع آن كردد پس به قدر احتياج بيفزايند و اكر بدان اكتفا نشود كم نمايند به قدر ضرور يا با بعض مبردات مناسبه بياشامند و غذاى كرم را ترك نمايند و اكر كرمى بافراط نمايد و دانند كه مضرت خواهد نمود به زودى كم نمايند و ترك كنند و تدارك آن را بمبردات به حد لايق نمايند و لجاجت ننمايند كه البته بايد چوبچينى را به مقدار و مدّت مقرر رسانيد خواه مريض صحت يابد خواه هلاك كردد بلكه بايد كه نظر طبيب بر صحت و ابقاى قوت كه راس المال است باشد كه در آن نقصانى تازه عايد نكردد و اكر مريض مبرود المزاج باشد و در بين چوبچينى برودت و رطوبت در مزاج او ظاهر كردد و قدرى دارچينى را ريزه كرده و اكر رياح غالب باشد قدرى باديان خطائى نيز داخل مطبوخ چوب چينى نمايند و اگر سرفه عارض كرد قدرى اصل السوس مقشر كرده و اكر سرفه از كرمى باشد قدرى بهدانه را در آب مطبوخ چوبچينى جوش داده لعاب آن را بياشامند و همچنين براى هر علت علت ادويهء مناسبهء آن را بيفزايند اندك و قدرى لايق نه بسيار زيرا كه خلط ادويهء بسيار با چوبچينى خوب نيست و اكر در اثناى خوردن بيخ چينى اسهال و يا پيچش عارض كردد و يا خون آيد و يا سوزش مقعده و درد شكم پيدا شود در اسهال چندان انديشه ننمايند زيرا كه كاه است كه هفت هشت مجلس اطلاق مينمايند مكر آنكه بسر حد افراط رسد براى حبس آن و رفع پيچش و خون تخم بالنكو و بارتنك از هريك نيم درم صمغ عربى دو دانك كل ارمنى دمالاخوين از هريك نيم درم تا يك درم شيرهء تخم خرفه مقشر ده مثقال شيرهء بهدانه نيم درم مجموع بريان كرده يا خام يا بعض بريان و بعض خام با قدرى پوست بيخ انجبار و هفت هشت تا ده مثقال بيدمشك بياشامند و اكر از براى تقويت باه و اعضاى رئيسه مىآشامند بجاى نبات با يكى از اشربهء مناسبه كه عنقريب خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى بياشامند انسب است بدانكه در بين شرب چوبچينى و بعد از اتمام آن تغيرات و تبدلات بسيار در احوال رو ميدهد از ضعف بدن و بىرغبتى بر طعام و شراب و غيرها بايد كه مشوش و متردد الخاطر نكردند و ترك ننمايند مكر آنكه كرمى بسيار احداث نمايد و دانند كه ضرر خواهد رسانيد چنانچه ذكر يافت زيرا كه در اواخر و بعد از فراغ بتدريج طبيعت عود به صحت و تقويت مينمايد و آن امور علامات تصرفات آن دوا است در تمام بدن و تحريك آن اخلاط و مواد را چنانچه ذكر يافت و نيز بايد كه بعد از تنقيه بفصد و اسهال شروع نمايند و در بين باز اكر محتاج بفصد و تنقيه كردند يا تب عارض كردد به همان نهج فصد و تنقيه نمايند به قدر لائق بىمبالغه و مضايقه در آن الحاصل اين دوائى است بسيار قوى و چنانچه نفع آن عظيم است خطر آن نيز خطير است بايد كه بعبث بسر خود بدون تجويز طبيب حاذق مشفق و حضور آن مرتكب استعمال آن نكردند اين بود بيان مجملى از طرق استعمال چوبچينى بعنوان مطبوخ و باقى كليات و جزئيات منوط براى طبيب حاذق و اللّه اعلم بحقائق الأمور و الاحوال و اما بيان استعمال چوبچينى بطريق قهوه بدانكه پرهيز و مشقت درين كمتر است و محتاج به عرق نشستن نيست و تقويت بدن و قوى و ارواح