محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

875

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

اين دوا بدانكه بهترين اوقات شرب اين دوا وسط بهار است و اوايل خريف بطريق صيف كه تتميم آن در اول ربيع و اوّل خريف شود و بدترين اوقات آن است كه برودت هوا تكثيف مسام نمايند و ظاهر قياس عقل مقتضى آن است كه اسنان و امزجه و فضول و بلدان مساوى الأقدام باشد در استعمال دوا ليكن به نظر تحقيق چنان ظاهرى مىشود كه اسنان متساوى باشند چنانچه كذشت و فضول و بلدان برابر باشند فصل در مقدمات خوردن آن جمهور بر انند كه از استعمال آن اسهال اخلاط فاسده بلكه اسهال خلطى كه سبب مرض است بكنند تا آنچه بماند اندك باشد و اين بيخ در اصلاح و دفع آن آن قوى باشد و بر طبيب لبيب تعيين منضج و مسهل و تليين در خور هر مرض و مزاج و اسنان است و ما طريقهء آن را على سبيل التمثيل بياوريم كه اكر آن نهج را معمول دارند شفا و صحت مقارن افتد از آن جمله هرگاه كه جهت قروح و نواصير كه از آبلهء فرنك پيدا شده باشد دهند منضجات آن مركب از پوست هليلهء زرد هليله سياه كاوزبان بادرنجبويه انجير الوى بخارائى مويز منقى بنفشه عناب اصل السوس تخم كاسنى بيخ كاسنى تخم خيارين كلقند افتابى ترنجبين و مسهلات كه در مطبوخ داخل مىشود تربد و افتيمون و بسفايج و مانند اينها زودتر داخل مىشود تربد و افتيمون و بسفايج و مانند اينها زودتر داخل كنند تا هرچه يوما فيوما نضج بايد اينها اخراج كنند و كمتر نمايند تا هم نضج قليل باقى اسهل باشد و هم دفع آن آسان‌تر و ادخال اهليلجين در اوّل مرتبه جهت آن است تا فائده آن بيشتر بظهور رسد زيرا كه عمده‌اند در تصفيه دم و تقويت اعضاى غذا كه بواسطه ادحاى ادويهء منضجه سست شده باشند و بواسطه انصباب مواد فاسده در احشا ضعف يافته تلافى كنند و ديكر متقاصد كه تبيين انها مستلزم تطويل كلام باشد و اين ادويه را تا روز چهارم معمول دارند و در پنجم مضاعف به اينها سنا مكى پنج مثقال تا هفت مثقال داخل كنند و چون رافع اكثر مضار سنا مكى كل سرخ است و فى الجمله اسهالى بر سبيل عصر مىكند سه مثقال داخل كنند و كسى را نديده‌ام كه استعمال سنا مكى بىكل كرده باشد و اكر طبيعت اين چندان پيدا نكند كاه باشد كه روز ششم و هفتم نيز داخل كنند جهت اصلاح جكر كاهى از نيم مثقال تا دو مثقال ريوند چينى در جلاب اكر بدهند نفع كلى دهد و روز ششم يا هفتم يا هشتم على سبيل الاحتياج جلاب ضعيف مشتمل بر بعضى از ادويهء منضجه بدهند و اكر حاجت باشد استراحت فرمايند و روز اخر از ايارج فيقرا و غاريقون و ريوند چينى و تربد سفيد از هريك نيم درم شحم الحنظل نيم‌دانك محموده يك دانك و نيم شمط مغسول نيم درم مصطكى و مقل و كثيرا و نمك هندى از هريك دو نخود بدهند و ده مثقال شراب بنفشه وقت سحر بدهند و بعضى از اطبا مثل صاحب معالجات بقراطيه در جمع ميان صبر و غاريقون امتناع مينمايند بنابراين اكر احتياط كنند غاريقون داخل نكنند بواسطه آنكه در ايارج فيقرا صبر هست و بعوض آن حجر ارمنى به وزن آن داخل كنند ميشايد فصل در ترتيب خوردن بيخ چينى مىبايد كه بستانند ازو صد و پنجاه مثقال زركرى و آن شش دانك است و صد و هشتاد مثقال عطارى تبريزى ابريشمى كه هر مثقالى از آن پنج دانك باشد آن را به بيست و يك حصه‌كننده و هر روز حصه را مثل باقلا و كوچكتر خورد كنند و در يك من و نيم آب به وزن تبريز بجوشانند تا به نصف آيد و در بعضى نسخ امده در دو من آب بجوشانند تا به سه چهار يك آيد بعد از آنكه پخته شود بر بالاى ديك استاده سر ديك را بردارد تا بخار بر روى و كلوى او برايد يا آنكه همچنان كه در ديك است پيش خود نهد و لحاف بر سر كشد و سر ديك را محاذى روى و سر خود بكشايد تا عرق تمام بكند و كاه كاه دهن وا كند و نفس بكشد هم از دهن و هم از بينى كه بخار خوب باندرون برسد و بعد از آن صاف كرده و دو پياله از آن بخورد و بعضى كفته‌اند كه يك پياله و نيم بياشامد و تتمهء آن را در آن شبانروز بخورد و آب ديكر نخورد و دست و روى خود را هم بدان آب بشويد و در وقت قسمت كردن مىبايد كه دو دانك سنكين و دو دانك سبك باشد هر روزى مقدار هفت و نيم مثقال كه دو دانك مىشود تخمينا و تخمينا جهت آن كفتيم كه فى الحقيقة از دو دانك كمتر مىشود و بعد از آن در ديك سفالين پاك شسته كنند و آب به وزن مذكور در او بريزند ديك ديكر بر سر او نهند سرنكون و اطراف آن را بخمير بكيرند و بعد از آن بر آتش نهند و بجوشانند و مىبايد كه از هيچ طرف محل تنفس نداشته باشد كه بخار بيرون رود همچنان سر بسته سر شيب لحاف برند و سرش بكشايند و نوعى كنند كه بخار بر سر و رو برسد و همين بيخى كه يك بار جوشانيده باشند بار ديكر بجوشانند به همين طريق تا چهل و دو روز تمام شود و پرهيز نمايند از لبنيات و حموضات و بقول و سبزيها و ميوها و نمك و آب و غير از نانى بينمك و برنج و مرغ بينمك نخورند و از هوا اجتناب نمايند و شربت قند يا نبات بخورند و در طعام دارچينى بخورند كوشت بره كباب هم ميتوان خورد و در اين حدت اصلا مباشرت نميبايد كرد و تبديل لباس و غصه و غم ننمايند و بحمام نبايد رفت و اخر روز چهل و دويم بحمام رود و در نسخه اصل مذكور است بهر مرض كه خورند اللّه سبحانه تعالى شفا مىبخشد و تفصيل مذكور سابق واقع است و در بعضى نسخ آمده كه تا بيست و يك روز هر روز هشت مثقال بجوشانند چنانچه صد و شصت مثقال باشد و اين چون بر مقدار اكثر بواسطه احتياط اشهر است و كسانى كه سه صد مثقال استعمال مينمايند اكر چه مشتمل بر احتياط است مستلزم افراط است فصل در [ بيان طرق ] استعمال اين بيخ به غير طريق مذكور معلوم باشد كه بعضى چوب چينى دوباره جوشانيده را خشك ميكنند و ميكوبند و داخل حلواى آرد و روغن ميكنند و ميخورند اما عجب است كه بعد از دوباره طبخ و تجفيف درو قوتى مانده باشد و اكر نخورند و آرد و روغن فقط بخورند و اين‌چنين چيزى در آن نكنند و بعوض آن دارچينى كنند اولى خواهد بود و حلوا بقند سازند و اكر حلوا بارد برنج سازند بهتر است چرا كه غلظت و تسديد آن كمتر است و اكر با قند و يا عسل تركيب كنند و مانند معجون و شربت به كار دارند نسبتى دارد و بسيار مردم باشند كه فوايد اين دوا ايشان را حاصل شود اما تاب مشقت و پرهيز دور و دراز ندارند اين وزن مذكور را كوفته بيخته سفوف ميكنند نشنيديم و نديديم كه يكى را انتفاع حاصل شده باشد اما اكر بكوبند بحسب مصلحت هر مرض با بعض ادويه تركيب ساخته بقند و عسل معجون سازند و هر روز قدرى بخورند و غذا و پرهيز مقرر معمول دارند و اكر تمام منافع آن نيابند بعضى از انها لا محاله حاصل شود ان شاء اللّه تعالى تمت الرساله [ طريق استعمال آن به دستور حكيم هاشم طهرانى ] و اما آنچه حكيم هاشم طهرانى در رساله خود طريق استعمال آن را نوشته اين است كه ملاحظه نمايند قبل از شروع اكر بدن محتاج به فصد و تنقيه باشد فصد و تنقيهء آن ضرور است بدانكه هرگاه خون فاسد باز آيد در بدن بسيار و از علامات