محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
856
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
و رياح بارده خورده مىشود از آن مثل نخودى با شراب صرف از براى تخمه چون بياشامند از آن وزن يك مثقال با شراب صرف سنجرنياى به نسخه سيد اسمعيل در قرابادين ذخيره منقول از قرابادين حنين صنعت آن قردمانا زيرهء كرمانى تخم كزر از هريك سه درم جندبيدستر افيون موفودوقو اسارون از هريك يك درم كوفته بيخته با سه وزن ادويه عسل مصفى معجون سازند و بعضى شراب انكورى درين معجون داخل كردهاند مسيحى در نسخه خود مثلث بجاى شراب انكورى آورده شربتى از يك دانك تا يك مثقال است [ سنجرنيا به نسخه يحيى بن عيسى بن جزله ] سنجرنيا به نسخه يحيى بن عيسى بن جزله درد معده و سوء هضم و قولنج و حبس بول و جميع امراض بلغمى و بادهاى غليظ را سود دارد و صحت و تندرستى از بسيارى علل است صنعت آن جندبيدستر دارچينى سيلانى فومو دوقو اسارون از هريك يك مثقال اجزا را جداجدا كوفته بيخته وزن كرده درهم اميزند و با سه وزن مجموع ادويه عسل و يك دانك و نيم مثلث معجون سازند و يك مثقال زعفران در آن اميزند شربتى از يك دانك تا دو مثقال باشد نافع باد باب الجيم مع الواو [ جوارش ] فصل در بيان جوارشات غير مسهله بدانكه اكثر جوارشات در ذيل بعض ادويه مفرده كه آن دو اصل و عمود است در انها به ترتيب حروف تهجى ذكر يافت و مىيابد مانند جوارش حب الاس و ابهل و اترج و عذبه و اسارون و اشنه و امله و انبرباريس و انجدان و انيسون و ايرسا و بسباسه و بلادر و تيواج و جند و جوزبوا و فنجنوش و دارچينى و رمان و زعفران و زنجبيل و زوفا و سفرجل و سماق و سمسم و سنبل الطيب و صندل و طباشير و حصرم و عنبر و عود هندى و فلافل و فودنج و قرنفل و حب القرطم و كافور و كاكنج و كمون و كندر و لؤلؤ و مشك و مصطكى و نانخواه و وج و جوارشات افيونى مانند جوارش طباشير افيونى و عاج افيونى و بعضى كه ذكر نيافته بود و آنكه هريك براسه اسمى خاص دارند مذكور ميكردد و بدانكه جوارش بضم جيم و فتح واو و الف و كسر را مهمله و شين معجمه بدون نون و جوارش با نون در اخر هر دو امده و صاحب بحر الجواهر كفته كه با نون تصحيف است و آن معرب كوارشك و كوارش است و معنى آن در لغت فارسى كوارنده طعام است و هاضم غذا كه به عربى هاضوم كويند پس در حقيقت ترجمه جوارش به عربى هاضوم است شيخ داود انطاكى در تذكره كفته كه جوارش فارسى است و بلغت عربى مسخن و ملطف است و نيز شيخ داؤد كفته كه نجيب الدين سمرقندى در قرابادين از كتب خمسه خود كفته كه جوارش لغت قديم است و معنى آن مقطع اخلاط است و كفته كه پرسيدم از كسانى كه خبير از لغت فرس بودند انكار كردند آن قدس سره ميفرمايند كه فرقى نيست ميان تفسير جوارش بمسخن و ملطف يا بمقطع اخلاط چه اينها همه از صفات جوارش است زيرا كه جوارش بمعنى هاضوم است و اينها از لوازم و خواص آن است چه هضم غذا تمام نمىشود مكر به چيزى كه مسخن و ملطف مادهء غذا باشد و آنچه ملطف و مسخن مادهء غذا است مقطع اخلاط غير منهضمه لزجه ملتصقه بخمل معده و حايله مانع از اشتمال معده بر غذا و تصرف حرارت در آن و هضم و نضج تام يافتن و مستعد شدن انها از براى كرديدن جزو اعضا است و شيخ داود نيز كفته كه جوارش نزد اطبا عبارت است از ادويه كه نرم كوبيده نشده و حرارت آتش بانها نرسيده باشد بلكه با شكر و يا عسل بقوام آورده سرد كرده سرشته قطعات نازك كوچك بريده باشند ايضا ميفرمايند لفظ جوارش نزد اطبا موضوع براى معجونى است كه ساخته باشند از براى اصلاح حال معده و اعانت بر هضم و استمراى و كواريدن طعام و تقطيع اخلاط و تحليل رياح رطوبات و لهذا اجزاى جوارش را جريش بايد كوبيد تا زود از معده نكذرد و بوده باشد بسبب طول مكث در معده اقوى پس اكر جوارشات را بافعال مذكوره افعال و خواص ديكر باشد ضرر بمدعا نميرسد كه آن را از جوارش بودن بيرون برد و جوارشات مثل معاجين مىباشند الا آنكه معاجين شيرين مىباشد و تلخ نيز و كريه و غير كريه و جوارش نميباشد مكر طيب و اطيب جوارشات و الذ انها عود است و در حرف العين مع الواو و نسخ آن در ذيل عود هندى هم بطريق اجمال و كليه و دستور العمل و هم به تفصيل جزيهء ان شاء اللّه تعالى مذكور خواهد و آنكه بعض اطبا منسوب نموده جوارش را باطباى يونان و بعضى باطباى قبط و فرقه ديكر كفته كه نه از اطباى يونان است و نه از اطباى قبط بلكه جوارش مخصوص فارسيان است و مخترع آن نجاشعهاند كه از براى خلفاى عباسى ساختهاند پس شهرت يافته تاليف جوارشات ميان اطبا و جمعى انكار اين قول نمودهاند و كفتهاند كه بسيارى از جوارشات چون جوارش بقراط و جوارش جالينوس و جوارش كمونى مقدم بر نجاشعهاند ميفرمايند كه اصل جوارشات كه اطريفل صغير است مقدم است بر اطباء يونان و بر اطباء قبط نيز و يمكن كه كوئيم پيش از نجاشعه اين جوارشات مسمى بجوارش نبوده اطباء عجم جوارش خسروى را از براى نوشيروان تاليف كرده به اين اسم مسمى ساختند و ادويه كه از براى اصلاح معده و تقويت هضم است نيز به اين اسم مسمى نموده پس نيستند اطباء عجم مخترع جوارش بلكه مخترع اين اصطلاحاند كه معاجين مصلح معده و هضم را جوارش ناميدند [ جوارش ازهار تاليف نيقولاوس ] جوارش ازهار تاليف نيقولاوس منقول از قرابادين تاليف افندى صالح چليپى حكيمباشى ابراهيم سلطان قيصر روم ضعف بدن را زائل كند و نافع است از براى تفريح و ماليخوليا و جنون و تقويت هضم و مناسب هر مزاج و شربتش يك درم است صنعت آن كل اكليل الملك كل سرخ منزوع الاقماع اصل السوس مقشر از هريك شش درم قرنفل سنبل الطيب جوزبوا دارچينى خولنجان خيربوا زنجبيل زرنباد بسباسه عود هندى قاقله انيسون تخم طوارق اوقى و طوارق اوقى حشيش خوشبو است كه تركان در ماست ميكنند و بشيرازى آن را لوپو نامند از هريك يك درم و نيم شكر سفيد صافى بقوام آورده به قدر حاجت بدستور مقرر مرتب نمايند جوارش بزورى مقوى هاضمه و مفتح سدد و قولنج و محلل رياح است صنعت آن كمون كرمانى انيسون رازيانه كرويا دوقو نانخواه تخم كرفس از هريك شش درم مجموع را بيست و چهار ساعت در سركه انكورى خيسانيده پس خشك كرده اندكى بو داده باضافهء دارچينى زنجبيل دارفلفل بزر سيساليوس خولنجان از هريك شش درم كوفته بيخته بعسل سفيد به قدر كفايت سرشته جوارش سازند شربتى يك مثقال [ جوارش بقراط معده را قوت دهد و طعام هضم كند ] جوارش بقراط معده را قوت دهد و طعام هضم كند و اشتهاى طعام اورد و نفخ دور كند و باه قوّت دهد برودت معده و كرده و مثانه زايل كرداند و آب امدن از دهان باز دارد و جشا و فواق را سودمند باشد صنعت آن تخم كرفس تخم كزر تخم شبت رازيانه كشنيز خشك نانخواه از هريك يك سير مصطكى عاقرقرحا از هريك يك مثقال عود قمارى قرنفل از هريك نيم مثقال كوفته بيخته با سه وزن ادويه فانيذ سنجرى و عسل سفيد مصفى بالمساوات جوارش سازند شربتى