محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
848
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
ساذج هندى حب بلسان سليخه عود بلسان فرفيون زنجبيل دارچينى كبابه چينى زراوند مدحرج اسارون شامى زرنب عود هندى خام غرقى پوست بيرون پسته صمغ عربى دارفلفل عقيق يمانى بسد يشب سبز از هريك سه درم زعفران نانخواه جوزبوا بسباسه حب الزلم شقاقل مصرى خصية الثعلب مصرى از هريك شش درم عاقرقرحا درونج عقربى مرمكى صافى از هريك چهار درم بزر البنج سفيد زرنباد از هريك دو درم عنبر اشهب يك درم ورق طلا پنجاه عدد ورق نقره يكصد عدد ادويه را آنچه كوفتنى است كوفته بيخته و آنچه صلايه كردنى است با كلاب بر سنك سماق صلايه كرده و آنچه حل كردنى است حل كرده مجموع را بروغن مغز پسته چرب نموده حبوب سازند هر حبى به وزن نخودى شربتى از چهار حبّ تا شش حب جدوار ديكر به جهت تقويت باه و قوت هاضمه و ضعف دل و معده صنعت آن جدوار خطائى ازموده مرواريد ناسفته دارفلفل از هريك يك مثقال فلفل قرفة الطيب عود قمارى خام قرنفل كبابه چينى از هريك دو مثقال خصية الثعلب مصرى شقاقل مصرى تخم بالنكو از هريك سه مثقال زعفران نيم مثقال كوفته بيخته بجلاب شكرى سرشته حبوب سازند هر حبى به قدر نخودى شربتى نيم مثقال [ حب جدوار ديگر مقوى معده و باه و قلب ] حب جدوار ديكر كه مقوى معده و باه و قلب است و هاضمه را قوّت دهد و خفقان بارد را زائل كند و در تقويت باه بىنظير است صنعت آن جدوار خطائى مجرب مرواريد ناسفته دارفلفل كهرباى شمعى از هريك يك مثقال فلفل زنجبيل خولنجان قرفة الطيب بهمن سرخ بهمن سفيد عود قمارى خام قرنفل كبابه چينى از هريك دو مثقال خصية الثعلب مصرى شقاقل مصرى تخم بالنكو از هريك سه مثقال زعفران نيم مثقال اجزا را كوفته بيخته بجلاب سكرى مقوم سرشته حبوب سازند و به ورق طلا پيچيده نكاه دارند شربتى نيم مثقال و اين حب جدوار با نسخه قبل يك است با اندك تفاوتى حب جدوار ديكر صنعت آن بادزهر معدنى مجرب يك دانك عنبر اشهب مشك تركى از هريك نيم مثقال صمغ عربى يك دانك و نيم عود قمارى قرنفل فلفل غنچه كل سرخ سعد كوفى از هريك دو مثقال صندل سفيد مرواريد ناسفته جدوار خطائى بهمن سرخ بهمن سفيد زعفران از هريك پنج مثقال قرص افعى تخم خشخاش خصية الثعلب مصرى از هريك ده مثقال زرنباد دارچينى ايرسا شقاقل مصرى سنبل الطيب از هريك سه مثقال تخم خرفه مقشر پوست تخم خرفه مقشر پوست تخم مرغ مكلس از هريك يك مثقال تخم خرفه مقشر پوست تخم مرغ مكلس از هريك يك مثقال اجزا كوفته بيخته بشيرهء نبات سفيد مقوم سرشته حبوب سازند هر حبى به قدر نخودى شربتى پنج حب [ حب جدوار كه مقوى قلب و دماغ و كبد است ] حب جدوار كه مقوى قلب و دماغ و كبد است و باه برانكيزد و معده را موافق باشد و پشت و كمر را قوت دهد نشاط آورد صنعت آن اشنه سنبل الطيب صندل سرخ صندل سفيد حب الاس لاجورد مغسول شمط مغسول ساذج هندى تخم ريحان تخم خشخاش كشنيز خشك مقشر پوست هليلهء تباشير سفيد آمله منقى اسطوخودوس از هريك سه مثقال جدوار خطائى بنفش مجرب سه مثقال و نيم مرواريد ناسفته بسد كهربا شمعى يشب سبز عنبر اشهب ابريشم مقرض ريوند چينى زنجبيل سفيد كابلى هليله سياه پوست هليله زرد پوست بليله لادن فلفل از هريك دو مثقال پوست زرد اترج كل سرخ تخم خرفه مقشر مغز بادام شيرين مقشر مغز چلغوزه مغز حب الزلم مغز نارجيل مقشر مصطكى از هريك پنج مثقال كل مختوم كافور قيصورى ورق نقره مشك تركى از هريك يك مثقال تودرى كلكون از هريك دو مثقال و نيم ورق طلا نيم مثقال ادويه را آنچه صلايه كردنى است با كلاب بر سنك سماق صلايه كرده و آنچه كوفتنى است كوفته بيخته و آنچه حل كردنى است حل كرده بروغن بلسان چرب نموده باب پوست كوكنار سرشته حبوب سازند شربتى يك درم و اكر خواسته باشد اجزا را بعسل مصفى سه وزن ادويه سرشته معجون سازند شربتى از آن يك مثقال است حب جدوار حكيم ارشد قمى منقول از خط ولد ارشد معز اليه ميرزا ابرهيم صنعت آن ذهب مكلس جدوار خطائى فادزهر معدنى خطائى اعلى از هريك يك مثقال جوزبوا مصطكى رومى زعفران از هريك چهار دانك دارچينى چهار مثقال قرنفل نيم مثقال صمغ عربى دو دانك كثيرا يك دانك على الرسم حب سازند هر حبى به قدر نخودى و چون يك حب ازين حبوب در حمى ربع پيش از وقت نوشته به نيم ساعت با كلاب فروبرند نافع است حبّ جدوار حكيم سليمان باه را قوت دهد صنعت آن جدوار خطايى مجرب مايه شتر اعرابى قرص افعى خصية الثعلب مصرى زعفران از هريك سه درم عنبر اشهب مصطكى رومى مشك خالص خايه خروس كندر سعد كوفى از هريك يك درم كافور جو دانه نيم درم اجزا كوفته بيخته بكلاب سرشته حبوب سازند هر حبى به قدر نخودى به ورق طلا و نقره پيچيده خشك نمايند شربتى از يك حبّ تا دو حب [ فصل در بيان ديگر تراكيب جدوارى ] [ دهن جدوار جهت رفع اوجاع مفاصل و اوجاع ورك ] دهن جدوار جهت رفع اوجاع مفاصل و اوجاع ورك و عرق النساء و نقرس و التيام جروح تمريخا و قطورا سفيد صنعت آن بكيرند جدوار خطائى مجرب را و جوكوب نموده يك شبانروز در آب باران يا خمر عنبى بخيسانند پس باتش ملايم طبخ دهند تا تمام قوت آن در شراب آيد پس ملايم طبخ دهند تا تمام قوت آن در شراب آيد پس نيكو ماليده صاف كرده باهم وزن آن آب صافى روغن كنجد تازه يا روغن زيتون يا روغن ورد احمر باتش ملايم طبخ دهند تا روغن بماند و نسوزد و به كار برند [ مرهم جدوار از صنعت حكيم على گيلانى ] مرهم جدوار از صنعت حكيم على كيلانى شارح قانون كفته كه اين مرهم نيز عديل و مانند دهن ريودار است در كثرت فوائد بلكه از آن زياده و نميرسد به اين در منافع بر آن التيام جراحات و اندمال انها دوائى نه مرهمى صنعت آن جدوار خطائى خوب مجرب كه بيش نباشد يك مثقال زردچوبه ديودار اصل السوس بسين در اخر برك حنا خشك دود مجتمع بر سفوف دكاكين مجمصان و نخود بريزان نه دكاكين نه زركران و مسكران و قلعىكران و غيرها از هريك يك اوقيه پوست درخت مغيلان برك درخت نيم تازه سبز هوجوبه از هريك دو اوقيه نصف اوقيه چوبها و بيخها را نيم كوفته و بر روى سنك صلايهء نرم بسايند تا مضمحل كردد و با سائر ادويه سواى قنه در دو نيم من آب باتش ملايم بجوشانند تا به ثلث رسد پس آب صافى آن را بكفچه كه بسيار سوراخ آن ريزه و تنك باشد بكيرند و از پشت همان كفچه در ديكچه بفشارند و اثفال آن را تا آنچه در آن مائيت است برايد پس آن مائيت را كرفته اثفال را دور نمايند و بريزند بر آن روغن كنجد تازه خالص بيست وقيه و باتش ملايم بجوشانند تا آنكه قريب به خشك شدن آب كردد پس صاف نمايند و اثفال را فشرده دور نمايند و قنه را باندكى از آن روغن حل نموده صاف نمايند و به او و اوقيه موم زرد در باقى روغن بريزند و باتش ملايم طبخ نمايند تا بقوام مرهم آيد و احتياط نمايند كه نسوزد و عند الحاجت استعمال نمايند و نوشته كه اكر در بعضى بلاد برك درخت نيم با پوست درخت مغيلان يا جدوار فائق ممتحن يافت نشود باكى نيست بخفيف آن ليكن تمام اجزا بهتر و اولى است مرهم جدوار ديكر قروح خبيثه و ناسور و زخم اتشك و زخمهاى كهنه را نافع و مجرب است صنعت آن جدوار خطائى مجرب يك مثقال هوجوبه