محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
843
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
پوشيده نيست سيوم آنكه چون آن را بشكنند و رنك باطنش را ملاحظه نمايند اكر رنك جميع اجزاى باطنش مساوى است و اختلافى ندارد اصلى است و اكر آنچه قريب به ظاهر آن است رنكينتر و اندرون آن كمرنكتر رنك كرده است و اما فرق ميان جدوار و بيخهاى مشابه آن بر صاحبان هوش و شعور كه مكرر ملاحظه جدوار نموده باشند نيز پوشيده نيست چه بيخهاى ديكر همه در جميع اوصاف مذكوره از شكل و حجم و هيئت و صلابت و وزن مشابه جدوار نيستند هرچند در بعض اوصاف اندك مشابهتى داشته باشند و اما فرق ميان جدوار و بيش نيز به چند وجه است يكى آنكه بيش كوچكتر و باريكتر از جدوار مىباشد و رنكش سرختر دويم آنكه چون بيش را بترشند و بر زبان رسانند زبان را بكزد و احداث حرقت و حدارت نمايد بسا باشد كه باعث تورم و ابله شود و اين در صورتى است كه سميت آن را چنانچه ذكر يافت نكرفته باشند و يا اندكى كرفته باشند و اما اكر بالتمام كرفته باشند امتحان آن نيز به تلخى يا بحسب حجم و شكل است و الا بامتحان جدوار اصلى نمايند از افادهء خاصيت ترياقيت و غير آن اما تجربه اصلى جدوار كه ترياقيت و عدم ترياقيت آن كه در چه مرتبه است بدين نحو است كه زهرى از زهر هركدام كه باشد و اكر بيش باشد بهتر است بخورد ميمونى يا خروسى دهند و كفتهاند كه اكر امتحان در خروس دشتى صحرائى كه عبارت از قرقاول است و به فارسى تدرو و به عربى تدرج كويند واقع شود بهتر است چرا كه مزاج او خشكتر و محكمتر است و بهتر اين است كه چنين نمايند كه مقدار قاتل بيش را كه از نيمدانك تا يك دانك است بخورد آن داده بيفاصله جدوار به قدر يك دانك تا دو دانك بخورد او دهند اكر دفع سميّت بيش را نمود جدوار خوب است و معتمد و الا نه و بايد كه بيش را علىحده نيز ازموده باشند كه قوى باشد اشتباه واقع نشود ديكر آنكه مقدار قاتل افيون در مزاجى كه متوسط باشد نه بسيار ضعيف نه بسيار قوى و معتاد بافيون نباشد دو درهم طبى كه يك مثقال صيرفى باشد يا قدرى كمتر از آن بدان بخورانند و فى الفور همان مقدار جدوار ساييده بدان بدهند اكر رفع سميت آن نمود جدوار خوب و مجرب است و الا فلا امتحان ديكر آنكه چون بيش را به زبان و لب رسانند و از آن سوزش لب و زبان عارض كردد از ماليدن و خوردن اندكى جدوار اكر به زودى دفع اذيت و غائله آن شود خوب و اعتمادى است و الّا نه فصل در بيان مزاج و كيفيت و منافع جدوار بدانكه جدوار كرم و خشك است در اول درجه سيوم و حرارت آن لذاع و كزنده و موذى نيست بسبب مناسبت آن با حرارت غريزى و ارواح و تقويت و ازدياد آن مران هر دو را و شايد آنچه شيخ رئيس رح در رساله ادويهء قلبيهء خود و ديكران نيز فرمودهاند كه حرارت آن مفرط نيست بنا بر همين باشد و اثر و نفع آن همين بكيفيت فقط نيست بلكه به صورت نوعيه و خاصيت است و لهذا انواع سموم حاره و بارده مشروبه و ملدوغه را نافع است و الّا مىبايست كه مخصوص بسموم بارده و امراض بارده باشد نه حاره و يا آنكه اثر آن در بارده بيشتر از حاره باشد و حال آنكه مساوى است بلكه بايد كه بكيفيت فقط نباشد كما ذكر فى المقدمة و مقدار شربت از آن از يك دانك تا نيم مثقال كفتهاند و قائم مقام ترياق كبير است مفرّح و مقوى دل و اعضاى رئيسه و احشا پادزهر جميع سموم است و مفتح و ملطف و محلل و منضج و مسكن اوجاع و مقوى باصره و مشتهى و مبهى و مدر و نافع است از براى عفونت اخلاط و تب ربع و استسقا و عسر البول و تسمين بدن و حصاة و يرقان و قولنج و صرع و فالج و امراض بارده را آشاميدن آن و طلاى آن جالى جلد و نافع است درد دندان و درد چشم را و با سركه رافع طاعون و رافع برص و مانع و با است و بالجمله منافع و خواص اين پنج بسيار است يكى آنكه بادزهر و ترياق و دافع اكثر سموم حاره و بارده مشروبه و ملدوغه است حتى بيش كه بدترين انها است و افعى و افيون نيز چنانچه ذكر كرده شده خصوصا با چند دانه فلفل سياه ديكر آنكه كفتهاند شخصى را مارى از مارهاى قتال بكزيد مقدار نيم مثقال آن را با شراب ساييدند و بخورد او دادند و بفرمان تعالى صحت يافت و در رفع زهر عقرب حتى عقرب جزاره كه سميت آن زياده و قويتر است و رتيلا و جمله حيوانات زهردار شرب مقدار دو دانك آن با شراب نافع است ديكر آنكه مجموع دردها و اوجاع را بهنشاند اكر در اعضاى ظاهره باشد با كلاب يا با آب به تنهائى يا دو سه دانه فلفل سياه سائيده طلا نمايند و اكر در باطنه باشد مقدار دانكى با دو دانك آن را بسايند با قدرى شراب يا آب كرم يا جلاب بحسب مزاج و بخورند و در وجع قولنج و درد كرده و معده و سنك كليه مثانه و عسر البول با شيرهء تخم خيارين ساييده بياشامند و نيز مجموع اورام بلغميه و صفراويه و دمويه و سوداويه را سود دارد در ابتدا و انتها اما در ابتدا ماده را باز كرداند و در انتها تحليل دهد و اكر محتاج به نضج باشد نضج دهد دهد خصوصا اورام مغابن چون زير بغل و پس كوش و بن را چون با سركه بسايند و طلا نمايند خصوصا باب كشنيز تازه جهت حاره انها و خيارك را نيز تحليل دهد بىانكه بهپزد و بكشايد و هيچ زحمت به او نرسد و بعضى را بكيفيت و بعضى را به صورت و خاصيت چنانچه ذكر يافت ديكر آنكه چون در ايام و با و طاعون هركس كه طاعون براورد با سركه بسايند و بر آن موضع طلا نمايند بعون اللّه تعالى از آن نجات يابد ديكر آنكه دل و جكر را بغايت قوت دهد از جهت ازدياد حرارت غريزى و تقويت قوى و ارواح چنانچه ذكر يافت ديكر آنكه طلا كردن آن با سركه در ابتدا بر خنازير بغايت مفيد بود و تحليل دهد آن را ديكر آنكه چون بر ريشهاى خبيث و زخمهاى كهنه قدرى از آن را بكوبند و بپاشند كوشت مرده فاسد را زائل كند و تازه بروياند و جراحت را باصلاح اورد ديكر آنكه چون با بعضى روغنهاى مناسبه چون روغن قسط و كل سرخ و سورنجان و بابونه با كلاب با عرق دارچينى سائيده بر وجع مفاصل بمالند و قدرى با كلاب سائيده بخورند بسيار مفيد است ديكر آنكه كسى را كه ضعف دل يا خفقان و طپش و افسردكى دل باشد خصوص كه از برودت باشد چند روز مقدار نيم درم از آن را با جلاب يا شراب يا يكى از اشربه مناسبه مثل شربت كاوزبان و ابريشم و بادرنجبويه و مانند اينها و عرقها مناسب مثل عرق كاوزبان و كلاب و بادرنجبويه و امثال اينها بخورد دل او را بغايت قوّت دهد و تفريح بسيار اورد ديكر آنكه جهت تقويت باه و انعاظ در بعضى امزجه بغايت مفيد است خواه به تنهائى يا بادويه مناسبه ديكر با كلاب سائيده بخورند يا حب يا معجون ساخته و كاهى با شير كاو تازه دوشيده با شراب يا با بعضى شربتهاى مقويه نيز مفيد است و انعاظ تمام اورد ديكر آنكه در ايام و با چنانچه ذكر كرده شد در ترياق كه تناول كردن آن منع عفونت و ضرر و با مىكند و تقويت دل ميدهد شرب اين دوا مفرد نيز همان خاصيّت آن مركب دارد با زيادتى جهت آنكه با قوت ترياقيت چندان كرم نيست و مولانا اصيل الدّين از شاكردان مولانا نجم الدّين محمود بن الياس شيرازى كه يكى از شراح كليات قانون است فرموده كه هر خاصيتى كه در ترياق فاروق است درين بيخ نيز هست و هم او فرموده