محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
835
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
را بمالند و بفشارند تا صره از دار و فارغ شود و شراب بقوام آيد پس فرود آورده سرد كرده نكاه دارند [ شراب تين مفوه مسطور در حاوى صغير ابن الياس ] شراب تين مفوه مسطور در حاوى صغير ابن الياس نافع از براى رئه و سعال مزمن و وجع ظهر و كليه بارده صنعت آن بكيرند انجير سفيد خشك كرده يكمن و در پنج من آب صافى بجوشانند تا به نصف رسد پس از آتش فرود آورده بمالند و بپالايند پس در هر رطلى از آن طبيخ يك رطل عسل سفيد خوشبوى مصفى داخل نمايند و بكيرند دارچينى سيلانى قرنفل خولنجان از هريك يك درم زعفران نيم درم سواى زعفران باقى ادويه را نيم كوفته در كيسه كتان كشادى كرده سر آن را محكم بسته در آن اندازند بهپزند و لمحه بلمحه كيسه را بمالند و بفشارند تا بقوام آيد پس از آتش فرود آورده زعفران را بكلاب سوده در آن داخل نمايند چون قدرى سرد شود صره را نيكو ماليده بفشارند و دور كنند و شراب را در ظرف چينى يا زجاجى نكاه دارند و در نسخه شفائى انجير دو من و سنبل الطيب نيز داخل است شراب تين ديكر كه ربو و سعال و ضعف كرده را نافع باشد و باه قوت دهد و سينه و طبع را نرم كند صنعت آن انجير سفيد مويز طائفى بيدانه از هريك دو رطل ترنجبين صد درم در دو من آب جوش دهند و بپالايند و با دو رطل عسل صاف با فانيذ سنجرى بقوام اورند شربتى ده درم [ شراب تين ديگر كه طبع را نرم گرداند و قولنج را نافع بود ] شراب تين ديكر كه طبع را نرم كرداند و قولنج را نافع بود و رياح را دور كند و پيران را موافق باشد صنعت آن بكيرند انجير زرد فربه خشك كرده يك من و بشويند و در چار من آب بهپزند تا به نصف رسد پس فرود آورده بمالند و بپالايند و فانيذ نيم من در آن كنند بجوشانند و در حين جوش صرهء كه در آن زنجبيل و خولنجان كوفته از هريك يك درم باشد در آن اندازند و لمحه بلمحه كيسه را بمالند و چون بقوام آيد فرود آورده سرد كرده در ظرف چينى نكاه دارند شربتى دو اوقيه [ شراب تين به نسخه اطباى هند ] شراب تين به نسخه اطباى هند منقول از ترجمه ماهر جهت درد كمر و درد كرده و مثانه و رحم و جكر و مغص و ورم سپرز و عرق النساء و نفث الدم و ربو و نواق و خفقان و قرحه امعا و تبهاى دائره و كزيدن هوام و مفاصل مفيد صنعت آن انجير زرد فربه خشك كرده رازيانه از هريك يكصد پنجاه مثقال در آب بخيسانند پس بجوشانند تا به ثلث رسد پس صافى نموده شيرهء برك كل سرخ تازه سه صد مثقال قند سفيد ششصد مثقال داخل كرده بجوشانند تا بقوام آيد و يكصد و پنجاه مثقال ريوند چينى سوده كه اول بكلاب تر كرده باشند و بپانزده مثقال روغن كاو چرب نموده داخل كنند و از ده مثقال تا بيست مثقال استعمال نمايند [ لعوق تين ] لعوق تين منقول از بياض قرابادين به خط ميرزا محمد حكيمباشى كه در آنجا مجربات خود را ذكر كردهاند اسهال صفرا كند و سرفه خشك را نافع باشد صنعت آن انجير زرد ده دانه كاوزبان سه درم عناب سپستان از هريك ده دانه كل بنفشه پنج درم جوشانيده بپالايند فلوس خيارشنبر هشت درم ترنجبين خراسانى پانزده درم در آن حل كرده صافى نموده و روغن بادام شيرين يك درم داخل نموده بنوشند ميفرمايند كه صواب آن است كه اين دوا در مطبوخات مذكور شود و باسم مطبوخ تين مسهل مسمّى باشد [ ماء التين ] ماء التين تنكى نفس و ربو و سرفه بلغمى را سود دارد چون چهار اوقيه آن را با يك درم روغن بادام شيرين بخورند صنعت آن انجير زرد ده دانه مويز طائفى منقى از نوى يازده دانه عناب سپستان از هريك سى دانه پرسياوشان سه درم اصل السوس خراشيده نيمكوفته هفت درم تخم خطمى تخم خبازى از هريك دو درم جمله را در دو رطل آب بجوشانند تا به يك رطل رسد بمالند و صافى نمايند و به كار برند [ مخلل تين ] مخلل تين يعنى پروردهء انجير در سركه نافع از براى تحليل صلابت سپرز صنعت آن بكيرند انجير زرد خشك را و پاك بشويند به تعجيل كه رطوبت در جرم آن اثر نكند پس بپارچه رطوبت آن را نشف نموده خشك كرده در سركه انكورى تند بيندازند آن مقدار كه چهار انگشت سركه بر بالاى آن باشد و بكذارند تا برسد هر صبح ناشتا يك دانه تا پنج دانه آن را با قدرى از آن سركه مطحول بخورد و انجير نيمرس و خام مخلل نيز اين فعل دارد [ مطبوخ تين ] مطبوخ تين لى جهت بروز جدرى و نضج مواد بلغميه صنعت آن انجير زرد از سه عدد پنج عدد عدس مقشر هفت مثقال لك منقى خام كثيرا از هريك سه مثقال رازيانه دو مثقال در يك رطل و نيم آب باتش ملايم طبخ نمايند تا به نصف رسد ماليده صاف نموده قليلى زعفران در آن حل كرده نيم كرم يا سرد بيكدفعه يا به دو دفعه بخوراند و جهت اطفال مقدار انها را كمتر اخذ نمايند مطبوخ تين ديكر لى از آن اقوى صنعت آن انجير زرد خشك پنج عدد نخود خام عدس مقشر زردك خام با پوست تازه و اكر نباشد خشك آن ماش هندى از هريك هفت مثقال كل نيلوفر خام از هريك دو مثقال كثيرا برك كل شقائق از هريك يك مثقال در يك و نيم رطل آب جوش دهند تا به نيمه رسد ماليده صاف كرده سرد نموده بيك دفعه يا بدفعات بخورانند و در نسخه ديكر كل نيلوفر كثيرا و كل شقائق داخل ندارد و اكر اين را بطريق نقوع بخورند نيز خوب است تيواج پوست درختى شبيه به پوست درخت چنار و كويند پوست لسان العصافير بلاد خطا است و ظاهرا طاليسفر باشد در اخر دويم كرم و خشك و قابض و بسيار تلخ و سفوف آن با دوغ ماست چكيده و ربوب قابضه اسهال مزمن بارد بواسير و قطع خون بواسير و با نيلوفر نيز جهت اسهال بواسيرى و ضمادش با سركه جهت درد سر از اورام رخو و سنون آن جهت درد دندان و تقويت لثه و نزله رطوبى و بخور آن به جهت رفع و با و طاعون عجيب الاثر و بدستور جهت بواسير و شقاق مقعده و درد آن و درد رحم و فرزجهء آن جهت قطع سيلان رحم و حيض مفيد است و نيم مثقال آن با يك مثقال نيلوفر در حبس اسهال مجرب است و قدر شربتش تا يك مثقال و مضر محرورين و معطش و مورث التهاب احسا و مصلحش كثيرا و ربوب فواكه است و آنچه به تحقيق پيوسته غير طاليسفر است و يتواج هندى را به لغت هندى كالاكورا نامند و كويند آن پوست درخت لسان العصافير است كه در هندوستان درخت آن كريه بضم كاف و كسر راى و فتح ياى مثناة تحتانيه و ها و پوست آن را كريه كاچهال زيرا كه چهال بلسان ايشان پوست درخت را كويند و در خواص قريب است به يتواج خطائى كه قشرى است شبيه به پوست چنار و طبيعت آن را سرد و خشك كفتهاند در دويم يا سيوم جهت بواسير خونى نافع و مجرب دانستهاند شربتى چهار مثقال و طريقه استعمال آن چنان است كه هفت مثقال آن را نرم صلايه كردهء با روغن بادام شيرين سرشته حب سازند و پنجروز آن حبها را ميل نمايند روز اول يك مثقال روز دويم يك مثقال و يك دانك روز سيوم يك مثقال و دو دانك و همچنين هر روز يك دانك بيفزايند كه تا پنجروز تمام خورده شود و غذا روز يك مرتبه وقت ظهر چلاو با زردهء تخم روز پنجم مسكهء تازه كاو با چلاو بخورند قطع بواسير نمايد و مجرب