محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

828

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

و روغن داغ كرده بر روى آن ريخته درهم سرشته تناول نمايند [ رنگينك ] و از خرما غذاى ديكر كه آن را رنكينك كويند ميسازند با اين طريق كه استه خرما را بيرون كرده در طبق پهن نموده آرد ميده و در روغن بريان كرده اندك كلاب و دانه هيل بر آن پاشيده و بر روى آن كرده ميخورند و از رطب و هم پره خرما بهتر است دبس و سيلان به فارسى دوشاب خرمائى نامند و آن انواع است آنچه شيره خرما را كرفته طبخ داده باشند دبس مينامند آنچه شيرهء آنها را در طبقها كرده در افتاب كذارند تا غليظ و منجمد و منعقد كردد آن را دبس افتابى كويند و آنچه جلتهاى خرماها را در حجره برهم جيده و بيك طرف نشيب حجره حوضى ساخته كه آنچه شيره از جلتها تراوش و سيلان نمايد در آن جمع كردد پس برداشته بدون طبخ استعمال مينمايند اين را سيلان نامند در دويم كرم و در اول خشك ملين طبع و كثير الغذا و موافق بارد المزاج و بلغمى و جهت سرفه و فالج و درد مفاصل نافع و طلاى آن به تنهائى و با قسط و نمك جهت كلف و با شونيز جهت جمود اعضا در سرما نافع و مولد سودا و محرق خون و مصلحش سركه و بادام و خشخاش و ترشيها است دواء التمر مقوى باه است صنعت آن بكيرند خرماى جيد را و استهء آن را بيرون كرده در شير كاو بخيسانند پس خرما را خورده شير را از بالاى آن بنوشند و اكر در آن اندكى زنجبيل داخل كنند بهتر است رب بسر قئ و اسهال باز دارد و معدهء ضعيف را نافع باشد صنعت آن بكيرند خرماى نيم رسيدهء سبز و استه آن را براورند و بكوبند و بفشارند و صافى نمايند و باتش نرم جوش دهند تا ثلث آن بماند نكاه دارند و عند الحاجت به كار برند مرباى تمر از براى تسمين و تقويت باه مفيد است صنعت آن بكيرند خرماى رسيده خوب و استه آن را بيرون آورده بجاى استه مغز بادام مقشر و يا پسته مقشر كذارند و در مرتبان و يا در كدو كرده سيلان رطب يا شيرهء نبات كه اندك زنجبيل در آن داخل كرده باشند بر روى وى كنند و چند روز بكذارند كه شيره در جرم خرما جذب شود پس به كار برند و اكر قدرى كنجد سفيد مقشر نيز داخل كنند خوب است [ تمر هندى ] تمر هندى بار درختى است در غلاف و نهايت به قدر شبرى و دانها به شكل باقلاى كوچكى پهن و درخت آن عظيم به اطراف شاخهاى باريك بسيار برامده و بهر دو طرف شاخهاى باريك مقابل هم بركها كوچك طولانى از پنج صف تا ده دوازده دسته و طعم آن اندك ترش و با عفوصت بسيار طعم ما فى الغلاف كه لحم آن است ترش و سرخ تيره و بهندى انبلى نامند و نوع ديكر سرخ مىباشد بهترين آن پخته بكمال رسيده خالى از عفوصت صادق الحموضت منقى از حب و ليف است كه نه بسيار كهنه و نه بسيار تازه باشد در سيوم سرد و در دويم خشك و مسكن غثيان صفراوى و ملين طبع و مسهل صفرا و اخلاط محترقه و در حموضات مسهلى سواى آن نيست و مطفى هيجان خون و جهت خفقان حار و حكه و جرب و قلاع و عطش و تبهاى حار و تبهاى غشيه و كرب و تفريح محرورين بىعديل و اكثار آن مورث سحج و سعال و مضر سپرز و مولد سده و مصلحش كثيرا و خشخاش و بنفشه و لعاب بهدانه و عناب قدر شربتى از هفت مثقال تا سى مثقال و بدلش الوى سياه و در غير اسهال زرشك و دانه آن در سيّم سرد و خشك و قابض و مغز آن جهت امساك منى مجرب و ضماد آن جهت خلع عضو ورثى و تقويت سستى عضل و با پيه و امثال آن جهت نضج و كشودن دمل ازموده و تضميد مطبوخ آن مسكن اورام و دردهاى حاره است و با شير پخته آن جهت تحليل اورام و نضج انها و دماميل مفيد خصوصا كه با تخم ريحان كوبيده پخته باشند جوارش تمرى نافع از براى حبس بول و قولنج و درد معده صنعت آن بوره ارمنى زيرهء كرمانى مدبر فطراساليون زنجبيل فلفل سفيد از هريك يك جزو سقمونياى مشوى دو جزو خرماى هيرونى از دانه و پوست پاك كرده مغز بادام شيرين مقشر برك سداب خشك از هريك چهار جزو ادويه را كوفته بيخته خرما را يك شبانروز در سركه انكورى بخيسانند نرم بكوبند و ادويه را كوفته بيخته بان بسرشند و مجموع را بعسل مصفى بسرشند و بوقت حاجت شربتى از آن تا چهار مثقال به كار برند [ جوارش تمرى ديگر منقول از قرابادين افندى ] جوارش تمرى ديكر منقول از قرابادين افندى صالح چليپى حكيم سلطان قيصر روم نافع از براى ضيق النفس و ضيق الصدر و تقويت معده و اوجاع كرده و استسقا و تفريح قلب و قدر شربتش سه درم صنعت آن قرنفل زنجبيل از هريك پنج درم دارچينى سنبل الطيب كثيرا بلادر استهء خرما حبّ بلسان كبابه چينى انيسون ابهل فلفل دارفلفل از هريك يك درم مرواريد ناسفته طباشير سفيد از هريك ثلث درمى ورق طلا و نقره شاخ كوزن از هريك ثلث درمى دندان فيل مشك تبتى عنبر اشهب از هريك ثلث درمى عسل سفيد خوشبوى مصفى به قدر كفايت بدستور معجون سازند حلواى بزر تمر هندى قوت باه بيفزايد و امساك منى اورد صنعت آن بكيرند تخم تمر هندى و پوست آن را دور كنند و خوب بسايند كه مثل آرد شود و در روغن بريان كنند و با قند حلوا نمايند و اكر در اخر قدرى جوزبوا و بسباسه و دارچينى و زعفران و قرنفل ساييده اضافه نمايند ميكردد اقوى و الذ [ سكنجبين تمر هندى ] سكنجبين تمر هندى له قدس سره نافع از براى شدت حرارت و حميات حاده وقتى كه با قبض طبيعت باشد و از براى قى صفراوى و تقويت معده و كبد حار نافع صنعت آن بكيرند تمر هندى نيم رطل و در دو رطل آب خالص و دو اوقيه كلاب بخيسانند يك شب و صبح آب صافى آن را از غير ماليدن جرم آن بدست بكيرند و در دو رطل شكر سفيد جيد داخل كرده بجوشانند و قدرى سفيده تخم مرغ مخلوط باب به آن بزنند و كف آن را بكيرند و چون ديكر كف بر سر نياورد مصفى نموده باز در ديك سنكى نموده مقدار نيم رطل سركه انكورى جيد داخل كرده بجوشانند تا بقوام آيد و نكاه دارند [ شراب تمر هندى مسكن غثيان صفراوى و ملين طبع و مسهل صفرا و اخلاط محترقه است ] شراب تمر هندى مسكن غثيان صفراوى و ملين طبع و مسهل صفرا و اخلاط محترقه است و مطفى و مسكن هيجان خون و جهت خفقان حار و تبهاى كرم نافع است صنعت آن بكيرند تمر هندى منقى از حب و ليف نيم من و در آب بخيسانند پس بجوشانند تا به نصف رسد صافى نموده و نيم من قند سفيد داخل كرده بقوام اورند شربتى دو اوقيه شراب تمر هندى به نسخه ديكر نافع است از براى تبهاى صفراوى و تبهاى كرم و يرقان و مسهل صفرا است صنعت آن تمر هندى منقى از حب و ليف را در آب بخيسانند پس بجوشانند تا مهرا شود صافى نموده قند سفيد بقدرى كه خوش طعم كردد داخل كرده بقوام اورند و اكر قدرى محموده داخل نمايند قوى الفعل مىشود و حكيم معصوم كفته براى زيادتى قوت اسهال يك درم سقمونياى مشوى و ده درم تربد نيم درم زنجبيل سوده اضافه نمايند شربتى مقدار پانزده درم در آب ممزوج كرده بياشامند مرباى تمر هندى در افعال قريب است به شراب آن و از آن كثيف‌تر صنعت آن بكيرند تمر هندى سرخ تازه و پوست آن را دور كرده و استه آن را دور كرده استه آن را بيرون اورند و به‌پزند تا نرم شود پس قند سفيد يا نبات سفيد داخل كرده