محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
817
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
تا پخته كردد و رائحه خامى آن دور شود پس زعفران و مشك با كلاب سوده داخل سوده داخل نمايند و همچنين ادويه ديكر از دارچينى و دانه هيل و قرنفل و بسباسه و جوزبوا به قدر حاجت و ضرور و اكر خواهند بعد از امتزاج با شيرهء نبات قدرى مسكه كاو تازه داخل نموده قدرى بريان نمايند پس زعفران و غيره را در آن بياميزند و فرود آورده تناول نمايند حلواى بيضه مرغ ديكر صنعت آن آرد برنج كه برنج بريان يا برنج را پخته خشك نموده آرد كرده باشند پنجاه درم با دو وزن آن شيره نبات باتش طبخ نمايند تا پخته و غليظ كردد پس پنجاه عدد زردهء تخم مرغ يا زردهء تخم كبوتر يا تدرو يا هركدام كه خواهند در آن داخل كرده برهم زنند و طبخ نمايند تا رائحه خامى بيضه زائل كردد پس به همان دستور مسكه كاو تازه داخل كرده بريان نمايند و در آخر قدرى زعفران و اندكى مشك كلاب سوده بان ممزوج كرده فرود آورده تناول نمايند و اكر خواسته باشند دارچينى و غيره نيز اضافه نمايند و اكر خواسته باشند بجاى آرد برنج آرد كندم و يا آرد نخود نمايند [ دهن البيض گرم و محلل و ملطف ] دهن البيض كرم و محلل و ملطف به جهت درد دندان و رويانيدن موى و وجع مقعده و بواسير بغايت مفيد است صنعت آن بكيرند زردهء تخم مرغ هر قدر كه خواهند و در آب بهپزند و تابهء آهنى را بر آتش كذارند سراشيب تا سرخ كردد و زردهء پخته را به طرف بالاى تابه بكذارند تا نيم سوخته كردد و بسر دسته آهنى و امثال آن آن را به زور بفشارند تا آنچه دهنيت است جدا شده به طرف نشيب آيد به زودى بردارند و در ظرفى جمع نمايند و همچنين تا ديكر در آن دهنيت نماند نوع ديكر آن است كه زردهء بيضه را هر قدر كه خواهند سخت پخته در پارچه صفيقى كرده نيكو بمالند و بفشارند آنچه دهنيت است از آن برايد و اين نوع بهتر از اول است و بسيار برمىآيد رشته بيضه كثير الغذا و مبهى و نعظ و لذيذ است صنعت آن بكيرند زردهء بيضه هر مقدار كه خواهند و قليلى زعفران بكلاب سوده بان بياميزند نيكو برهم زنند و اكر قليلى مشك يا عنبر نيز داخل نمايند بهتر است و در ظرفى سركشاده شربت نبات يا كلاب كرده بر آتش بكذارند تا به جوش آيد و در عين جوش آن را در قيف رشتهريزى كه در آن منافذ و سوراخهاى كشاد باشد كرده در آن بريزند بنوعى كه درهم نشود و منعقد كردد و در وقت ريختن دست را بكردانند و آنچه منعقد شده باشد براورند و تازه بريزند و همچنين تا تمام كردد و در بين جوش اكر كف بر سر اورد آب سرد بر آن بپاشند تا فرو نشيند و معيار شيرينى آن را در آن شربت مرعى دارند و غليظ بهتر است شش نجه قريب است به عجه صنعت آن پياز را حلقه نموده در روغن كوسفند بريان كرده رب انار ترش يا آب نارنج يا آب ليمو يا آب تمر هندى و يا ترشى ديكر و قند سفيد داخل كرده چند جوشى داده تخم مرغ را بر آن بريزند تا نيم بسته شود فرود آورند با نان و يا با چلاو بخورند و اكر زردك را رشته بريده پخته با پياز سرخ نموده بدستور مسطور شش بخه كه ششرنكه نيز كويند مرتب نمايند بسيار خوب است فصل در ذكر نسخ عجه بدانكه عجه بفتح عين مهمله و جيم مشدده و ها بمعنى و نام نوعى از خاكينه است كه كوكو نامند صنعت آن زردهء تخم مرغ زرده تخم كبوتر از هريك بيست عدد آرد ميده كفى مجموع را مخلوط نموده قدرى نمك و يك مثقال دارچينى سوده داخل كرده در روغن كاو نيم برشت نموده نيم كرم بخورند بعون اللّه تعالى نافع است عجه منه قدس سره بكيرند آرد نخود آرد ميده از هريك كفى و در آن بيست عدد تخم مرغ بشكنند و دارچينى و بسباسه از هريك يك درم نمك به قدر حاجت داخل كرده روغن كاو در تابه داغ كرده آن را در آن ريزند و چون قدرى بسته شود بكارد بهبرند و بكردانند تا روى ديكر آن برشته شود بكارد بهبرند و بكردانيد فرود آورده نيم كرم بخورند عجه متوكلى كه بنهايت مقوى باه و مسمن بدن است صنعت آن بكيرند پياز ده درم ورق كرده با روغن كاو و آب زردك بهپزند تا سرخ شود تخم مرغ تخم كبوتر از هريك بيست عدد داخل كرده نيم برشت نمايند و بر آن نيم درم خولنجان و يك دانك نمك سقنقور پاشيده بخورند عجه ديكر كه مقوى باه و مسمن بدن است و زيادهكننده منى است صنعت آن بيضه ماهى تازه زرده تخم مرغ كندنا ريزه كرده همه را در يك جا كرده با اندك آرد ميده و به قدر حاجت روغن كاو خاكينه نموده بخورند كه مفيد است عجهء ديكر منقول از مجربين اطباى هند صنعت آن زردهء تخم مرغ بيست عدد از آن عجه نيم برشت ترتيب داده لسان العصافير شيرين تخم شلغم تخم كزر عاقرقرحا اسكندر از هريك هفت درم كوفته بيخته بران پاشيده بخورند عجه ديگر صنعت آن بيضه ماكيان هفت عدد پياز بروغن كاو سرخ نموده و سدس يك سير نخود بريان كرده لبه كه آن را بهندى دلكرده كويند همه را درهم كرده با روغن كاو و شهد از هريك سدس يك سير مخلوط كرده عجه نموده بخورند و اكر روغن و شهد بيشتر باشد بهتر است عجه ديكر از اطباى هند صنعت آن زردهء تخم مرغ پياز حلقه كرده عسل مصفى روغن كاو هر چهار برابر درهم پخته بخورند و بيست و يك روز به اين مداومت نمايند و از ترشيها پرهيز كنند عجه متوكلى كه از براى متوكل عباسى ترتيب دادهاند باه را قوت دهد و مسمن بدن است صنعت آن آرد ميده را بروغن كاو بريان كرده كنجشك تخم كبوتر تخم تدرو تخم مرغ جمله را بشكنند و نيم درم خولنجان و اندكى ملح سقنقور بر آن افكنند و نيم كرم بخورند عجه ديكر كه همين منفعت دارد صنعت آن زردهء تخم مرغ ده عدد بروغن كاو بيست درم نبات سفيد سى درم دارچينى نيم درم نيم برشت كرده بخورند و اكر بارد المزاج باشد بدل نبات عسل مصفى كنند عجهء ديكر [ صنعت آن ] بكيرند پياز را ورق ورق كرده بروغن كاو برشته نمايند تا سرخ شود پس چند عدد تخم مرغ بر آن شكسته بكذارند كه نيمبرشت شود قدرى نمك و دارچينى را بر آن پاشيده بخورند كه مفيد است عجه ديكر صنعت آن بكيرند حشيش هليون را و در آب پخته پس آن را با روغن كاو سرخ نموده چند عدد تخم مرغ بر آن شكسته بكذارند كه نيمبرشت شود و يا افاويه و دارچينى خوشبو كرده قدرى نمك يا قند بر آن پاشيده بخورند كه مفيد است عجه شيخ الرئيس ابو على بن سينا صنعت آن بكيرند مغز سر كنجشك مغز سر كبوتر از هريك پنجاه عدد زردهء تخم مرغ زردهء تخم كنجشك از هريك بيست عدد آب كوشت بره پنج اوقيه نمك و توابل حاره به قدر حاجت بروغن كاو پنجاه درم از مجموعه عجه ترتيب دهند و بخورند و بياشامند بر آن شراب ريحانى قوى مائل بشيرينى و در نسخه ديكر بجاى آب كوشت بره آبكوشت خروس خصى جوان فربه است و بجاى روغن كاو روغن كوسفند است و هر دو نسخه خوب است كوكو قريب است به عجه صنعت آن كندنا و پياز را ريزه نموده با تخم مرغ با نمك و فلفل كوبيده درهم كرده در روغن كاو در ماهى تابه برشته نموده چون يكروى وى برشته كردد آن را بكارد قطعات نموده بركردانند تا روى ديكر آن برشته شود فرود آورده بر روى چلاو كذاشته و با چلاو كباب نيمرو بخورند و اكر خواسته باشند شبت را نيز ريزه نموده در اجزاى كوكو داخل نمايند و بابونه نيز خوب است [ نيمرو ] صنعت آن نيمرو بكيرند روغن