محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
803
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
كوفته بيخته بروغن مغز كردكان و عسل بلادر پنج درم چرب نموده بعسل مصفى سه وزن مجموع ادويه سرشته معجون سازند و در ظرف چينى نكاه دارند و بعد از شش ماه استعمال نمايند شربتى يك درم [ انقرديا مليّن ] انقرديا مليّن صرع و فالج و لقوه و رعشه و استرخاى اعصاب را نافع باشد و دماغ را از اخلاط پاك سازد و ذهن را تيز كند و حفظ را زياده كند و پيران و سرد مزاجان را موافق باشد و طبع را نرم دارد صنعت آن سنبل الطيب سليخه ساذج هندى فومو زعفران در متهء تركى افتيمون فقاح اذخر ريوند چينى حبّ بلسان قرنفل از يك دو درم حب البان مقشر زنجبيل از هريك يك درم مصطكى دارفلفل از هريك سه درم غاريقون ايرسا از هريك دو درم صبر زرد ده درم پوست بيخ رازيانه سه رطل سركه كهنه سه رطل پوست بيخ رازيانه را سه روز در سركه بخيسانند و در ديك سنكى بجوشانند بعد از چهار جوش از آتش فرو كيرند پوست بيخ رازيانه را بمالند و بفشارند و جرم آن را بيندازند و صاف كنند با سه رطل و نيم عسل صاف بقوام اورند و سه درم عسل بلادر اضافه كنند و با ادويه كوفته بيخته بسرشند و بعد از شش ماه مقدار يك درم باب نيم كرم بخورند [ انقرديا ديگر منقول از شرح اسباب و علامات ] انقرديا ديكر منقول از شرح اسباب و علامات نسيان و فالج و جميع امراض دماغى كه از غلبه بلغم و رطوبت باشد سودمند بود اين معجون ازموده قدما است خصوص از براى قوّت حافظه صنعت آن عسل بلادر يك اوقيه صبر سقوطرى شصت مثقال غاريقون بيست و چهار مثقال سليخه زراوند وج تركى زعفران دارچينى مصطكى رومى از هريك شش مثقال قسط تلخ تخم سداب فلفل سفيد از هريك هشت مثقال افتيمون يك اوقيه اجزا كوفته بيخته با سه چندان عسل كف كرفته بسرشند مقدار شربتى بعد از شش ماه يك مثقال باشد باب كرم فصل در بيان جوارشاتى كه اصل و عمود در انها بلادر است [ جوارش بلادر معروف بجوارش الملوك ] جوارش بلادر معروف بجوارش الملوك كه آن را دواء السنة نامند بسبب آنكه ظاهر نميكردد تمام منافع آن مكر آنكه استعمال كرده شود يك سال تمام كه در آن وقت تمام منافعش ظاهر ميكردد و اين جوارش را جوارش سليمان نيز نامند منافع و خواص اين جوارش را بسيار شمردهاند از جمله آنكه منع سفيد شدن موى مىكند مكر آنكه سفيد شده باشد و اسهال اخلاط بارده مىكند و نافع است از براى ضعف معده و سوء هضم و از براى اوجاع معده و اوجاع سر و صداع و فالج و صرع و لقوه و نسيان و دوار و تشنج معروف بكزاز و محلّل رياح شيخ رئيس كفته كه اين دواى ملوك است حكايت كردهاند كه ملوك به اين دوا مداوا ميكردهاند و اين دوا نافع است از براى ناسودا سود و ابيض و احمر و ثلال و صفرت و ابرده و ضربان مفاصل و جلاى باصره و زياده مىكند قوت جماع را زيادتى ظاهرى و نيست از براى اين جوارش ضررى و از استعمال اين جوارش كرم ميكردد و مزاج مستعمل آن تفسير كلام شيخ مراد از ناسودا سود بهق اسود است و برص اسود كه عبارت از قوباى اسود است و مراد از نار صور ابيض برص ابيض و بهق ابيض است و مراد از ناصور احمر جذام است و مراد از ثلال دانهاى بواسير است و سائر ثاليل و غدها كه در بدن بهم ميرسد مراد از صفرت يرقان اصفر سدى است و صفرت رنك بسبب فساد مزاج كبد و كفتهاند هرگاه فراگرفته شود ازين جوارش يك سال تمام هر روز بلافاصله پس صالح ميكرداند عمر فراگيرندگان را باذن اللّه عز و جل و كسى كه يك سال تمام اين جوارش را مداومت كند باقى نمىماند در بدن او مرضى از امراض مادى مكر آنكه آن مرض زائل ميكردد بامر اللّه تعالى صنعت آن به نسخه شيخ رئيس هليله سياه بليله امله منقى از هريك سى و شش مثقال شونيز بيست و چهار مثقال فلفل سياه زنجبيل دارفلفل فلفل مويه از هريك بيست و دو مثقال نارمشك قاقله صغار سعد كوفى از هريك دو مثقال كبابه چينى عسل بلادر از هريك شش مثقال اجزا را جداجدا كرفته بيخته پس وزن نموده كه اوزان جميع اجزا تمام باشد پس اجزا را مخلوط كرده شش صد مثقال فانيذ سنجرى در پاتيل پاكيزه كرده باتش ملايم بكذارند و آب بر فانيذ بپاشند تا كداخته شود پس اجزاى را داخل كرده حركت دهند تا نيكو مخلوط شوند پس برداشته بكذارند تا كرمى آن شكسته شود پس آن را بنادق سازند هر بندقه دو مثقال و ربع مثقالى و دست را چرب نمايند بزيت يا روغن مغز كردكان يا روغن كاو در وقت ساختن بنادق پس بخورند از آن هر روز يك بندقه و اين جوارش سيّد دواها است و كسى كه جوارش مىخورد بايد كه از ترشىها و لبنيات پرهيز كند و مزاج اين جوارش كرم است در دويم و خشك است در وسط درجه سيوم جوارش بلادر به نسخه ابن جزله كفته كه اين جوارش سرور دواها است و هركس كه يك سال به اين جوارش مداومت نمايد باقى عمرش به صحت ميكذرد و هيچ علت در بدنش نباشد مكر آنكه به كلى زائل كرداند و خوردنش هيچ زيان ندارد صنعت آن بليله منقى آمله منقى هليله سياه از هريك سى و شش مثقال شونيز بيست و چهار مثقال فلفل اصطرك دارفلفل زنجبيل فلفلويه از هريك دو مثقال كبابه چينى عسل بلادر از هريك شش مثقال اجزا كوفته بيخته وزن نموده بهم اميخته شش صد مثقال فانيذ را در ديك روئين پاك كنند و باتش ملايم بجوشانند بعد از آن به قدر حاجت آب در آن كرده باشند و بقوام اورند و ادويه را در آن داخل كرده برهم زنند و دست را بروغن كاو يا روغن كردكان يا بزيت چرب نموده بنادق سازند هريك به قدر دو مثقال و يك دانك و نيم و هر صبح يك بندقه را باب سرد حل كرده بخورند صنعت اين جوارش به نسخه شيخ داؤد انطاكى پوست هليله زرد هليله كابلى هليله سياه بليله امله منقى از هريك سى و شش مثقال شونيز بيست و چهار مثقال كبابه چينى دوازده مثقال عسل بلادر مصطكى از هريك شش مثقال فلفلمويه فلفل دارفلفل دارچينى اشق زنجبيل از هريك دو مثقال ساذج هندى يك مثقال شكر سفيد صافى شش صد مثقال سكر را بقوام اورند تا قريب بانعقاد رسد پس ادويه را كوفته بيخته بعسل بلادر بسرشند و در ظرف چينى پهن كرده شكر را بقوام آورده بر آن ريزند و نيكو برهم زنند و بكذارند تا سرد شود و بطريق لوزيات ببرند و نكاه دارند و غالب آن است كه استعمال كرده شود بعد از طعام كسى كه رياح غليظه در بدن او بسيار باشد بناشتا بخورد و كسى كه بخار بسيار در بدنش باشد وقت خواب بخورد و شربتى دو مثقال و همچنين شربت اكثر جوارشات دو مثقال است صنعت اين جوارش به نسخه حكيم مير محمد مؤمن كفته كه اين جوارش به جهت اسكندر ترتيب داده شده و چون يك سال تمام استعمال كرده مىشود آن را دواء السنه ناميدهاند و در دواء السنة مذكور خواهد شد صنعت اين جوارش به نسخه ديكر كفته هريك كه سال تمام بدوام بخورد باقى عمرش به صحت كذرد و هيچ علتى در اندرون وى نماند همه را به كلى بيرون اورد و ناصور و درد مفاصل را ببرد و روشنائى چشم را افزايد و شهوت باه را زياده كند و اشتهاى طعام آورد و فوائد بسيار نوشته و بالجمله جميع امراض را نافع بود و در ذكر خواص آن ما طريق اختصار را مسلوك داشتيم هليله سياه اشق دارفلفل زنجبيل فلفلمويه از هريك بيست و دو مثقال كبابه چينى عسل بلادر از هريك شش مثقال همه را جداجدا كوفته بيخته وزن نموده درهم اميزند و بعسل