محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
48
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )
استعمال نمايند و اين نوع شنجرف مستعمل اهل صنعت است * اتخاذ زنجفر بطريق احراق بنار * آن است كه بكيرند سيماب خالص بيست مثقال كبريت زرد دوازده مثقال زرنيخ لعلى دو مثقال زرنيخ و كبريت را نيكو سحق نمايند و با سيماب در هاون بسايند تا همه چون غبار شود در كاسهء كه بيرون آن را بكل حكمت كرفته باشند كنند و در تنور تافته كه آتش آن را بيرون آورده باشند كذارند بر روى دو سه خشت و سر تنور را محكم بندند و بعد از دو روز سر تنور را باز نمايند و كاسه را برآورند شنجرفى باشد در نهايت سرخى و خوشرنكي آن را در شيشهء كنند و نكاهدارند * نوع ديكر * زيبق خالص هفت جزو كوكرد خالص دو جزو باهم سائيده در شيشهء مطين بطين حكمت كنند كه تا نصف شيشه باشد و سر شيشه را بصاروج الحكمة بند كنند و بالاى آن كل حكمت بكيرند و خشك كنند و در ديك سفالى كه در ان ريك پر كرده باشند دفن نمايند و در زير ديك آتش برافروزند تاريك سرخ كردد پس بكذارند تا سرد كردد و برآورند و اين را شنجرف مصرى خوانند و در زنجفر هندى كوكرد و سيماب مساوى است و در زنجفر رومى سيماب دوازده جزو كوكرد هشت جزو و زرنيخ سرخ پنج جزو است * اتخاذ اسرنج * كه بفارسي سرنج و بهندى سيندور خوانند بالحاء بسيار است از آن جمله آن است كه سفيدآب قلعى را و يا قلعى و سرب را در تابهء سفالى كرده بر روى كورهء آتش نى و خاشاك كذارند و قدرى نمك بر ان بپاشند و بسيخ آهني و يا كفچهء آهني برهمزنند تا سرخ كردد و هرچند آتش بيشتر دهند سرختر مىكردد و چون اندك سرخ كردد در ديكي كرده بر روى كوره كذارند و اطراف و زير آن آتش برافروزند بغايت رنكين مىكردد * اتخاذ سليماني * كه معروف است بدواء الشعث و بفارسي داراشكنه نامند آن است كه بكيرند از زيبق خالص نود مثقال و از سم الفار هفت مثقال و نيم و باهم نيكو بسايند و بدستور در شيشهء مطين كرده مصعد نمايند * اتخاذ مرداسنك * آن است كه سرب را كداخته اسرنج يا سرب سوخته بخورد آن دهند تا هر دو ممزوج شوند در ظرفى كرده در سركه اندازند و آنچه خوب سوخته ممزوج شده باشد جدا نموده با جو در آب بجوشانند به حدى كه جو منشق و مهرا كردد پس از جو جدا كنند و چون خواهند كه آن را تصفيه نمايند بايد كه هموزن آن نمك بسايند و در آب خيسانيده هر روز برهمزنند و هر سه روز تغيير آب نمايند تا خوب صاف شود و اجزاى خام درو نماند پس شسته استعمال نمايند * دستور سفيد كردن مرداسنك * آن است كه در پشم سفيدى بهپيچند و به آب باقلا بجوشانند و بعد مهرا شدن باقلا و سياه كشتن پشم تجديد نمايند تا آنكه سفيد كردد * نوع ديكر * آنست كه مرداسنك را با هموزن آن نمك در ظرفى كنند و آب بر ان ريزند و در آفتاب كذارند و چون نمك آب شود آن آب را بريزند و همچنين تجديد آب نمايند و در وقت تجديد نمودن خوب برهمزنند و بكذارند تا تهنشين كردد آب را بريزند و همچنين تا آنكه مرداسنك سفيد كردد و اصلا ملوحت در ان نماند و مرداسنك سفيد كرده را مرتك نامند بفتح ميم و سكون راء مهمله و فتح تاء مثناة فوقانيه و كاف و بكسر ميم نيز آمده و اين در ذرورات و اطليه و اضمده مستعمل است تا آنكه عضو را سياه نكرداند * اتخاذ زنجار * آن است كه مس را صفايح بسيار نازك سازند و در سركهء تند كذارند در زمين نمناك تا زنك بكيرد پس با يكديكر بسايند و همچنين تا تمام صفايح پاشيده زنكار كردد * نوع ديكر * آن است كه مس را براده نموده با دو وزن آن سركهء بسيار تند در سبوى مسى نوبى قلعي كنند و سر آن را بكيرند و در زمين نمناك و يا سركين اسپ دفن نمايند و بعد از سه شبانهروز برآورند همه آن زنكار شده باشد * اتخاذ زنجار الصناعه * آن است كه بكيرند يك جزو برادهء مس را و با شب يمانى و بوره سرخ و نمك بالسويه به قدر عشر آن در ظرف مس با سركهء تند بسايند و چون خشك شود باز سركه داخل نمايند تا آنكه خوب سوده و زنجار كردد * نوع ديكر * كه الطف از همه انواع است آن است كه را سخت مغسول را