محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
46
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )
برهمزنند تا تمام آن سوخته كردد و از دود آن محترز باشند تا سوخته سفيدآب كردد * نوع ديكر آنست * كه هريك از ان هر دو را كه خواهند در ظرف سفالى بكذارند و با كفچهء آهني برهمزنند تا مانند خاكستر كردد پس در كوزهء مطين كرده يك روز زير آن آتش كنند تا سفيد كردد اكر خوب سفيد نشده باشد قدرى سركهء انكورى تند بر ان بپاشند و يك هفته بكذارند تا سفيد كردد * دستور احراق روي توتيا * كه بهندى جهت نامند نيز همين نحو است اهل هند نيز بدين نحو احراق مىنمايند كه آن را قطعهاى كوچك نموده در ظرف آهني بر آتش مىكذارند و مىدمند و بسيخ آهني برهم مىزنند و در بين احراق قدرى سم الفار سوده بر ان مىپاشند به زودى محرق مانند پنبه مىكردد و مىكويند كه اكر آن را كداخته بعد كداز بكن كه كياه هندى است قدرى معتدى نرم سائيده آب آن را بر ان بپاشند و يا بريزند نيز محرق مانند پنبه مىكردد و باشياى ديكر نيز محرق مىكردد پس سوده شسته استعمال نمايند اكر مغسول آن را خواهند * و اما بطريق تعفين * آنست كه بكيرند صفائح قلعي و يا سرب را و انكور را با دانهء آن كوبيده بر آنها ماليده در ظرفى كرده در مكان نمناك كذارند تا همه آن حل كردد * و يا آنكه صفحهء قلعي و سرب را سوراخ كرده و با انكور كوبيده اغشته در خم سركه بياويزند و ظرفى در خم برابر قطعها نصب كنند تا آنچه از ان سيفدآب كردد و بريزد در ان مجتمع كردد و دهن خم را محكم بندند كه بخار سركه بيرون نرود و بهر چند روز بار كنند آنچه از سطح آن صفايح سفيدآب كشته در ان ظرف ريخته باشد بردارند و باز انكور كوبيده بر ان ماليده بكذارند تا همه آن سفيدآب كردد * نوع ديكر آنست * كه قلعي و سرب را در ظرف مشبك سفالى كذاشته آن ظرف را در ظرفى كه سركه بسيار تند در ان كرده باشند بكذارند به نحوى كه معلق باشد تا ببخار سركه تمام آن سفيدآب كردد * نوع ديكر * كه آن را سفيدآب كاشغرى و سفيدآب رومي كويند آن است كه بكيرند صفايح قلعى را و انكور كوبيده با تخم بران بمالند و بر روى هم كذارند در ظرفى كه در ان سركهء انكورى باشد و در خم سركه كذارند و سر خم را محكم بندند كه بخار سركه بيرون نرود تا بمرور ايام تمام آنها سفيدآب كردد پس برآورند آنچه سفيدآب شده باشد بردارند آنچه باقي مانده در ان نيز همان عمل نمايند پس بشويند تا ترشي و اجزاء اسقهء انكور از ان دور شود و سائيده به كار برند * اتخاذ توتيا * توتياى كرماني در ادويهء مفرده ذكر يافت و توتياى هندى مس است كه با زاج و بقولى با كبريت احراق مىنمايند * اتخاذ را سخت * كه عبارت از مس سوخته است آن است كه مس را صفايح بسيار رقيق سازند و در ديكي بر روى هم بچينند و به قدر عشر آن كوكرد و نمك بالمناصفه بر ان صفايح بپاشند و دهن ديك را مستحكم نموده يك هفته در تون حمام بكذارند تا مجموع سوخته كردد و هركاه زودتر خواهند مس را كداخته و كبريت و امثال آن بران پاشيده در سركه تطفيعه نمايند و تكرار عمل نمايند تا تمام سوخته كردد و شنيده شده كه اهل هند شنجرف را در ديك مسي يا اهني مىسازند و چون كهنه و شكسته شد شبيه بر اسخت مىكردد همين را بجاى آن مىفروشند * اتخاذ رسكپور * از براى آتشك و نار فارسي و سغفهء خبيثه كه آن را كچلي كويند و جرب خبيث و قروح ساعيه و خنازير و ناصورانف و ريشهاى كهنه و اقسام قروح كليه و مثانه و مجارى بول كه مزمن شده باشد و از براى تفتيت حصاة و رفع سرعت انزال و ضعف باه كه مقدار يك حبه تا دو حبه آن را با عسل تناول نمايند آنست كه بكيرند سيماب و كل ارمني و اكر نباشد طين مغره كه بهندى كيرو نامند و زاج سفيد و نمك سك از هريك نه تانك و در نسخهء ديكر بجاى زاج سفيد توتياء اخضر هنديست كه بهندى نيله تهوتهه نامند و نسخهء اول بهتر است پس مجموع را با آب صلايه كرده اقراص سازند و خشك نموده در كاسهء سفالى لعابدار كه در ته آن كاسه نمك كرده باشند بكذارند و كاسهء ديكر مانند آنكه بخاكستر و عصارهء جوز مائل اندوده باشند كذارند و هر دو را بطين حكمت بكيرند و