محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

38

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )

در هاون با قدرى روغن زيتون را مثال آن مخلوط نمايند و بكوبند با سائر ادويه كه به آن مناسبت داشته باشد و همچنين است اصلاح جميع ادويهء شيره‌دار چسبنده و هركاه دبق را با دوائى كه در ان تركيب كنند لبوب و مغزها باشد احتياج به داخل كردن روغن نيست با همانها بكوبند و بهترين مغزها جهت اصلاح دبق مغز دانهء بيد انجير است * دستور كوبيدن اشنه * آنست كه آن را به آب اندك تر كرده بكوبند تا كوبيده كردد زيرا كه خشك آن كوبيده نمىكردد * تصفيهء زيبق * كه معمول اهل صناعت كيميا است آنست كه زيبق را در ظرف مسي بيقلعي صاف بي چرك و كدورت كنند و بر آتش كذارند و بفاصلهء اندكي ظرف ديكر مسطح را پر آب سرد كرده بالاى آن بدارند و يا بر سپايهء چوبي بكذارند كه سطح زيرين ظرف بالائي بسيار وسيع‌تر از ظرفى كه در ان سيماب است باشد و آنچه زيبق صاف خالص است صعود كرده در سطح زيرين ظرف بالائي مجتمع مىكردد بردارند و به كار برند * نوع ديكر * كه بطريق متعارف است آن است كه زيبق را در هاون سنكي و يا در ظرف شيشه و يا لعابدار به آب بيد انجير بسايند تا چرب و سياهى آن زائل كردد پس به آب عنب الثعلب بدستور سحق نمايند و مرتبهء سوم به آب نقمع هليله بسايند پس بشويند و هفتاد مثقال آن را با سي مثقال آب خالص در ديك سنكي به آتش ملايم بجوشانند و هرچند آب بتحليل رود اندك اندك آب در ان داخل نمايند تا يكرطل بماند پس به آتش بسيار ملايم طبخ دهند تا آب رفته زيبق بماند بردارند و در شيشه نكاهدارند و اين باصطلاح اهل صنعت مسمى به آب الارواح است * و اما آنچه را بايد تغسيل نمود كه تصويل عبارت از ان است پس بدانكه فائده غسل تبريد و يا تنظيف از اشياى غريبه و جريشه و يا تعديل يا رفع حرارت ناريهء مكتسبه از احراق و يا رفع بشاعت و غشيان آنست هريك بانفراد و يا مجموع مانند اكثر ادويهء حجريه از يواقيت و شادنج و بسد و لاجورد و حجر ارمني و آنچه شبيه باحجار است مانند راسخ و اقليميا و شنجرف و مرداسنك و سفيداب و امثال اينها و اطيان و لك و موم و زفت و صبر و ادهان و سويق و شيرج و امثال اينها و طريق آن آنست كه آنچه احجار و يا شبيه به آنها باشد بسيار نرم سائيده و در هاون و امثال آن كرده آب بر ان ريخته بآهستكي برهم زنند تا آنچه مانند غبار باشد به آب مخلوط كردد پس آن را بآهستكي در ظرف ديكر ريخته و درد آن را باز سائيده و بدستور آب داخل كرده نرم آن را بكيرند و درد آن را باز بسايند تا مجموع مثل غبار كشته به آب مخلوط شده در آن ظرف ديكر رود و بعد از ان روى ان را بپوشانند تا غبارى داخل نشود و ته‌نشين كردد پس آب بالاى ان را ريخته ته‌نشين را خشك كرده استعمال نمايند * اما غسل اطيان * انست كه هر كلى را كه خواهند بشويند در ان آن مقدار آب كه او را خوب بپوشاند بلكه سه چهار انكشت بالاى آن ايستد بخيسانند پس از پارچهء كرپاسي بكذرانند تا ته‌نشين شود ته‌نشين را خشك نموده به كار برند * غسل ادهان * كه نظريه نامند بدانكه هر روغني كه متكرج و كهنه و طعم ان تند شده باشد و خواهند كه زائل و تازه كنند آن را آنست كه آن روغن را در ظرفى كنند و يخ و يا برف در ان ريزند و برهم زنند تا يخ و يا برف آب شود پس از روى آب بردارند و اكر يخ يا برف نباشد با آب بسيار سرد نيز خوب است و اكر بيك‌دفعه باصلاح نيايد دو سه دفعه تكرار عمل نمايند و با كلاب نيز همين اثر دارد و با كلاب و با برف و با يخ و با آب سرد نيز خوب است و روغن كاو و كوسفند را با دوغ كاو نرش جوش دادن و در حين جوش آرد ميدهء كندم بر ان پاشيدن تا دوغ سوخته كردد اما روغن نسوزد خوب است * غسل شيرح * كه روغن كنجد باشد آنست كه با آب و نمك بسيار برهمزنند و به آتش نرم بجوشانند پس از آب و نمك جدا كنند و با آب صاف خالص بسيار برهمزنند و بجوشانند پس آب را از ان جدا كرده به كار برند * غسل زفت * و امثال آن مانند غسل موم و موميائي و عنبر است كه كداخته در آب صاف نيم كرم بريزند تا كدورت آن ته‌نشين كردد و آنچه بر روى آب