محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
34
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )
كه خاكستر كردد پس برآورده با آب بهنكره كه كياه هندى است و آب برك تاتوله و آب تقوع هليله و بليله و آمله هريك جداجدا مكرر بسايند و قرصها نموده خشك ساخته در ظرف سفالى به همان طور احراق نمايند و كفتهاند كه تا سيصد بار بلكه زياده آتش بايد داد و علامت كمال احراق آن آن است كه چون خاكستر آن را در آفتاب بدارند برق از ان مطلق ظاهر نشود * اما دستور حلب و حل بعض اشيا حلب طلق آن است كه بكيرند طلق را هر قدر كه خواهند به آتش سرخ نمايند و تا سه مرتبه در آب سرد اندازند و بكوبند تا ريزه كردد پس در كيسهء كرپاس مستحكمى نموده سنكريزها به قدر فندقي درانداخته كيسه را به قوت تمام بمالند و در آب كرم و يا در طبيخ باقلى بفشارند تا مثل شيره از كيسه تراوش كند پس بكذارند تا تهنشين كردد تهنشين را خشك نموده استعمال نمايند * نوع ديكر * كه از ان اسهل است آن است كه صابون حلبى را بر صفحهاى طلق نازك كرده ماليده در بوته كرده بر آتش كذارند و برافروزند پس از آتش بركرفته بطريق جواهر به روى سنك سماق صلايه نمايند و شسته به كار برند * حل طلق آن است كه مطلق را شكافته ورقورق نمايند و ريزهريزه نموده در ظرف آبكينه كه ضخيم باشد كرده بول انسان بالاى آن كنند آن مقدار كه ظرف مملو شود و مدت چهل روز در ميان بول بكذارند و دريين بول را تبديل مىنموده باشند پس از بول برآورده خشك نمايند و در منانهء كاو كرده مثانه را در ميان ظرف شيشهء ضخيم بكذارند و ظرف را در ميان خمي كه از سركهء كهنه بسيار تند مملو باشد معلق بياويزند كه به سركه نرسد و سركه در ان داخل نكردد پس بعد از پانزده روز برآورند بقدرت الهي كداخته حل شده باشد * نوع ديكر * آن است كه سر ترب را سوراخ كند و جوف آن را خالى نمايند و طلق محلول را در ان پر كنند و سر آن را بپارچهء ترب مستحكم نمايند و در سركين اسپ تا سه روز دفن نمايند پس برآورند مانند آب سفيدى كداخته خواهد بود * حل ذهب جهت حفظ صحت و طول عمر و اكثر امراض سوداويه آن است كه بكيرند ورق طلا را در هاون طلا با دستهء طلا با كلاب و بيدمشك و قدرى نبات سحق بليغ نمايند و روزى آن مقدار كه يك قيراط تا دو قيراط طلا خالص خورده شود بپوشند با كلاب و بيدمشك * حل ذهب با مرواريد جهت تقويت قلب و تفريح ارواح و ازالهء صرع و دوار و سند رووسواس سوداوى و تقويت باه و ازدياد مني و حفظ جنين آن است كه ورق طلا را با سريشم جلود حل بليغ نموده و مرواريد را نيكو نموده كه چون بر آب ريزند زماني معتد بر روى آب ايستد پس هر دو را در شيشه كرده آب ترنج يا سركهء انكورى مقطر بسيار تند يا عرق كبريت يا عرق نمك بر ان ريزند آن مقدار كه چهار انكشت بر روى آن ايستد و در حمام ماريه بكذارند و آتش دهند و آنچه محلول كردد صافى نموده بردارند و باز آب ترنج يا عرقهاى مذكوره بر آن ريزند و آتش دهند تا تمام حل كردد و چيزى غير منحل نماند پس از حرير بكذارنند و قدرى دهن طرطير بران ريزند تا خلاصهء ان تهنشين شود پس بردارند تهنشين را و شسته به كار برند * صنعت حمام ماريه بكيرند ديكي كه اطراف آن بلند باشد مانند ديك كلهپزى و عدسپزى و در تنور كذارند و نصف آن آب كرده چوبي بر سر آن كذاشته آنچه خواهند در شيشه كردن خمى كرده و بر سر آن سيمي بسته سيم را به آن مظبوط بندند چنانچه شيشه به آب نرسد و در زير آن ديك آتش برافروزند * و بهتر ان است كه در تنور كذارند و چون آتش تنور خاموش كردد باز آتش كنند تا مدتي كه آن چيز در حمام ماريه باشد پس برآورند * صنعت دهن طرطير آنست كه طرطير سفيد مكلس را مقدار پانزده درم سحق نموده غسل نمايند و در شيشهء كردن كج نقطير نمايند و روغني كه به روى آن آيد بكيرند و محفوظ دارند و طرطير عبارت از دردى خمر است * و اما تشويه و تحميص و تقليه بدانكه اين هر سه لفظ بالاشتراك و الاجمال بمعني بريان نمودن است و بالتفصيل بدانكه تشويه آنست . كه آنچه را بريان بايد نموده رجوف چيزى ديكر از قبيل