محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

13

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )

بالنسبة بوسط آن كمتر محسوس مىكردد و در وسط از ان زياده و در آخر از همه زياده و درجهء رابعه در هر مرتبه از كيفيات را در طول سم كفته‌اند و آن شئ را سمي مكر آنكه بحسب صورت نوعيه ترياقى باشد و آنچه اذيت و سميت آن در اول اثناى آن درجه باشد قابل اصلاح است و آنچه در آخر آن اصلاح‌پذير نيست و اين تقسيم و مراتب و درجات كيفيات چندان اصلى ندارد و كلي نيست بلكه اكثرى و استقرائي است نه تحقيقي * فائده * بدانكه مقرر است نزد حكما كه شئ حار رطب تجاوز نمىكند حرارت آن از درجه اولى جهت آنكه اكر حرارت آن زائد شود بر ان مقدار فانى مىسازد رطوبت آن را پس براى اين است كه نمىباشد دواى كرم در درجهء دوم و سوم در اكثر مكر يابس و هر چيز كه حار در درجهء سوم و چهارم باشد البته يابس است در ان درجه و تاثير سميات اكثر به صورت نوعيهء خود است كه خاصيت مىنامند به همان معنى كه مذكور شد نه بكيفيت محض چنانچه ذكر يافت و اكثر ادويهء فادزهريهء قويه كرم و خشك است و يا سرد و خشك مىباشند همچنين سموم حيوانات سمى زيرا كه تاثير هريك از فاعلتين كه حرارت و برودت باشند با يبوست بسيار و قوى مىباشد و با رطوبت اندك و ضعيف * و نيز * مزاج را بقسمت اولى دو نوع قرار داده‌اند يكى اولى اصلي طبيعى حاصل از امتزاج عناصر اربعه و غلبهء بعضى بر بعضى و مغلوبيت ديكرى و دوم ثانوى صناعي حادث از تراكيب ادويهء مفرده يا مركبه در مركبات مصنوعه و اين تركيب شامل كيفيت و صورت هر دو است يعني همچنانكه كيفيت اولى اصلى مىباشد ثانوى صناعي نيز مىباشد چنانچه ذكر يافت همچنين بحسب صورت نيز بود و نوع است يكي اولى اصلي و دوم فرعى صناعى و نيز هريك بر دو نوع‌اند تام التركيب قوى مستحكم و غير تام التركيب ناقص ضعيف رخو غير مستحكم اما تام التركيب آن است كه اجزاى بسائط عنصرى ممتزج آن بسيار لطيف صغير صافى باشند و باهم فعل و انفعال تام نموده كيفيت و صورت وحدانى يافته باشند به حدى كه حرارت غريزى بدني بلكه حرارت خارجى نارى نيز اجزاى لطيفهء آن را از كثيفه جدا و متفرق نتواند نمود تا از هريك اثرى و كيفيتى و خاصيتى خاص ظاهر كردد بلكه كيفيت و خاصيت واحده اعم از آنكه معتدله باشد و يا غير معتدله از ان صادر و ظاهر كردد مانند ذهب و يا بدشوارى توانند تفريق نمود مانند سائر فلزات متطرقات اما غير تام التركيب ناقص ضعيف رخو غير مستحكم نيز بمراتب مىباشد بعضي از ان را تفريق اجزاء از هم بسيار سهل مىباشد مانند كوكرد و نمك و بعضى را بدشوارى و ببيان ديكر آنكه ناقص التركيب يا بسيار ضعيف است كه ناب غسل و شستن ندارد مانند كاسني و اكثر بقول كه طاقت طبخ بسيار ندارد مانند افتيمون و عدس و امثال اينها كه به مجرد شستن و طبخ بسيار اجزاى حارهء قليلهء خفيفهء لطيفهء نافذهء مفتحهء آنها مفارقت نموده و تحليل يافته اجرام باردهء غليظهء كثيرهء مسددهء ثقيلهء كثيفهء آنها باقى مىماند و لهذا نهي وارد شده است از جناب حضرت شارع نبي صلى اللّه عليه و آله و از اطبا نيز در باب شستن كاسني و امثال آن از جهت جدا شدن آن اجرام از هم و باطل شدن افعال مختصه بانها مانند كوشت مرغ و عدس و ترب و كلم كه جوهر لطيف جالى بورقى مسهل آنها از مادهء ارضى كثيف قابض از طبيخ در آب جدا مىكردد و در آب مىآيد و باقى مىماند مادهء ارضيه قابضهء آنها و لهذا آشاميدن مرقهء آنها ملين طبع است بخلاف جرم آنها كه مسدد و قابض است و نيز استعمال بعض آنها مانند كلم و ترب و عدس از خارج محلل و منضج است بخلاف از داخل و از آنها اقوى پياز و سير است كه استعمال آن هر دو از خارج منضج و متقرح است خصوصا پياز پخته و سير خام و وجه تاثير سير و پياز در خارج از تقرح و انضاج و غيرهما بخلاف داخل شايد آن باشد كه چون در خارج بيك جا ساكن و مستقر مىمانند و رطوبت بورقيهء جارهء جاليه و حرارت آن تاثير در جلد بدن كما ينبغى مىنمايند و لهذا باعث انضاج و تقرح مىكردند و در داخل بسبب عدم استقرار و سكون كه طبيعت مدبرهء