محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
92
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )
يكدرهم تا دو درهم بحسب قوت و علت از بيخ خشك سائيده آن و اكر با شير بخورانند بهتر است مقدار شربت آن تا دو درهم بدل آن نصف وزن آن حب الغار و دو وزن آن نانخواه است مضر جكر حار مصلح آن كثيرا است و كويند چون كياه آن را بجميع اجزا در پارچهء بسته بر اعضاى دردناك مواشي بندند رفع الم آن كند و شيخ داؤد انطاكي اين را مخصوص به درد هر انسان دانسته و كويند تعليق آن بر در خانه موجب حفظ صحت اهل آن خانه و نكاهداشتن آن مورث تعشق زنان است * اامليلس * بمد الف و كسر ميم و لام و سكون ياى مثناة تحتانيه و لام و سين مهمله لغت بربرى است معروف ببلاد مغرب * ماهيت آن نباتى است شجرى و در اقصاى بلاد مغرب حوالي افريقيه بهم مىرسد طول آن به قدر يك قامت و زياده از ان و برك آن مانند برك مورد نرم و ثمر آن به قدر بار سرو و سبز و چون برسد سياه كردد و ملمس آن نرم و چوب آن بسيار صلب و اندرون آن زرد مائل بسفيدى مائل بسرخي و مستعمل ريشهاى باريك آن است * طبيعت آن مركب القوى است و برودت و يبوست بران غالب * افعال و خواص آن بسيار قابض و مقوى جكر و سپرز و مفتح سده و استسقا را نافع * اعضاء الغذاء آشاميدن آب نقوع ريشهاى باريك آن اسهال شكم آورد و تقويت كبد و طحال نمايد و زردى رخساره و استسقا را زائل كرداند و مدها بكشايد و يرقان را ببرد و جرم و شرب كوشت آب آن يعني آب مطبوخ آن با كوشت نيز همين اثر دارد * اانس النفس بمد الف و كسر نون و سين و الف و لام و نون و فاوسين ماليقي نوشته كه ابن وحشيه در كتاب خود ذكر كرده و ناميده آن را باشكاطامن * ماهيت آن كياهي است ربيعي هر سال مىرويد شبيه بجرجير و برك آن بي تشريف و كل آن مانند تره تيزك يعني حرف و زرد و بركهاى سفيد احاطه بكل آن دارد و با حركت آفتاب ميل مىكند مانند خبازى و بي حركت هوا حركت مىنمايد و ساق آن مربع مائل بسياهي مىباشد و در مصر و اطراف شام بسيار است و منبت آن مجارى آبها بود * طبيعت ان كرم در درجهء دوم معتدل در يبوست * افعال و خواص آن مقوى حواس و حافظه و مفرح و هموم را زائل كرداند و نائب مناب شراب و قاطع بياض چشم و رنك رخساره را نيكو كرداند و مد و فضلات از بول و شير و حيض و عرق و مهيج باه است * امراض الراس و العين و القلب و الباه و غيرها طبيخ آن در ازالهء هموم و تفريح و تقويت دماغ و حواس باطنه مانند شراب است بدون مستي و خمار و قليلي از كل آن بدستور همين اثر دارد و خلل بعقل نمىرساند و مقوى حافظه است و قطور عصارهء آن بياض چشم را زائل كرداند و چهار درم از تخم آن با ميپختج يا با شير كوسفند مهيج باه است حتى در شخص صد ساله و مايوس و مفتح سده و رنك رخساره را نيكو و سرخ كرداند و بدن را فربه و يرقان را زائل سازد مقدار شربت از جرم آن تا پنج درم و از عصاره و طبيخ آن تا هجده درم بدل آن آب انكور مطبوخ با دارچيني و زعفران مضر كرده مصلح آن عسل و اكثار آن مورث درد مفاصل صنعت شراب آن در قرابادين ذكر يافت و آن مفرح نفس است و وسواس سوداوى و ماليخوليا را بغايت نافع * آب كمه * به سكون ثالث و ضم كاف و فتح ميم آبى است خاكسترى رنك و بغايت كنده و بدبو كه از شكم نوعي ماهي كيرند كه در بحر چين و هرموز بهم مىرسد و بعربي آن را ماء الجمه خوانند و چون جهت هر عضوى كه بشكند مقدار دو مثقال از ان را بخورند به نحوى كه بدندان نرسد عضو شكسته را درست كرداند * فصل الالف مع الباء الموحدة * ابازير * بر وزن افاعيل ادويه و مصالح طعام است و بعضي كفتهاند كه اعم است از ادويه و مصالح و توابل و حوايج طعام و بقول و اين قول اقرب بصواب است و مولانا قطب الدين كفته كه فرق ميان ابازير و توابل به آن است كه توابل خشك و تر