محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

92

خلاصة الحكمة ( فارسى )

آفتاب گرم بگذارند و هر روز بر هم زنند و آب بر آن بپاشند تا سياه و منتن و متكرج گردد ، پس در آب حل كرده و صافى نموده و در شيشه كرده ، چند روز در آفتاب گرم بگذارند و به كار برند . و آنچه بالفعل در اين بلاد به جاى مرى استعمال مىكنند ، آن است كه مادهء آبكامه را به جاى آب در سركه حل مىكنند و در آفتاب مىگذارند و اين را قوت اسهال ضعيف و قوت تفتيح و هضم غذا زياده است و ليكن استعمالش در حقنه‌ها جايز نيست ، خصوصاً حقنه‌هاى قروح و در اصفهان به جاى آب و سركه « شير » مىكنند و معروف است به « كامه » و « كومه » و بعضى به جاى شير ، ماست مىكنند و بعد از آن هر قدر از كامه برمىدارند ، عوض آن شير داخل مىكنند . صنعت فوذج : - كه مايهء مادهء آبكامه و كامه‌ها و ترشىهاى ديگر است - بگيرند آرد گندم و آرد جو به هم بسرشند خشك و با آب گرم و خميرهء نان و نمك خمير كنند و قرص سازند و سوراخى در ميان آن كنند و در برگ انجير پيچيده ، در ظرفى نهند و در سايه بگذارند تا سبز و عفن و پوسيده شود ، پس بيرون آورده به كار برند . و بعضى گفته‌اند كه فوذج را به اين صنعت مىسازند كه آرد جو و آرد گندم با آب گرم خمير كرده ، بىنمك ترتيب داده و در برگ بيدانجير پيچيده ، در ظرف كرده در سايه مىگذارند تا متعفن شود و خشك كرده ، نگاه دارند . « 1 » ساخت مرى به شيوهء ديگر : بگيرند نان آرد جو را و خمير كرده در آفتاب بگذارند و ده روز ديگر به دوشاب ، خمير آن را تازه كنند و بعد از آن ادويهء حاره [ را ] كوفته ، بيخته ، بر آن ريزند و ده روز ديگر در آفتاب بگذارند . و چون خواهند كه آبكامه رقيق باشد بگيرند از اين خمير ، مقدار يك من و سه من ، سركهء انگورى كهنه ؛ بر سر آن ريزند و ادويهء حارهء نيم كوفته در كيسه كرده ، در آن اندازند و چهل روز در آفتاب گذارند ، پس صافى كرده استعمال نمايند . « 2 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 592 . ( 2 ) . همان .