محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

63

خلاصة الحكمة ( فارسى )

سوء مزاج سُوءِ مِزاج : عبارت از غلبهء يكى از كيفيات اربعه است بر مزاج اصلى عضوى از اعضا و يا اكثر و يا كل بدن كه قادر نباشد آن عضو كه عمل نمايد عملى كه از آن صادر مىگشت در حالت اعتدالى كه داشت و آن يا مستوى است و يا مختلف . و اطبا اختلاف نموده‌اند در تفسير آن هر دو لفظ و جالينوس و صاحب مختار گفته‌اند : « مستوى ، سوء مزاجى است كه شامل جميع بدن باشد و مختلف ، آن [ است ] كه مختص به عضوى خاص باشد ، دون عضوى . » و ابو سهل مسيحى و رازى گفته‌اند كه سوء مزاج هرگاه مستوى باشد و از آن اذيتى نرسد محتاج نيست قوّهء دافعه كه آن را دفع نمايد جهت آن كه در استوا به منزلهء مستوى اصلى شده است و شيخ الرئيس گفته : « مستوى ، آن است كه استقرار در جوهر عضو نموده و حكم مزاج اصلى به هم رسانيده باشد به حدى كه طبيعت مدبرهء بدن محتاج به مقاومت به آن نباشد . » و مختلف ، آن كه چنين نباشد ؛ پس حمّاى عفن به اين تفسير سوء مزاج مختلف است و به حسب مذهب صاحب كامل و آنچه از كلام جالينوس مفهوم مىگردد ، مستوى است و برص به حسب تفسير شيخ مستوى است و بنا بر آنچه گفته شد ، مختلف ؛ براى آن كه در عضوى دون عضوى است در اكثر امر و شيخ مستقر را مستوى از آن جهت ناميده كه مشابه مزاج اصلى است در عدم ظهور الم . و جالينوس و من تبع آن عام را مستوى از جهت شمول و جريان آن بر تمامى بدن و مانند مزاج اصلى در ايجاب الم نموده و جالينوس سوء مزاج كاين در عضوى دون عضوى را مختلف ناميده ، از جهت آن كه مخالف مقتضاى مزاج اصلى است از عدم عموم و شمول و نيز گاه سوء مزاج خلقى باشد و گاه عارضى ، پس خلقى چيزى است كه در آن مزاج اصلى خلقى غير معتدل باشد و اين را مزاج غير فاضل نامند و عارضى آن كه مزاج در اصل خلقت معتدل باشد ، لكن متغير گردد از اعتدال به سبب سوء تدبير و سوء مزاج متفق ، سوء مزاج مستوى است . « 1 »

--> ( 1 ) . همان .