محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
465
خلاصة الحكمة ( فارسى )
تراوش مىكند . مادهء محيطى اولًا تشكيل شده از عده اى اهرام كوچك كه از طرف قاعده بر روى اهرام مالپيقى قرار دارند به طورى كه براى هر هرم مالپيقى 400 عدد از اهرام كوچك موجود است كه با نام هرمهاى فرن خوانده مىشوند . ثانياً در بين اهرام فرن تا مادهء محيطى كليه ، دانههاى ريز قرمز رنگى وجود دارند كه آنها را دانههاى مالپيقى خوانند . بايد دانست كه مادهء محيطى بين اهرام مالپيقى نيز پايين مىآيد و موسوم است به ستونهاى برتن . نسج كليه اصولًا از لولههاى ادرارى تشكيل يافته ، هر لولهء ادرارى از يك دانهء مالپيقى درست شده كه داراى يك كپسول دو لايه است و اين كپسول را كپسول بومن نامند . در داخل كپسول بومن عروق شعريهء شريانى مثل كلاف نيز قرار دارند . بعد از كپسول بومن لولهء پيچ خورده اى است كه دنبالهاش لوله اى شبيه به حرف U لاتينى است و به نام قوس هنله موسوم است . قسمت انتهايى قوس هنله به توسط قطعهء خميده يا واسطه به لولههاى راستى منتهى مىشود كه به نام لولهء بلينى موسوم است . همين لوله ها هستند كه سوراخشان در رأس پاپى ها باز مىشود . ( فرهنگ فارسى معين ) . يوحنا گويد كه كليه سرد است و خشك و غذاش بد بود و از همهء جانوران كليهء بره بهتر است . « 1 » كَلِه : ( ا ) . بخيه زدن جامه را گفتهاند . ( برهان ) . بخيه و بخيه زدگى . ( ناظم الاطباء ) . كَلِّه : ( ا ) . به معنى سر باشد مطلقاً اعم از سر انسان و حيوان ديگر . ( برهان ) . كوفت : ( امص ، ا ) . به معنى آسيب و آزار و ضربى باشد كه از سنگ و چوب و مشت و لگد و امثال آن به كسى رسد . ( برهان ) . ماندگى و واماندگى تن از كار و تعب بدنى . ( يادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . علاوه بر معنى . . . به معنى خستگى و كوفتگى و درد عضلات ناشى از كار بدنى زياد ، در اين صورت آن را با فعل رفتن استعمال مىكنند : ديروز زورخانه رفتيم ، من چون مدتى بود ورزش نكرده بودم بعد از ورزش بدنم كوفت رفت . ( فرهنگ لغات عاميانهء جمالزاده ) . در اصطلاح ، مرضى سوداوى است . ( انجمن آرا ) . يك نوع كه بيشتر در آلات تناسل از اثر مجامعت ناپاك پديد آيد و آبلهء فرنگ نيز گويند و به اصطلاح علمى سيفليس ناميده مىشود . ( ناظم الاطباء ) . كَى : ( ع . مص ) . داغ كردن از آهن . داغ كردن با آهن تافته و جز آن . ( ناظم الاطباء ) .
--> ( 1 ) . الابنيه عن حقايق الادويه ، ص 289 ؛ كاتوزيان ، فيزيولوژى ، ج 2 ، ص 6 - 29 .