محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

459

خلاصة الحكمة ( فارسى )

تأثرات عضوى يعنى تغييرات بدنى و مادى هستند نه خود احساس . هر عضوى از بدن كه تأثر آن موجب احساس مخصوصى شود اندام آن حس به شمار مىرود . از زمانى بس قديم تا چندى پيش حكماء تنها پنج عضو را داراى اين خاصيت مىدانستند و از اين رو به پنج گونه احساس قائل بودند ، و آنها را به پنج حس بينايى و شنوايى و بساوايى و چشايى و بويايى نسبت مىدادند و به همين جهت در بسيارى از زبان ها حواس ظاهره را حواس پنج گانه خوانده‌اند ، در صورتى كه اين بيان درست نيست ؛ زيرا كه شمارهء حواس ظاهره خيلى بيش از پنج حس است و حقيقت اين نكته پس از پژوهش‌هاى تازه ، هم از لحاظ كالبدشناسى مسلم گرديده و هم از لحاظ روانشناسى . الف ) كالبدشناسى آشكار ساخته است كه آنچه تاكنون حس لامسه خوانده مىشد ، در واقع عبارت از چندين حس مختلف است كه هر كدام در پوست بدن داراى عضوى خاص مىباشد و آنچه منحصراً عضو حس سامعه به شمار مىرفت ؛ يعنى گوش ، مشتمل بر دو اندام متفاوت است كه يكى واسطهء احساس صوت مىباشد و ديگرى « مجارى نيم دايرهء گوش داخلى » كه حس تعادل و توازن را به ما مىدهد . ب ) از لحاظ روانشناسى هم واضح است كه دو احساس نامبرده از يكديگر متمايز هستند ؛ زيرا براى شعور ما حس گرمى مثلًا با حس فشار و تماس به همان اندازه فرق دارد كه يك احساس بصرى از يك احساس سمعى دور مىباشد . با رعايت اين مقدمه مىتوان حواس ظاهر را ده گونه دانست و آنها را به قرار زير شماره نمود : 1 . احساسات بصرى يا حس بينايى . 2 . احساسات سمعى يا حس شنوايى . 3 . احساسات لمسى يا حس بساوايى . 4 . احساسات سردى و گرمى يا حس گرما و سرما . 5 . احساسات المى يا حس رنج جسمانى . 6 . احساسات وضعى و عضلانى يا حس جنبش . 7 . احساسات تعادلى يا حس تعادل و جهت يا بى . 8 . احساسات ذوقى يا حس چشائى . 9 . احساسات شمى يا حس بويائى . 10 . احساسات داخلى يا حس درونى . البته نبايد اين شماره و تقسيم را قطعى پنداشت ؛ زيرا همچنان كه استقلال بعضى از حواس ده گانهء بالا را به تازگى پى برده و مدت ها از اين نكته غافل بوده ايم شايد توسعهء علوم بعدها در اين زمينه حقايق ديگرى مكشوف بدارد و تجديدنظر را در تقسيم فوق ايجاب كند . « 1 »

--> ( 1 ) . دكتر سياسى ، روانشناسى پرورشى ، ص 38 - 40 .