محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
419
خلاصة الحكمة ( فارسى )
« ش » شارِح : ( ع . ص ) . مبين . مفسر . آن كه شرح كند . مقابل ماتن . ج شارحين ، شُرّاح . شاعِر : ( ع . ص ) . داننده . ( منتهى الارب ) . آگاه . دريابنده . ( منتهى الارب ) . بهرهمند از لطف طبع و رقت احساس و حدت ذهن . قافيه گوى . شاعِر : ( ع . ا ) . نام هر يك از دو رگ كه در دو ورك شاخ شاخ شوند و مجموع آن دو را شاعران گويند . شانِه : ( ا ) . استخوان ما بين دو دوش . ( فرهنگ رشيدى ) . استخوان كتف . ( برهان قاطع ) . استخوان ما بين هر دو دوش كه آن را به تازى كتف گويند . ( آنندراج ) . كتف مردم . ( غياث اللغات ) . استخوان منتهاى دست متصل به گردن كه الفاظ ديگرش دوش و كت است . ( فرهنگ نظام ) . دو قطعه استخوان است سه گوش پهن و نازك كه در بالا و عقب قفسهء سينه قرار دارد تقريباً بين اولين و هشتمين دنده واقع شده كنار داخلى آن در حدود شش الى هفت سانتيمتر از تيزى تيرهء پشت فاصله دارد . اين استخوان داراى دو سطح عقبى و جلويى و سه كنار داخلى و خارجى و فوقانى و سه زاويهء خارجى ، پايينى و بالايى است . سطح خلفى كاملًا محدب است و در حد فاصل بين يك ربع فوقانى و سه ربع تحتانى آن تيغهء استخوانى كه عمود بر آن است قرار دارد . بايد دانست كه اين تيغه به عقب و بالا و خارج متوجه است و آن را خار كتف مىنامند كه در عرض استخوان از كنار داخلى شروع شده و در قسمت خارجى به زايدهء اخرمى منتهى مىشود . و اما سطح قدامى يا حفرهء تحت كتفى گود و داراى خطوط برجسته مايلى است كه از كنار داخلى به زاويهء خارجى متوجه مىباشد در روى اين سطح عضلهء تحت كتفى مىچسبد و خطوط مذكور چسبندگى عضله را به استخوان تقويت مىكند . در كنار داخلى اين ناحيه دو سطح سه گوش يكى در بالا و ديگرى در پايين ديده مىشود كه رشتههاى عضلهء دندانه اى بزرگ روى آنها مىچسبد . اما كنار داخلى كه كنار شوكى نيز ناميده مىشود سه چهارم آن مستقيم و يك چهارم بالايى آن به طرف خارج خم مىشود ولى كنار فوقانى نازك و تيز است و در انتهاى خارجى آن بريدگى هلالى است به نام بريدگى غرابى . « 1 » قسمت كتف و دوش آدمى كه نمايان
--> ( 1 ) . امير اعلم ، كالبدشناسى توصيفى ، ص 12 به بعد .