محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
414
خلاصة الحكمة ( فارسى )
را فرامىگيرد و در آن ايجاد مسموميت مىكند . سرطان مرضى خاص نيست بلكه عوارض و تحريكات مرضى مىباشد كه از تكثير بى نظم و ترتيب سلولهاى طبيعى بدن توليد مىشود و خاصيت تخريب و فراگيرى دارد . چنگار . درد بى درمان . ( فرهنگ فارسى معين ) . ورمى است بسيار بد كه از سوداى سوخته و صفراء پيدا شود ، اول به قدر دانهء نخود نمايان شود ، سپس آن به قدر خربزه و كلان از آن هم گردد و بر آن عروق مانند پاى خرچنگ ديده شود . در اين هنگام اميد به شدن آن نيست و تداوى براى آن است كه تا از اين كلانتر نشود . ( منتهى الارب ) . با پوست و گوشت آميخته باشد و با درد باشد و بيخ ها و شاخهها دارد و برسان سرطان آبى باشد كه پس از مدتى گوشت عضو مرده شود و حس او برود . ( ذخيرهء خوارزمشاهى ) . - سرطان اسود : ازدياد و تجمع مواد رنگين سلولهاى بافت پوششى كه ممكن است به صورت تومور سلولهاى بافت پوششى نيز درآيد و در اين صورت تومور بيشتر مربوط به ازدياد سلولهاى طبقهء رنگدار بافت پوششى است . ( فرهنگ فارسى معين ) . - سرطان بحرى : خرچنگ دريايى . خرچنگ پهن . ( فرهنگ فارسى معين ) . خرچنگ دريايى است . چون از آب برآرند متحجر شود . سوختهء آن در سرمه و سنون جهت دمعه و ناخنه و جلاى دندان مفيد است . ( منتهى الارب ) . ظاهراً مقصود « امار » است و سرطان نهرى بريان كرده و سوده و به گلاب تر كرده طلى كردن به خاصيت سود دارد و سرطان بحرى همچنين . ( ذخيرهء خوارزمشاهى ) . و سرطان بحرى طبيخ آن و گوشت آن سود دارد . ( تحفهء حكيم مؤمن ) . - سرطان نهرى : به فارسى خرچنگ نامند - سرطان هندى : بقاياى سنگ شده و فسيل شدهء گونه اى از خرچنگهاى دريايى نواحى شرقى آسيا . يكى از صور دوازده گانهء منطقةالبروج ميان جوزا و اسد . چهارمين بروج كه هشتاد و سه ستاره در آن رصد كردهاند يكى از قدر سوم و هفت از قدر چهارم . و آن را به صورت خرچنگى تخيل كردهاند و مجموعهء نثره و ستارهء طرفه و چهار شمالى و چهار جنوبى در اين صورت است . و بودن آفتاب در اين برج ماه تير است . ( ع . ا ) مدت ماندن آفتاب در آن برج ( سرطان ) . ( آنندراج ) . دايرهء عظيمه اى كه همه ساله آفتاب در روز دوم خردادماه جلالى مىپيمايد . ( ناظم الاطباء ) . علتى است كه بر پيوند سم ستور پديد آيد و خشك گرداند يا آن كه بر گرد سم آن . ( منتهى الارب ) .