محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
293
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و خود باقى نمىمانند در بدن بعد اسهال تا اين كه باعث اضطراب و غشى و عطش و غيرها گردند مانند حبوب و سفوفات و معاجين و غيرها كه مىماند بقاياى اجرام آنها در خمل معده و لطائف امعا و غيرها و متشبّث و ملصق و موجب امور مذكوره و اسهال ثانياً و يا پيچش و سحج و امثال اينها مىگردد و نه مانند عرقها كه بسيار لطيفاند و فعل خود ناتمام كرده مىگذرند يا به تحليل مىروند و نه مانند ادهان و املاح و غيرها كه هريك به وجهى مضرّاند بعضى به سبب شدت نفوذ و بعضى متشبّث و اذيت آنها به قلب و ارواح و قوا و غيرها به سبب حدت و به ردائت خود و نيز مىباشند نافع از براى كسى كه بوده باشد در بدن او اخلاط محترقه غالب به جهات مذكوره و زيادتى ترطيب و حصول نفج از طبخ اقوا از نقوعاتاند جهت آن كه با اينها لطائف اجرام و قواى ادويه بيشتر است و نيز نضجى يافته به خلاف آنها كه خاماند و رطوبت باله بر آنها غالب و در قوت ضعيف و نافعاند اينها مر امراض ضعيفه و يا حارهء يابسه در كمال حرارت ، كه برداشت حرارت مكتسبه از طبخ را نداشته باشند . بدان كه مطبوخات مىباشند بعضى ساذج يعنى خالى از سرداروج و بعضى مقوى به آنها مانند غاريقون و ريوند چينى و تربد و سقمونيا و ايارج فيقرا و مانند اينها ، كلّ يا بعض به حسب اعراض كه كوبيده بعد از طبخ و صافى نمودن بر آنها پاشيده يا با گلقند و اشربهء مناسبه و با سكنجبينات و معاجين سرشته اول بخورند و بالاى آن ، مطبوخ را بياشامند . و بدان كه قوت مطبوخات زياده بر يك ماه باقى نمىماند اگر نبوده باشد در آنها چيزى شيرين ، مانند مويز و انجير و قيسى و الّا نهايت تا يك هفته . و اين نظر به فصول بارده و بلدان لطيف الهوا است و حارهء رطبه كه آن هنگام بسيار زود فاسد مىگردند . و در مقدار شربت مطبوخات قوام دار ، اختلاف است بعضى پنجاه درم و بعضى نهايت تا يك صد درم و بعضى تا يك رطل . و محققين اين فن را عقيده آن است كه مقدار شربت مطبوخات به مقدار يك شربت آن است در حال صحت بدن و عطش صادق ، يعنى بعد طبخ لطيفه بايد آن مقدار باشد كه تواند مريض آشاميد ؛ نه بسيار كم و نه زياد كه كَلّ و بار باشد بر آن و باقى شرايط آن در مسهلات ذكر يافت . « 1 »
--> ( 1 ) . همان ، ص 623 . و نيز ر . ك - : كتاب خلاصة الحكمة ، ص 1125 و 1137 .