محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

277

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و مصلحش : جوارشات و گلقند است . صنعت آن : بگيرند دوغ را هر قدر كه خواهند و بجوشانند تا جبنيت آن از مائيت جدا شود ؛ در صافى انداخته آب آن را بگيرند و سرشته حبّ ها مقدار گردكان و يا قروص ها ساخته ، در آفتاب خشك نمايند و عند الحاجة به كار برند ، بعضى اوقات قدرى كشك شعير در آن داخل مىكنند ؛ براى آن كه به زودى منعقد شود . « 1 » كماد / كمادات كَماد : ادويهء يابسه را گويند كه گرم نموده در پارچه ، بسته بر عضو معلول ، مكرر بگذارند و گاه مجازاً بر آب گرم با ادويهء حارهء محلله كه در آب ، جوش داده ؛ صاف نموده گرما گرم بر عضو گذارند و چون سرد شود تجديد نمايند ، اطلاق مىنمايند . « 2 » كواميخ / كامخ كامخ : معرب از كامهء فارسى است و جمع آن كوامخ و بعضى گفته‌اند به فارسى جوآب و به اصفهانى كومه نامند . ماهيت آن : نوع صبغ و نان خورشى است كه از پودنه و شير و ابازير و فوذج كه خميرهء كواميخ و مرى است مىسازند و در قرابادين نسخه آن در فودنج ذكر يافت بهترين اين معتدل الحرافة كثير الابازير است . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : مشهى و منحدركنندهء غذا است به زودى الّا آن كه ردئ الكيموس معطش و مفسد معده . مضر : طحال [ را مضر ] است و اكثار آن باعث تب‌هاى عفنى و اورام مزمنه [ مىشود ] . و مضر سينه و سرفه نيست و تجفيف اين كمتر از مرى است و سزاوار آن است كه بسيار نياشامند . « 3 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 498 . ( 2 ) . همان ، ص 472 . ( 3 ) . مخزن الادويه ، ذيل مادهء « كامخ » .