محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
213
خلاصة الحكمة ( فارسى )
اشربه / شراب / شربت اشربه : بدان كه اشربه از تراكيب قديمهء معتبرهاند و به اعتقاد جمعى اوّل كسى كه تأليف شراب نموده فيثاغورس است ، و به اعتقاد او اشربه در تلطيف و تفتيح سدّهها و امراض حاره اقوا و اولى از ادويهء مركبهء ديگر است . و روفس را اعتقاد آن است كه اشربه زود در بدن فاسد مىگردند و سريع الاستحالهء مىباشند به خلط ، و قول هر دو به حسب اختلاف امزجه و امراض مختلفه و طريق استعمال آنها حقّ است . و شيخ الرئيس گفته كه اعتقاد من آن است كه اصل اشربه از حكماى فرين ( فرينيان ) است كه به يونانيين رسيد . . . . بدان كه قانون در طبخ اشربهء مفرده آن است كه بگيرند آب ميوههايى [ كه ] شراب آنها را مىخواهند مرتب نمايند ، آنچه اصل باشد مانند تفاح و سفرجل و پوست آنها را جدا نموده و تخم آنها را دور كرده كوبيده آب آنها را بگيرند و با دو مثل آب بجوشانند تا آن كه ثلث يا نصف باقى ماند ، پس مساوى باقى ، شكر مصفّا داخل كرده به قوام آورند . و امّا در اشربهء مركبه بايد كه حشايشى كه در اشربه باشد ، يك روز پيش از طبخ يا پيشتر در آب بخيسانند ، پس بجوشانند و صافى نموده ، با شكر يا عسل مصفّا يا مياه فواكهى كه خواهند به قوام آورند و هرچه از برگ و شاخهها و گل تازه باشد ، كوبيده آب آنها را گرفته با عسل مصفّا يا شكر مصفّا يا دوشاب يا مثلث و يا آب ميوهها و امثال اينها به طورى كه مقصود باشد به قوام آورند . در شربتهاى فواكه ، شربتى ثلث آب ميوهها باشد . و قدما گفتهاند كه چون مريض را قوتها تغيير يافته و بالطَّبع جگر آن مشتاق شربتى و جاذب آن است ، پس اگر شكر و امثال آن را در اشربه زياده كنند بيشتر جذب مىكند ، و اگر كمتر كنند جذب آن را حسب الواقع نمىكند ، و شكر و عسل و امثال اينها از شربتها كه در اشربه مىكنند بايد كه درجهء مزاج آن را با آنچه شربت از آن مىسازند ملاحظه نموده موافق قصد ، مخلوط سازند ، و هرگاه المى در اعضاى تنفس باشد و يا مريض را سعال باشد ، استعمال اشربهء حامضه جايز نيست و اگر ناچار باشند از استعمال آنها بايد كه صمغ عربى و كتيرا و غير اينها از مغريات با آن اشربهء حامضه استعمال نمايند .