محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

194

خلاصة الحكمة ( فارسى )

صنعت آن : بگيرند اسقيل متوسط در بزرگى و كوچكى و آن را پاك كرده با كارد چوبى ورق ورق كرده و به ريسمان كتان كشيده به نحوى كه ملصق به يكديگر نشوند و چهل روز در سايه بياويزند چنان‌كه بر زمين و ديوار مصلق نگردد و بعد از چهل روز كه اسقيل خشك شود يك من آن را در تغارى كرده هجده رطل سركه انگورى جيد بر روى آن كنند . و در نسخهء ديگر : يك من آن را در بيست و هشت رطل سركهء انگورى كهنه در خم كنند شصت روز در آفتاب بگذارند و سر آن تغار يا خم را بپوشند كه گرد و غبار بر آن ننشيند ، پس برآورند اسقيل را و بفشارند و بپالايند سركه را از اسقيل به پارچهء كرباس صفيقى و در شيشه يا ظرف چينى نگاه دارند و عند الحاجة به كار برند . و قومى در هريك من اسقيل خشك كرده نه رطل و نيم سركهء انگورى مىكنند و قومى هفت رطل و نيم . شفائى گفته كه بر روى هر يك من اسقيل خشك ، نه من سركهء خمر كهنه كنند . و محمود بن الياس گفته كه در هريك من اسقيل خشك ، ده من سركهء انگورى بكنند . و قومى در يك من عنصل ، سه و نيم من سركهء انگورى كهنه مىكنند . « 1 » سعوط / سعوطات / نشوق / نشوقات / نفوخ / نفوخات / انكباب / بخور / بخورات سعوط : در اصل از اختراع جالينوس است از براى كسى كه عاق از استعمال ادويهء مشروبه باشد پس توسيع شده در آن . خواص : نافع است از براى امراض سر و عين و اذن و انف . و چون آن را رقيق مايعه ساخته در بينى كشند آن را سعوط نامند ، و اگر در عسل و ابتداءً مايع بود كه در بينى كشند آن را نشوق نامند ، و اگر چيزى خشك را كوبيده در بينى دمند آن را نفوخ گويند ، و اگر دوا را در آب ريخته سر به بخار آن بدارند آن را انكباب نامند ، و اگر بر عضو اندازند آن را نطول گويند ، و اگر بر آتش نهاده استنشاق دود آن كنند آن را بخور گويند و جميع اينها مخصوص به اعضاى سر است . « 2 »

--> ( 1 ) . مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 1 ، ص 224 و 225 . ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 168 .