محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

19

خلاصة الحكمة ( فارسى )

انتفاخ انْتِفاخ : زيادتى است كه در عضو به هم رسد به سبب در آمدن مادهء ريحى در آن با خارش . هرگاه مطلق ذكر نمايند و مقيد به انتفاخ بطن و يا غير آن ، مراد زيادتى حاصل از مادهء ريحى در آن با خارش ، هرگاه مطلق ذكر نمايند و مقيد به انتفاخ بطن و يا غير آن ، مراد زيادتى حاصل از مادهء رخو ريحى و غير آن است كه در آن عضو به هم رسد . « 1 » انتفاخ انف انتفاخ انف : گاه در بينى اطفال انتفاخ به حدّى عارض مىشود كه غليظ و سطبر مىگردد و وجع مىنمايد و طفل بىآرام و سكون مىباشد . « 2 » انفتاخ عين انتفاخ عين : زيادتى است كه از مادهء بارد خلطى و يا ريحى عارض چشم گردد با خارش . « 3 » انشقاق / شقاق شُقاق : مرضى است كه در آن موى مىريزد و نيز بر تشقق جلد بدن و دست و پا و صورت و غيرها از سردى و يا غير آن اطلاق مىنمايند . و بعضى گفته‌اند : عبارت از تشقق شَرَج است . « 4 » انفجار انفجار : هو تفرق الاتصال فى وسط الوريد . « 5 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 55 . ( 2 ) . حكيم محمد اعظم خان ؛ اكسير اعظم ، ج 1 ، ص 555 . ( 3 ) . محمد حسين عقيلى خراسانى ؛ مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 1 ، ص 55 . ( 4 ) . همان ، ص 78 . ( 5 ) . محمد بن يوسف الطبيب الهروى ؛ بحر الجواهر ، مادهء « انفجار » .