محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
185
خلاصة الحكمة ( فارسى )
صنعت آن : بگيرند كدو را و پوست آن را دور كرده ، به دستور به تمامى بكوبند و آب آن را افشرده ، بگيرند و با ربع آن روغن كنجد تازه بجوشانند تا آب رفته روغن بماند . « 1 » روغن كنجد / دهن السمسم / دهن الحل / روغن رهشى / ارده روغن كنجد : روغن آن را اگر از كنجد غير مقشر بريان بگيرند آن را « دهن الحَل » نامند - به فتح مهمله و تشديد لام و لزوجت اين زياده است و اگر از مقشر بريان اخذ نمايند لزوجت آن كمتر . صنعت آن : چون آن را نرم بكوبند و با آب به دست خوب بزنند تا گرم شود و روغن آن جدا گردد بردارند و آنچه ساييده در آب ، جوش دهند تا روغن حاصل گردد آن را « طبيخ » نامند و ساييده و يا كوبيدهء آن را بدون استخراج روغن « رهشى » نامند كه به فارسى « ارده » گويند . طبيعت آن : در دوم گرم و تر و تا هفت سال قوت آن باقى مىماند . افعال و خواص : آشاميدن آن با ادويهء مناسبه ، مفتح و ملين و مرطب و مسمن و رافع احتراقات حادث از خلط حاد و ضيق النفس و سعال يابس و قرحهء ريه و تشنج يابس قوىتر از كنجد و در حرقة البول مانند كنجد و در مزورههاى مَرضى بعد از دهن لوز و فستق نافعترين ادهان . و قطور جوشانيدهء آن با فلفل سفيد و مصطكى جهت گشودن سدهء گوش و طلاى آن با سفيدهء تخممرغ جهت تحليل صلابات و اورام چشم و غير آن و با روغن زيتون و زردهء تخممرغ جهت رفع ورم چشم و با بزرقطونا جهت خشونت و خارش بدن و سوختگى آتش و جراحتى كه از نوره به هم رسيده باشد و ماليدن قيروطى آن بر صورت جهت نيكويى و صفا و براقى و نرمى آن مفيد و به دستور از كنجد و جلوس در آن جهت اكثر امراض يبسى مانند تشنج و غير آن و همچنين تدهين بدان مكرر انداختن پارچهء تر كرده بدان بر عضو و يا اعضا و به دستور تدهين آن جهت زخم جدرى و سوختگى آتش نافع . مضر : سوداوى مزاج و بطيء الهضم و مرخى معده و مفسد دماغ ضعيف و قريب الاستحاله به صفرا .
--> ( 1 ) . همان ، ص 430 .