محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

17

خلاصة الحكمة ( فارسى )

اعياء اعْياء : كلال و ماندگى بسيار است كه عارض مفاصل و عضلات گردد و به عرف آن را تعب نامند و آنچه از غير حركت باشد و سبب آن معلوم نباشد مقدمه مرض است و بعضى گفته‌اند اعياء چون اشتداد يابد ، قشعريره به هم رسد و چون زياده گردد ، نافض و حُمّى عارض گردد و [ آن ] بر چند نوع است ؛ آنچه به توسط حركت عارض گردد آن را اعياى رياضى نامند و آنچه به واسطه قروح ، آن را [ اعياء ] قروحى و آن ، آن است كه سر و بدن درد نمايد نزد دست گذاشتن بر آن و آنچه به واسطهء كشيدگى اعضا آن را تمدد و آنچه به واسطه ورم بعض اعضا آن را [ اعياء ] ورمى و آنچه به واسطه يبوست و خشكى اعضا باشد ، آن را [ اعياء ] قشفى نامند . « 1 » التصاق الجفن التِصاق جَفْن : چسبيدن جفن به مقله است و يا چسبيدن جفن اعلى به اسفل . « 2 » ام الدم ام الدم : ام الدم تفرق اتصالى است كه در شريان به هم رسد و سديدى گفته تفرق اتصال اگر در شريان واقع شود و ملتحم نگردد و خون از آن جارى شود و به فضايى كه در اطراف آن است بريزد و پر كند آن را و چون بفشارند آن فضا را ، برگردد آن خون باز به سوى شريان ؛ اين را ام الدم نامند و قوم اطبا هر انفجار شريانى را ام الدم مىگويند . « 3 » امتلاء امتلاء : عبارت از پرى بدن است از اخلاط و مشرف بودن بر مرض و گاه اطلاق مىنمايند به ردائت اخلاط به حسب كيفيت و اين را امتلاء به حسب كيفيت مىنامند [ امتلاء به حسب قوه ] ، و گاه اطلاق مىنمايند بر كثرت كميت اخلاط و ارواح به حدّى كه پر كنند اوعيه و امكنه خود را و بِكشند اعضا را هرچند به حسب كيفيت صالح باشند و اين

--> ( 1 ) . همان ، ص 54 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . همان ، ص 55 .