محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
117
خلاصة الحكمة ( فارسى )
چنانچه منصف است ، شق نموده دو حصه نمايند و پردهء ميانه آن كه دو زبانه است برآورده دور كنند و باز شسته استعمال نمايند و اگر اولا آن را دو پاره نموده پردهء آن را برآورند ، پس مدبر نمايند بهتر است . نوع ديگر : آن است كه دند را مقشر كرده زبانهء آن را برآورده ، در پارچه بسته در شير گاو بجوشانند ، پس با آب پاك شسته ، خشك نموده ، با نمك بريان نمايند و با قدرى كتيرا و مصطكى و انيسون تا سه روز با آب ليمو سحق نموده حبوب بندند . « 1 » ترپلاو / ترپلو ترپلاو : مقابل خشكه پلو ( پلاو خشك ) يا همان كته است . برنجى كه آبكش كرده بر آن روغن گذاشته باشند . ترياق / ترياق الافاعى ترياق : بدان كه ترياق ( به كسر اول معرب ) از لغت يونانى كه تريا و قاء ممدوده باشد . و تريا در لغت يونانى به معنى نافع است از براى گزيدن جانوران سمى و قاء در آن لغت به معنى نافع است از براى ادويهء مشروبهء سمى ، پس اين هر دو لغت را مركب كرده و معرب ساخته تخفيف داده ، ترياق ناميدهاند و نيز آن را عربان درياق و درياقه و دراق ( به تشديد راء ) ناميدهاند و در اين لغت سوم ( به كسر اول ) بنا بر اشهر و به فتح نيز در كل لغات آمده است . و نيز گفتهاند كه مركب و مخفف از ترياق است كه تريا به معنى سم است مطلقاً و يوق به معنى مقاوم آن ، پس هر دو را مركب و مخفّف كردهاند ، يعنى مقاوم سموم و ترياق و ترياقه و تراقه به تشديد را در سوم نيز گويند و گفتهاند كه معرب از ترياك فارسى است كه عبارت از افيون است و اصطلاح كردهاند اطبا ثانيا براى هر دوا كه پادزهريت داشته باشد كه به خاصيت مقاوم سموم و رفع نكايت او كند و محافظت نمايد روح را از فساد و تعفّن ، خواه حدوث آن سميت در بدن از گزيدن جانوران باشد و يا از آشاميدن سموم ؛ آن چنان سمومى كه به خاصيت و صورت نوعيه مفسد مزاج و روح حيوانى و قلب و حرارت غريزيه باشند نه ادويهء سميه كه به كيفيت مزاجى اين عمل كنند به درستى كه
--> ( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 76 .