محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

845

خلاصة الحكمة ( فارسى )

مانند آب نهر و آب چاه و آب باران و غير اين‌ها جايز نيست مادام كه يكى انحدار نيافته و باعث نفخ و قراقر و ثقل معده است ؛ به سبب بطؤ انهضام و انحدار . و خواصّ و مضارّ هر يك از مياه و اصلاح هريك « 1 » در مشروب از ستّهء ضروريه بالإجمال و در « ماء » از حرف الميم در « ادويهء مفرده » بالتفصيل ذكر يافت . كأس چهارم : در بيان احكام آب سرد و آب نيم‌گرم كه « فاتر » نامند و آب گرم و آن كه هر يك به كدام مزاج اصلح است . بدان كه اصلح مياه مر امزجهء معتدله را ، آب معتدل در برودت است ؛ خواه طبيعى باشد و خواه عرضى [ كه ] به برف و يا به يخ و يا به تگرگ و غير اين‌ها سرد نموده باشند . و بهترين طرق سرد نمودن به اين‌ها آن است كه : آب را در ظرفى نموده و ظرف را بر آن‌ها گذارند تا سرد گردد نه آن كه جرم آن‌ها را در آب اندازند ؛ زيرا كه اين با وجود اكتساب آب كيفيت برودت و خاصّيت هر يك آن‌ها را ، حكم جمع ميان دو آب مختلف دارد و اين در صورتى است كه يخ و برف و تگرگ صافى باشند و انجماد يخ از آب متعفّن فاسد نشده باشد و الّا در كمال ردائت است . و همچنين آب گداختهء هر يك از اين‌ها نيز ردىء و مضرّ اعصاب و اعضاء تنفّس و احشاست ؛ به اعتبار آن كه مكث اين‌ها در اعضاء نسبت به آب صِرف زياده مىباشد و هر چند مكث زياده نمايد ، باعث تأثير مىشود « 2 » و ضعف ، زياده مىگردد بالضرورة . و محروران را آب سرد و مبرودان را آب فاتر [ مفيد است ] . و هرچند حرارت زياده باشد ، مانند دَمَوى مزاج و صفراوى مزاجان را ، آب سردتر اليق و هرچند برودت و رطوبت غالب‌تر است ، ميل از فتور به حرارت ، اولى و انسب [ است ] . و ليكن تحمّل دَمَوى مزاج به آب سرد زياده از صفراى مزاج است ؛ به جهت آن كه صفراوى مزاج ، اكثر ضعيف نحيف البدن مىباشد و لهذا متحمّل آن نمىتواند گرديد ؛ به جهت آن كه اعصاب « 3 » به زودى از آن متأثّر مىگردند ؛ به خلاف دموى مزاج كه اكثر فربه

--> ( 1 ) . الف : ( از مياه و اصلاح هريك ) حذف شده . ( 2 ) . الف : ( مىشود ) حذف شده . ( 3 ) . ب : اعصاب او .