محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
840
خلاصة الحكمة ( فارسى )
ببايد دانست كه بيان مياه و اقسام آن و افضليت و فايده و مضرّت هر يك و سبب احتياج به شرب ماءِ مذكور شد در بيان ستّهء ضروريه و در بيان توليد اخلاط . و چون در اكثر اغذيه ارضيت و غلظت و صلابت و يبس غالب است و به جهت قبول انهضام اعتدال قوامِ لازم ، پس آشاميدن آب لازم باشد جهت قبول فعل هاضمه ؛ زيرا كه غذاى خشك از گلو فرو نمىرود و بعد [ از ] ورود در معده و تصرّف حرارت در آن محترق مىگردد . و اگر غذا با مائيت و يا از قبيل فواكه رطبه باشد ، معتدل المزاج را ضرورتى به آشاميدن آب نباشد و در اين جا نيز بعض تدابير آن بالإجمال و الاختصار ذكر مىنمايد « 1 » در ضمن چند كأس . كأس اوّل : در بيان وقت آشاميدن آب ببايد دانست كه تا عطش صادق و احتياج به آشاميدن آب نشود ، آب ننوشند . هر وقتى كه باشد ؛ خواه بعد از غذا باشد بلافصل و يا به فاصله و يا بين طعام ؛ زيرا كه عطش صادق و احتياج و افتقار به آشاميدن آب ، نمىباشد مگر هنگامى كه طبيعت در انهضام غذا باشد براى ترقيق و ايصال آن به ساير اعضاء و بدلِ ما يتحلّلِ رطوبت و رفع يبوست و ازاله و تسكين حرارت . و آن چه به ما سواى اين امور باشد ، اكثر اطبّاء آن را عطش كاذب نامند و بعضى كُلّ « 2 » را نيز داخل عطش صادق ذكر نمودهاند . عطش كاذب ، عبارت از آن است كه داعى آن ، خلطى مالح و يا غليظ و يا شديد اليبس ، مانند بلاغم لزجه و جصّيه و يا سوداى احتراقى [ باشد كه ] در معده و فم آن مجتمع و چسبيده و طبيعت جهت غَسل و دفع « 3 » آن مواد طلب آب نمايد . و خاصّهء آن است كه از آشاميدن آب سرد - به سبب زيادتى غلظت و جمود الصاقِ آن - عطش [ هم ] زياده گردد و از مصابرت بر آن و يا آشاميدن آب گرمِ قليلى تسكين يابد ؛ به سبب تحليل و ترقيق مادّهء آن . و بسيار است كه تسكين مىيابد عطش كاذب به آشاميدن اشياء حارّه ؛ مانند عسل ؛ به
--> ( 1 ) . ب : مىبايد . ( 2 ) . الف : اكل . ( 3 ) . الف : دافع .