محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
822
خلاصة الحكمة ( فارسى )
جواب داده مىشود به آن كه : جميع اجزاء غذائيه كه در آن است ، خلع صورت غذائيه خود نموده لبس صورت دمويه مىنمايد « 1 » و امّا اجزاء دوائيه آن به صورت خود باقى ماند و به سبب بقاء خود صادر مىگردد از آن كيفيت آن با خون . و ليكن دخول اين اجزاء در آن خون نيست مانند دخول اجزاء حقيقى در قوام آن ؛ به جهت آن كه التصاق آن به اعضاء به طريق ترهّل مىباشد ؛ به سبب عدم صلاحيت آن التصاق تام را مانند غذاى حقيقى ؛ چنان چه ذكر يافت . [ غذاى طالب حفظ صحت ] : بايد كه اقتصار نمايد طالب حفظ صحّت در غذا : به نان گندم پاكيزه از شوايب و آميختگى به اشياء رديئه مانند « شيلم » « 2 » ؛ به جهت آن كه نان گندم ، گرم به اعتدال [ و ] سريع الهضم [ و ] كثير الغذاست . و اشياء رديئه مفسد آن و شيلم مسكر است . و بر گوشت گوسفند يك ساله فربه خالى از علّت و مرض و بچّه گاو و بز جوان و ماكيان و كبك و تيهو و امثال اينها هر گوشت معتدل جيد الغذا كثير سريع الهضم لطيفى ؛ به شرط آن كه اينها همه يكى بسته و محبوس در قفس نباشند بلكه در حركت و در چراگاه به علفزارهاى طيب و پرواز باشند و تازه صيد نموده باشند . و از حلويات آن چه ملايم الحلاوة باشد ؛ به جهت آن كه شيرينى ، مرغوب كبد است ؛ زيرا كه خون طبيعى ، حُلو است و غذاى جميع بدن از آن است « 3 » و گويا طعم جميع اعضاء حلو است . و به مناسبت ، طالب و مشتاق و جاذب و مناسب و مشاكل خوداند . و ازين جهت است كه چون شخصى اغذيه مختلفه به طعوم بخورد و بر بالاى آنها طعام شيرين و قى كند ، آخر همه و به عنفِ تمام [ است كه ] طعام شيرين مندفع مىگردد . و لهذا چيز شيرين را به زودى جذب مىنمايد . و از اين جهت است كه در ادويه - خصوصا بشعه آنها - شيرينى « 4 » كمى داخل مىنمايند .
--> ( 1 ) . ب : مىنمايند . ( 2 ) . حاشيهء نسخهء ب ، ص 337 چنين آمده : شيلم به فارسى جلكك را گويند و آن تخمى است كه در ميان غله افتد و آن را تلخ نيز گويند . ( 3 ) . ب : ( است ) حذف شده . ( 4 ) . ب : شيرين .