محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

818

خلاصة الحكمة ( فارسى )

عام [ است ] ؛ خواه به ضدّ مرض باشد و خواه به ضدّ سبب مرض كه اين نيز فى الحقيقة ضد مرض است ؛ پس تجويز غافث و سقمونيا ، به اعتبار اخراج موادّ حمّى است كه علت و سبب مرض است . و بلا شك چون علت و سبب شىء زائل گرديد ، معلولِ آن بالضرورة نيز زوال خواهد يافت . همچنين در اسهال و قى چون ماده مجتمع گشته و طبيعت در صدد دفع آن برآمده ، به هر طريق كه اسهَل يافته دفع نموده : آن چه در ماتحت معده و در امعاست ، به اسهال و آن چه در ما فوق آن است ، به قى ؛ پس طبيب كه خادم و معاون طبيعت است ، بايد كه به حسب مطلوب و اقتضاى طبيعت اعانت آن نمايد در دفع مادّه مرض تا آن كه به سهولت و سرعت ، مادّه و سبب علت اخراج يافته [ و ] صحّت حاصل گردد . پس فى الحقيقة ، اين‌ها همه علاج به ضدّند و ايرادى و اعتراضى وارد نمىآيد . و بالجملة ، هرچند اعتدال مزاج زياده ، تدبير حفظ آن به مماثلت زياده . [ و ] هر چند مرض قوىتر ، تدبير معالجه آن به ضدّيت بايد كه قوىتر باشد تا مؤثر افتد .