محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
802
خلاصة الحكمة ( فارسى )
قاسر ممكن نيست ؛ به دليلى كه ثابت شده است در اصل حكمت . و چون زايل گردد قاسر ، متفرّق مىگردد اجزاء و منطفى مىگردد بدن . و [ همچنين ] لازم نيست بر حافظ صحّت - يعنى طبيب - ضمان آفات خارجيه ؛ مانند غرق شدن و سوختن و خفه گشتن و غير اينها . پس نهايت فعل طبيب در صناعت خود كه حفظ صحّت حاصله و ردّ صحت زايله است - كه مرض باشد - آن است كه مىتواند مراعات دو امر نمايد : يكى : آن كه برساند هر شخصى « 1 » را به اجل و نهايت مدت عمرى كه مقتضى مزاج و حرارت غريزيه و رطوبت غريزيهء اصليهء آن است كه اگر اتّفاق نيفتد مر او را مفسد خارجى ؛ به جهت آن كه اشخاص درين متفاوتاند ؛ يعنى بعضى وفات مىيابند به وفات طبيعى به كمتر از صد سال و بعضى زياده از صد سال به حسب قوّه ؛ كه : هر گاه قوى باشد ، انتهاى آن به سوى ضعف بطىءتر مىباشد . و هر چند ضعيفتر باشد ، قصيرتر مىباشد . و قوّت و ضعف به حسب اختلاف مزاج در ايجاب حرارت و رطوبت مختلف مىباشند . و مفسدات خارجيه را به استقراء پنج امر يافتهاند : اوّل : امرى كه موجب فناء حرارت غريزيه است به استفراغ روحى كه آن مادّهء آن است ؛ چنان چه در فرح مهلك [ است ] . و يا به استفراغ خونى كه آن مادّه و مركب آن است ؛ چنان چه در قطع شريان و يا وريد مىباشد . دوم : امرى كه موجب انطفاء آن است به احتقان ؛ چنان چه در فزع مفرط مىباشد . سوم : امرى كه باعث سدّ مجراى نسيم مىگردد ؛ چنان چه در غرق شدن و خناق گشتن و خفه كردن و غير اينها مىباشد ؛ زيرا كه نزد آن متراكم مىگردد فضول دخانيه در قلب و منطفى مىگردد حرارت . چهارم : امرى كه باعث افساد جوهر آن مىگردد ؛ به سبب : استنشاق هواى ردى كه
--> ( 1 ) . ب : شخص .