محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
800
خلاصة الحكمة ( فارسى )
صد سال است و اين به كمال ندرت و نادراً نود سال و اقلًّا هشتاد سال و اكثر ما بين هفتاد و هشتاد سال ، و رسيدنِ بدان عمر طبيعى ، در كمال ندرت و اقلّ از قليل است ؛ چه جاى آن كه منع نمايد موت را ؛ به دلايلى چند كه اصلاند براى اين علم كه بعض از آنها مذكور مىگردد : يكى : آن كه بقاء بدن ممكن نيست بدون تصرّف قوا در امر غذا و استخلاف بدل ما يتحلّل از آن . و افعال قواى جسمانيه ، البتّه متناهىاند ؛ پس ايراد آن بدل ما يتحلّل را نيز متناهى است . دوم : آن كه ممكن نيست تكوّن بدن مگر از رطوبت اصليه كه آن ، عبارت از منى مرد است . و اصَحّ آن است كه آن ، قائم مقام فاعل است و هر يك منى زن و دمِ طمث ، قائم مقام مادّهاند ؛ جهت مقاربت با حرارت كه منضج و غاذى آن است و دافع فضلات آن و آن حرارت ، لا محاله به تدريج تحليل مىدهد آن را و چون على الدّوام تأثير نمايد مؤثّر واحد در متأثّر واحد اشتداد او ، مىيابد تأثير آن در هر وقت ، به جهت آن كه مؤثّر در زمان اوّل افاده مىنمايد در متأثّر اثرى را ، پس مستعد مىگردد متاثّر براى قبول اثر مؤثّر ثانياً . و هر چند باشد زمان « 1 » اطول ، مىباشد ظهور آثار آن بيشتر و استعداد آن اقوى و كمتر مىگردد متأثّر نيز و هر چند باشد متأثّر كمتر ، مىباشد تأثير مؤثّر در آن قوىتر . پس هر گاه زياده گردد تحليل رطوبت ، ضعيف مىگردد حرارت ؛ به جهت فناء مادّهء آن از مقدارى كه در اوّل كون بود ؛ چنان چه ضعيف مىگردد گرمى سراج به نقصان دهن . و على الدّوام چنين مىباش تا آن كه فانى گردد رطوبت بالكليّة و منطفى گردد حرارت . سوم : آن كه حرارت هر گاه شروع نمايد در نقصان ، ضعيف مىگردد قوّت هضم نيز و از ضعف قوّه هضم ، لازم مىآيد ضعف بدن و دائم زياده مىگردد ضعف تا آن كه باطل مىشود بالكليّة و فانى مىگردد بدن ؛ به جهت آن كه قوّت هضم نمىباشد مگر به سبب حرارت و نزد ضعف آن ، كم مىگردد توليد غذايى كه صلاحيتِ بدلِ ما يتحلّل داشته باشد . و ازين جهت ، كم وارد مىگردد در بدن بدلِ ما يتحلّلى كه اگر نباشد آن باقى نمىماند
--> ( 1 ) . ب : در زمان .