محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
15
خلاصة الحكمة ( فارسى )
[ هر طبيب ، بايد اين علوم را بداند : ] و از جملهء علوم ضروريه مر او را ، ده علم است : اوّل : علم فقه و حديث است و تبعيت و ولاى اهل بيت - صلوات اللّه عليهم - ؛ به حكم آيهء كريمهء « قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى » « 1 » و آيهء وافى هدايت « قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي » « 2 » ، اساس و بنياد دين خود را بدان استوار دارد ؛ تا آن كه به ورود شكوك و شبهات شياطين نفسانيه و شياطين إنسيه بايد كه « 3 » از جادّهء استقامت نلغزد و منهزم نگردد . و دوم : علم اخلاق است كه آن را ، خوب ورزد ، و مَلَكهء خود گرداند بعضى از آن را تا ؛ صاحب خُلق نيكو باشد . و سوم : علم حكمت است ؛ براى تأييد و تشييد و تحقيق معانى و نكات و لطايف كلام و حُسن بياناتِ صاحبان شريعت - صلوات اللّه عليهم - ، كه از آن شرافت و علوّ درجه و رفعت شأن آنها معلوم مىگردد . و عامل به علم حكمت باشد ؛ يعنى حكيمِ راست گفتار و درست كردار و « واضعِ شىء در موضع لايق آن » و تابع حقّ و أمر حقّ باشد ، نه تابع هوا و هوس . و آن كه علم حكمت را براى إباحت و يا مخالفت شريعت آموزد ؛ يعنى اصل شريعت را قرار دهد و حكمت را تابع و آلت فهم آن ، نه بالعكس كه موافق رأى و خواهش خود تأويل نمايد آن را . چهارم : علم منطق است ؛ خصوص كلّيات خمسه و معرفت جوهر و عرض و حدود ؛ براى معرفت حدود و رسوم اشياء ، و صحّت و مرض ، و فرق ميان ذاتى و عرضى ، و عامّ و خاصّ ، و لازم و مفارق ، و آن كه « كدام مزاج ، در تحت كدام مزاج ؟ » و « كدام مرض ، در تحت كدام مرض ؟ » و « لازم ، كدام مرض ؟ و اصلى ، كدام ؟ و شركى عارضى كدام ؟ » و
--> ( 1 ) . سورهء شورى ، آيه 23 . ( 2 ) . سورهء يوسف ، آيهء 108 . ( 3 ) . ب : ( بايد كه ) حذف شده .