محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

7

خلاصة الحكمة ( فارسى )

[ تعريف علم طبّ ] بد آن كه « طبّ » در لغت به معنى سحر و عادت و حذق در علوم و صنايع است و به اصطلاح اطبّاء عبارت از عملى است كه دانسته مىشود به آن احوال بدن انسان از حيثيت « صحّت » و « مرض » و صحّت عبارت از ملكه و يا حالتى است كه با آن صادر گردد از انسان افعال صحيحهء سليمه و يا هيأتى است كه به آن ، انسان در مزاج و تركيب بدن خود به حيثيتى باشد كه صادر گردد از او كل افعال صحيح و سليم . و مرض ، به خلاف آن است . [ غايت و موضع طب ] و غايت و غرض آن ، حفظ صحّت حاصله و استرداد صحّت زايله است . و موضوع آن بدن انسان است ؛ زيرا كه بحث طبيب همگى مقصور بر عوارض ذاتيهء آن است از حيثيت صحّت و مرض و حالت متوسطهء ميان آن هر دو - بنا بر رأى جالينوس - و بر علم به اسباب آن‌ها و بر معرفت و دلايل و علامات آن‌ها ، و بر طريقهء حفظ و معالجهء آن‌ها . بدان كه طبّ ، اوّلًا منقسم مىگردد بر دو جزء : يكى علمى ، كه آن را « نظرى » گويند ، و ديگرى عملى ؛ يعنى « علم عملى » . و هر يك از آن هر دو نيز « 1 » منقسم به دو قسم‌اند : يكى علمى ؛ يعنى « علم جزء علمى فقط » و ديگرى « علم عملى به طريق كلّى ، بدون قصد مباشرت عمل » و قسم اوّلِ علمى عملى « علم به كيفيت و طريقهء مباشرت عمل است ، بالتفصيل ؛ بدون قصد مباشرت عمل » و قسم دوم آن « علم به كيفيت عمل است با مباشرت عمل » ؛ زيرا كه مقصود از دانستن آن ، يا « حصول علم فقط » است و يا « حصول علم متعلّق به كيفيت عمل ، بالإجمال ، بدون قصد مباشرت عمل » و يا « حصول علم متعلّق به كيفيت عمل ، بالتفصيل ، با قصد مباشرت عمل ، بدون مباشرت بالفعل » و يا « حصول علم متعلّق به كيفيت عمل ، بالتفصيل ، با مباشرت آن بالفعل » و هر يك - إن شاء اللّه تعالى - بالتفصيل مذكور خواهد شد .

--> ( 1 ) . ب : ( نيز ) حذف شده .