محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

787

خلاصة الحكمة ( فارسى )

بدان كه چون استدلال به « نفث » نيز از ادَلّ اشياست بر نضج امراض صدريه و ريه و بر عدم نضج آن و لهذا آن را نيز ذكر مىنمايد در هفت فصل . [ تعريف نفث ] : و « نفث » به فتح نون و سكون فا و ثاء مثلّثه : در لغت : نفخِ « 1 » بدون ريق - يعنى بى آب دهن - را نامند . و به معنى دميدن به نفس نيز آمده . و به معنى القاء نيز . و در اصطلاح اطبّاء - يعنى عرف خاص - ؛ رطوبتى را نامند كه از سرفه بر آيد از مجراى قصبهء ريه . و به عرف عام ، رطوبت را به هر وجه كه از دهن بر آيد ، خواه به طريق بزاق - كه « بصاق » نيز نامند - و خواه به تسفُّل و خواه به سُعال و خواه به تنحنح و خواه به قى ، بدين اسم نامند ؛ خواه از قصبهء ريه آيد و يا از مرى به معده . و آن چه به طريق سرفه است ، البته از قصبهء ريه و يا از حجب صدر و اعضاء قريبه بدان خواهد بود ؛ زيرا كه آن‌ها را مخرجى سواى ريه و قصبه نيست . و آن چه تنحنح آيد ، از دماغ و نواح آن خواهد بود و آن چه به تسفّل و تبزّق آيد ، از اجزاء فم خواهد بود در نواح آن و آن چه به قى آيد ، از مرى و معده خواهد بود . فصل اول [ از باب پنجم از ركن چهارم از مقالهء اولى ] : در بيان كثرت و قلّت نفث بدان كه كثرت آن ، از دليل نضج و به نهايت رسيدن مرض است ، به شرطى كه در قوام و لون و امثال اين‌ها محمود باشد و قلت آن ، علامت فجاجت مادّه باشد . و ليكن چون نفث اندك اندك شروع « 2 » به آمدن نمايد ، دليل شروع نضج باشد و مُشعر بر آن كه مرض از ابتداء تجاوز

--> ( 1 ) . ب : نفح . ( 2 ) . ب : نفث اندك شروع .