محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

769

خلاصة الحكمة ( فارسى )

بدان كه هيأت براز از دو حال بيرون نيست : يا « 1 » مجتمع است و يا مانند سرگين گاو منتفخ ؛ زيرا كه در براز البتّه ارضيت غالب است و هر چه ارضيت بر آن غالب باشد ، البتّه مجتمع الاجزاء و با متانت مىباشد هنگامى كه مخلّى « 2 » بالطبع باشد و شىء مانع الاجتماعى با آن نياميزد ؛ زيرا كه هر گاه ممتزج به مانع الاجتماع گردد ، لا محاله منتفخ مىگردد و آن شىء ، اكثر رياح است يا بخار يا هوا و بخار و هوا بنا بر لطافت قابليت اين امر ندارند ؛ پس منحصر گرديد به رياح . و توليد رياح از تأثير حرارت است در مادّهء فضول رطبهء غليظه و متبخّر گرديده و بعد از آن ، حرارت مبخره از آن مفارقت كرده رياح گشته در خُلَل و فُرَج آن فضول در آمده [ و ] آن را منتفخ گردانيده . بدان كه فرق است ميان بخارى كه مادّهء ريح است و غير آن بخار مادهء ريح غليظ حادث از رطوبات غليظ است و لهذا بعد مفارقت حرارت از آن بر غلظت خود باقى مىماند به خلاف بخار مطلق كه مادهء آن رطوبات لطيفه است [ و ] اگر رطوبت بر آن غالب است ، بعد [ از ] مفارقت حرارت ، مستحيل به رطوبت و مائيت مىگردد و الّا به تحليل مىرود و چيزى از آن باقى نمىماند . و بالجملة ، توليد رياح نمىباشد مگر در فضول غير نضيجه و يا قاصر النضج « 3 » ؛ پس انتفاخ براز ، دليل قصور نضج و اجتماع آن ، دليل نضج است .

--> ( 1 ) . ب : ( يا ) حذف شده . ( 2 ) . الف و ب : مخلّا . ( 3 ) . ب : تام النضج .