محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
723
خلاصة الحكمة ( فارسى )
بعيده باشد كه در اغلب به تبعيت آن ، مزاج كبد نيز فاسد مىگردد و انجذاب خون از آن به جانب اعضاء - كما ينبغى - نمىباشد و بدان سبب تمييز مائيت مستكمل نمىگردد ؛ بلكه مخلوط به دمويت مىباشد و بول ، خامِ غسالى مىباشد . پنجم : آن كه « 1 » از غير مثانه آيد - يعنى از اعضاء بعيده از آلات بول كه قابل حصول رسوب مذكوراند - با التهاب شديد مىباشد ؛ به شرطى كه ذوبانى باشد . ششم : آن كه آن چه نخالى مثانى است ، سفيد محض مىباشد ؛ به خلاف آن چه از اعضاء بعيده آيد كه رنگ آن به سبب طول مسافت متغير مىگردد « 2 » به كمودت ؛ به سبب تأثير حرارت غريبه در آن . [ قسم دوم ] : امّا دشيشى كه « سويقى » نيز نامند ؛ به جهت آن كه هر دو نام آردى است كه مغز آن را از آن گرفته باشند . و نيز ، آردى را نامند كه مبالغه در طحن و نرم سودن آن ننموده باشند . و بالجملة ، رسوب دشيشى ، در عرض شبيه به نخالى و در ثخن ، بسيار غليظتر و از آن ضخيمتر است ؛ به حدّى كه ثخن آن قريب به عرض آن مىباشد « 3 » . و اين ، دلالت بر احتراق خون و يا ذوبان اعضاء و يا جرب مثانه مىنمايد . و اين ، به حسب لون سه قسم مىباشد : يكى : سفيد خالص . و اين ، مختصّ به اعضاء بول است كه سفيداند ؛ مانند مثانه و برانج كه نزد وقوع آفتى درين ها رسوب به نحو مذكور از آنها اخراج مىيابد . و اين بر سبيل قلّت و ندرت مىباشد ؛ به جهت آن كه جرم مثانه و برانج آن قدر غلظت و ضخامت ندارد كه رسوب غليظ ضخيم از آنها حاصل گردد ، مگر آن كه جرم مثانه از شدّت خباثت مادّهء جرب شكافته گردد و اين نادر است .
--> ( 1 ) . ب : آن چه . ( 2 ) . ب : و به . ( 3 ) . الف : مىباشند .