محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

707

خلاصة الحكمة ( فارسى )

يكى آن است كه مجرا « 1 » بول ، نرم عصبانى مخلوق شده تا اتّصال آن به مثانه « 2 » ، به احسن وجهى تواند شد و به جهت نرمى اجزاء ، بر هم منطبق مىباشد ؛ براى محاليت خلأ و آن كه انفتاح دائمى خاصّهء جسم صلب است . و چون معلوم گرديد كه آن صلب نيست و نرم است و منطبق بر هم حكيم على الاطلاق جلّ و عزّ به حكمت بالغهء خود ريح را آفريد تا آن كه با بول مخلوط و يار و بدرقه شده معينى و مقوّىاى و سايقى باشد در انزراق و انفتاح مجرا و خروج بول بالتمام به قوت و سرعت كه بقيه از آن در مجرا نماند و باعث آفت نگردد . دوم آن كه لا محاله چون حرارت در ماده بول كه رطوبت كذا است كه البته خالى از غلظت و لزوجتى نيست هرچند بسيار قليل باشد در بعض احوال و اوقات تصرف نمايد زيرا كه قوه دافعه فضول بوليه بدون حرارت نمىتواند بود و نيز ماده بول به اعتبار اختلاط با فضول غذائيه خالى از حرارت كامنه نيست پس به تاثير و تصرّف آن حرارت در آن و ظهور حرارت كامنهء آن ، البتّه متبخّر مىگرداند اجزاءِ لطيفهء آن را و بخار مىگرداند . و چون مجارى بول عصبانىاند و چندان حرارتى ندارند ، حرارت بخارّيهء آن زائل گشته و از لطافت مستحيل به غلظت شده ، ريح مىگردد و با بول مخلوط گشته مندفع مىشود به زور قوّهء دافعه و امتلاء و انفتاح اين مجرا را .

--> ( 1 ) . ب : مجراى . ( 2 ) . الف : مثابه .