محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
696
خلاصة الحكمة ( فارسى )
بدان كه « صفا » ، عبارت از حالتى است كه آسان باشد با آن نفوذ بصر در جسم سائل . و « كدورت » ، عبارت از حالتى است كه متعسّر گردد به آن نفوذ بصر كه نفوذ در آن نتواند نمود . و سبب صفا ، نضج تامّ است كه لازمهء آن اعتدال قوام است . و اعتدال قوام را تابعِ ، استواء قوام و نبودن بعضى اجزاء ارضى « 1 » كثيف و بعضى مائى رقيق از هم ممتاز و يا عدم مخالطهء اخلاط غليظهء كدره . و نيز تابع آن است « سكون » اخلاط كه عبارت از راسب تهنشين بودن اجزاء ارضيهء آن است و غير مخلوط به مائيت . و سكون لازم نضج تامّ است ؛ زيرا كه نزد نضج تام تحليل مىيابد رياح متصاعدهء اجزاء ارضيه . و كدر ، دلالت بر عدم نضج مىنمايد و اختلاط « 2 » اجزاء ارضيهء صاحب لون به مائيت ؛ اختلاطى « 3 » كه امتياز نيابد هيچ يك اجزاء از ديگرى ؛ زيرا كه اگر تميز تام يابد اجزاء غليظه از رقيقه ، هر آينه اجزاء غليظهء ارضيه ، راسب [ و ] ته نشين گردد و رقيقهء صافيه مائيه ، طافى [ و ] بالا [ آيد ] ؛ پس كدر نخواهد بود . سبب كدورت ، اكثر آن است كه با آن اخلاط رياحيه باشد كه مانع انخراق اجزاء ارضيه از مائيه و رسوب آنها باشد و آنها را با هم مختلط دارد و مانع نفوذ بصر گردد . و اسباب صفا ، ضدّ اسباب كدورت است . سبب كدورت ، گاه مىباشد سقوّط قوّهء شهويه ؛ زيرا كه قوّت شهوت ساقط نمىگردد مگر به سبب انتفا حارّ غريزى و نزد انتفا حارّ غريزى ، استيلاء مىيابد برودت در بدن و غليظ مىگردد به آن بول ؛ چنان چه غليظ مىگردد بول خارجى بسبب تكاثف و انجماد و نمىتواند كه اجزاء ارضيه انخراق نمايد اجزاء مائيه را بسبب غلظت و خثورت و امتياز يابد و ته نشين گردد و گاه مىباشد سبب آن ورم باطنى مانند ورم احشا زيرا كه ورم احشا موجب فساد هضم است و لهذا مجتمع مىگردد فضلات كثيره غليظه در بدن و چون محتبس و متراكم گردد بعضى آنها بر بعضى متكدر مىگردد .
--> ( 1 ) . الف : ( ارضى ) حذف شده . ( 2 ) . ب : اخلاط . ( 3 ) . ب : اخلاطى .